اعلام جنگ اردوغان و نتانیاهو، جیمز پتراس٬ برگردان: آمادور نویدی

جیمز پتراس
جیمز پتراس

با سپاس فراوان از آمادور نویدی عزیز و گرامی برای کارهای ارزنده اش به ویژه ترجمۀ این اثر جیمز پتراس، اثری بسیار با ارزش، هُشدار دهنده و اطلاعاتی مهم، مطالعۀ آن را به همۀ عزیزان توصیه می کنم.

برای استفاده از سایر کارهای با ارزش آمادور عزیز به دو سایت اشتراک و اخگر در آدرس های زیر مراجعه کنید. موفقیت بیشتر این مترجم فعال و پرکار و سلامتی و تداوم کارهای خوبش را آرزو می کنم.

سیامک م.

https://eshtrak.wordpress.com/

https://amadornavidi.wordpress.com/

 

این رؤیای یک جنگ ویران گر علیه ایران است که منجر به تکه تکه کردن آن٬ مانند تقسیم عراق٬ سوریه و لیبی است که در نتیجه خاورمیانه برای همیشه با درگیری های فرقه ای٬ اشغال خارجی٬ بالکانیزه و عاری شدن از هرگونه امکان بازیافت زندگی مدنی ویران خواهد شد. سپس اسرائیل می تواند راه حل نهائی وحشیانه خود را به سرانجام برساند: سلب مالکیت و اخراج همه فلسطینی ها و تأسیس گسترش دولت صرفاً یهودی – احاطه شده با تخریب غیرقابل بیان و بی چارگی… اردوغان «مرز ترکمن» را به سوریه و عراق گسترش می دهد – علی رغم این واقعیت که ترکیه هرگز هیچ علاقه ای به اقلیت ترکمن نشان نداده است. به این منظور٬ او با تروریست های داعشی متحد شد تا با گسترش ترکیه٬ کردها را ریشه کن سازد. اردوغان٬ مانند نتانیاهو٬ یک دولت قومی «خالص» می خواهد – یکی یهودی٬ دیگری ترکی! هر دو رهبر٬ هیچ توجهی برای حاکمیت دولت های همسایه ندارند٬ تا چه رسد به امنیت شهروندان غیرنظامی خودشان. هر دو٬ بر حمایت نظامی آمریکا وابسته هستند. هر دو٬ در روند اشتعال جنگ های مخرب تر و گسترده تر در خاورمیانه هستند. نتانیاهو و اردوغان می خواهند تا خاورمیانه را دوباره پیکربندی کنند: ترکیه٬ کردستان و سوریه را تسخیر می کند؛ و نتانیاهو برتری نظامی را در خلیج فارس از طریق تخریب ایران گسترش می دهد.

اعلام جنگ اردوغان و نتانیاهو

نوشته: پروفسور جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

حاکمان مستبد دو تا از قدرت مندترین  رژیم های خاورمیانه در حال راه اندازی جنگ های بزرگی جهت تغئیر و تنظیم مجدد نقشه خاورمیانه هستند. نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل٬ با پروکسی٬ از طریق اعلان بسیج تمام عیار نظامی در درون اسرائیل (۲۷ – ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۵) و سازمان دهی بزرگ ترین کمپین سیاسی یهودیان صهیونیست افراطی در واشنگتن٬ علیه ایران اعلام جنگ کرده است.  هدف این تبلیغات دوجانبه ناگهانی٬ به شکست کشاندن توافق نامه امضاء شده اخیر بین ایران و آمریکا و آغاز جنگ بزرگ دیگری در خاورمیانه است. در نهایت٬ ناتانیاهو درنظر دارد که به «مسئله فلسطین» برای همیشه پایان دهد: تسخیر و اشغال فلسطین و اخراج مردم فلسطین از سرزمین خودشان- مهم ترین سیاست خارجی و هدف داخلی دولت یهودی را کامل کند. برای رسیدن به این هدف٬ رهبران اسرائیلی باید با کمین سیستماتیک٬ حامیان و هواداران منطقه ای فلسطینی ها – عراق٬ لیبی٬ لبنان و ایران را نابود کنند.

جنگ های متعدد اردوغان

هم زمان٬ اردوغان رئیس جمهور ترکیه٬ جنگ بزرگی را علیه مردم کرد و آرزوی آن ها برای ایجاد یک دولت/کشور کردی به راه انداخته است. این جنگ در حوادث اخیر با شروع بمباران(با هم کاری نیروهای اطلاعاتی ترکیه) اردوگاه جوانان کرد٬ کشتن و زخمی کردن عده ای از فعالین سکولار جوان دنبال شده است. چند روز پس از قتل عام جوانان ترک و کرد٬ اردوغان به نیروی هوائی خود دستور داد تا پایگاه های کردی را در درون قلمرو عراق و سوریه بمباران کند و به رگبار ببندد و پلیس امنیتی ترکیه به هزاران کرد ناسیونالیست و هواداران چپ ترک در سراسر کشور حمله برده و دستگیر کرده است. همه این ها با حمایت آمریکا و ناتو به وقوع پیوست٬ که برای طرح اردوغان جهت تسخیر و به دست گرفتن قلمرو سوریه٬ آواره کردن شهروندان کرد و مبارزان و استعمار مرزهای شمالی سوریه – تحت بهانه نیاز به «منطقه پرواز ممنوع٬ یا منطقه جلوگیری از خطر احتمالی» جهت حفاظت از حاکمیت ترکیه٬ پوشش ارائه داد. به چنگ آوردن این چنینی صدها کیلومتر مربع سرزمین٬ به حمایت طولانی پایدار و فعل و انفعال میان  جمعیت کرد سوریه ای٬ کرد عراقی ها و کردهای ترک که از مؤثرترین مخالفان گروه های اسلامی تندرو بوده اند٬ پایان خواهد داد.

جنگ تازه اعلام شده اردوغان علیه کردها٬ دارای اجزای پیچیده داخلی و منطقه ای است (فایننشال تایمز ۱۵/۷/۲۰۱۵ ٬ ص ۹): در درون ترکیه٬ سرکوب علیه قدرت سیاسی در حال ظهور انتخاباتی٬ حزب دمکراتیک خلق کرد هدف گیری شده است. اردوغان درنظر دارد تا با بی اعتبار کردن یا با قدغن و ممنوع کردن آشکار این حزب سیاسی٬ که تعداد شگفت آوری از کرسی ها را در انتخابات اخیر پارلمانی برده است٬ خواستار انتخابات جدیدی شود٬ «اکثریت» را در پارلمان به دست آورد و «قدرت اجرائی» دیکتاتوری خود را تأمین کند.

از نظر منطقه ای٬ حمله اردوغان به سوریه٬ بخشی از استراتژی گسترش مرزهای سمت جنوبی و غربی ترکیه است٬ که پلاتفرمی ارائه می دهد تا جهادی های دست نشانده و مورد علاقه ترکیه بتوانند حملاتی را علیه دولت سکولار در دمشق و حلب به راه اندازند. بمباران روستاها و پایگاه های کرد در عراق و سوریه٬ به منظور  به عقب راندن پیروزی های نظامی کردها علیه داعش و سرکوب بیش تر فعالان کردی طراحی شده است که خواهان استقلال در جنوب شرقی ترکیه هستند.

اردوغان روی توافقات ترکیه با آمریکا و ناتو برای همکارهای آشکار و پنهان علیه کردها و علیه حاکمیت ملی سوریه حساب می کند.

جنگ های نیابتی نتانیاهو

تهاجم چند جانبه سیاسی نتانیاهو جهت کشیدن پای آمریکا به جنگ علیه ایران طراحی شده است. استراتژی او در سطوح بسیاری و به روش های پیچیده رایگان  عمل می کند. هدف فوری٬ توافق اخیر امضاء شده بین ایران و کاخ سفید است. بخشی از این استراتٓژی بلندمدت جهت نابودی ایران٬ از جمله تشکیل ائتلافی از کشور های خاورمیانه ای٬ به ویژه رژیم های سلطنتی خلیج (فارس- م) ٬ برای محاصره٬ مقابله و تحریک جنگ با ایران است. این استراتژی سیاسی و نظامی بوسیله صهیونیست های بانفوذ در بالاترین محافل دولت آمریکا با اصرار و زور به پیش برده می شود.

همه احزاب بزرگ سیاسی اسرائیلی(بجز حزب کمونیست اسرائیل – م)٬ و اغلب رأی دهندگان اسرائیلی  از این سیاست خطرناک علیه ایران حمایت می کنند. مدیریت ۵۲ سازمان بزرگ یهودی آمریکائی در آمریکا٬ جهت پیروی از دستورات دیکته شده  نتانیاهو با قلدری٬ رشوه و زورگوئی در اکثریت کنگره بسیج شده اند. هر کدام از سیاست مداران کنگره آمریکا از طریق ارائه اوراق تبلیغاتی٬ و به وسیله فعالان و کارمندان تمام وقت آیپک (کمیته روایط عمومی آمریکا و اسرائیل – م)٬ کنفدراسیون های یهودی و اهدا کنندگان سیاسی میلیاردر «ملاقات» داشته است. علی رغم افکار گسترده عمومی آمریکا علیه جنگ و تشدید درگیری با ایران٬ تمام روزنامه های بزرگ آمریکا و رسانه های تلویزیونی٬ خواست نتانیاهو را برای «جنگ علیه توافق صلح» طوطی وار تکرار می کنند.

در بالاترین سطوح تصمیم گیری مقامات اجرائی آمریکا٬ مقامات ارشد صهیونیست٬ در حالی که «راه حل نهائی» سیاسی و نظامی خود … را برای نابودی ایران به عنوان دشمن و مخالف برتری وسلطه  اسرائیلی- یهودی در خاورمیانه تبلیع می کنند٬ از ارتباط با جدل های عمومی آیپک و هارت و پورت های ارازل و اوباش آدم کش پرهیز می نمایند. عوامل آمریکائی – اسرائیلی که به عنوان مشاور ویژه خاورمیانه٬ سفیر و خودی و نفوذی در وزارت های امور خارجه٬ بازرگانی٬ دفاع و خزانه داری عمل می کنند٬ سیاست های نتانیاهو را جهت تضعیف هرگونه عادی سازی روابط بین ایران و آمریکا به پیش می برند.

پیش نهاد اخیری که توسط پروفسور فیلیپ زیلیکو در فایننشال تایمز (۱۵.۷/۲۰۱۵ ٬ ص.۹) با عنوان:« تعادل (چنین) معامله هسته ای٬ شکست داعش و مقابله با ایران» نوشته شده است٬ دلسرد و مأیوس کننده است و مو را بر اندام راست می کند.

«مدیر اجرائی» سابق «گزارش کمیسیون بررسی ۹/۱۱»٬ زیلیکوی خودی و نفوذی٬ تشکیل یک ائتلاف نابغه را به نام جنگ با داعش پیش نهاد می کند٬ اما هدف واقعی «مقابله با جاه طلبی ایرانیان» می باشد. «ائتلاف» زیلیکو شامل ترکیه است٬ که برای حمله به متحدان منطقه ای ایران٬ در سوریه و لبنان(حزب الله) – همه به نام «جنگ با داعش» گماشته شده است.

پروفسور زیلیکوی خوش برخورد٬ عینکی و قابل احترام٬ فهرست خونین نتانیاهو را تا آخرین دقیقه جزئیات ارائه می دهد – اما با پوشش و روکش نازک «مقابله با داعش»٬ جهت پنهان کردن هدف واقعی خود تزئین یافته است. این آپیک قلدر آدم کش یا جنگ طلب نئوکان آشکاری نیست که بر طبل جنگ می کوبد…

«ائتلاف ضد داعش» زیلیکو در نهایت به سراغ ملیشای شیعه عراقی و حامیان اصلی آن ها در میان سپاه پاسداران ایران می رود – و نزدیک به استراتژی نتانیاهو ختم می شود!

زیلیکو یکی از مدافعان اصلی داخلی حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود. دوازده سال بعد از حمله آمریکا٬ اشغال و نابودی عراق٬ زیلیکو دوباره پدیدار می شود تا سیاست ارسال پرسنل رزمی آمریکا را جهت خدمت به منافع منطقه ای اسرائیل ترویج کند. او می نویسد٬ «طرف نظامی [«این ائتلاف»] به آمریکائی های بیش تری در زمین نبرد نیاز خواهد داشت تا حمایت رزمی معناداری در میان ائتلاف ارائه دهد»(فایننشال تایمز٬ همان جا).

زمانی که زیلیکو می نویسد «تلاش نظامی جای گزین دیپلماسی نیست»٬ به روشنی آگاه است که افکار عمومی آمریکا٬ طرفدار دیپلماسی با ایران است و مخالف درگیر ساختن آمریکا در جنگ های بیش تری در خاورمیانه می باشد. زیلیکو و اربابان او دردفتر  وزارت خارجه اسرائیل می دانند که هر مداخله نظامی آمریکا با چنین «ائتلافی» منجر به ازبین رفتن توافق نامه ایران و آمریکا و جنگ زمینی بزرگ دیگری با سربازان آمریکائی می شود که یک بار دیگر برای اسرائیل بجنگند.

با توجه به موقعیت زیلیکو به عنوان یک خودی و نفوذی مرتبط بلند پایه٬ تلاش او جهت خراب کاری در توافق نامه ایران و آمریکا٬ برای صلح جهانی خطر بسیار بیش تری دارد٬ تا تمام ۵۲ لابی سازمان صهیونیستی پر سروصدای فعال در کنگره.

زیلیکو از اوایل سال های ۱۹۸۰ تحت ریاست ریگان٬ مشاور امنیتی بسیار بانفوذی در مقام های اجرائی و وزارت امور خارجه آمریکا بوده است. او «مشاور ویژه وزارت امور خارجه» در سال ۲۰۰۷ بود٬ مقامی را که قبلاً وندی شرمن نئوکان داشت و سپس ویکتوریا نولاند جنگ طلب منصوب شد. در سال ۲۰۱۱ ٬ رئیس جمهور اوباما او را به هئیت مشاوران اطلاعاتی رئیس جمهور منصوب کرد.

پروفسور فیلیپ زیلیکو زمانی در سطح ملی به شهرت رسید که رئیس جمهور بوش(پسر)٬ او را مدیر اجرائی کمیسیون   ۹/۱۱ کرد٬ جائی که  او گزارش بسیار بحث انگیز(و بسیار سانسور شده) را علیه مخالفت شدید عمومی٬ رهبری می کرد. انتصاب زیلیکو پس از انتخاب اول بوش٬ هنری کسینجر٬ طوفان رسانه ای ایجاد کرده بود – کسینجر با یک دربان نفوذی مانند زیلیکوی منتظر به صعود٬ هرگز انتخابی جدی نبود. انتخاب بحث برانگیز زیلیکو به خاطر نقش او به عنوان مشاور کاندولیزا رایس و ابتکارش بر استراتژی بدنام امنیت ملی بوش در ترویج جنگ پیش گیرانه بود٬ که در سپتامبر ۲۰۰۲ در رسانه ها منشر شد.

فیلیپ زیلیکو هرگونه بحث درباره نقش اسرائیل به عنوان کاتالیزور مهم و اصلی علت شرکت و درگیر کردن آمریکا در جنگ های افغانستان و عراق را منع و موقوف کرد. زیلیکو به عنوان مدیر اجرائی گزارش کمیسیون ۹/۱۱ ٬ نقش سردبیر و سانسور را به عهده گرفت. او سابقه و نقش عملیات موساد(سازمان جاسوسی – م ) اسرائیلی را در آمریکا٬ به ویژه در اجرای حمله ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ نادیده گرفت . گزارش زیلیکو هیچ اشاره ای به «حرکت» وانت جعلی پراز جاسوسان اسرائیلی دستگیر شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نکرد٬ که در حال شادی و عکس گرفتن از تخریب مجتمع مرکز تجارت جهانی بودند. و یا درباره «اخراج / دیپورت» بی سروصدای جاسوسان اسرائیلی هیچ صحبت و بحثی نکرد. گزارش حاوی هیچ بحثی درباره «دانش جویان جعلی رشته هنر» اسرائیلی نبود٬ که در اطراف تأسیسات نظامی آمریکا و در مجاورت آپارتمان هواپیما ربایان ۹/۱۱  جنوب فلوریدا بودند. آن ها هم بی سروصدا دستگیر و دپپورت شده بودند.

فیلیپ زیلیکو بحث درباره «پروژه خطر توانائی» وزارت دفاع را که نشان از آگاهی مأموران اطلاعاتی آمریکا از حضور و فعالیت های خیلی زودتر هواپیماربایان داشت و به سال ۱۹۹۷ برمی گشت٬ منع کرد.

در اکتبر سال ۲۰۰۱ ٬ اولین «حمله آنتراکس/سیاه زخم» رخ داد- اولین قتل تنفرانگیز یک خبرنگار عکاس بر  سر یک صفحه رسوا کننده در فلوریدا. برنامه های خبری سراسری یک مصاحبه را برجسته کرد… بسته بندی دوباره «القاعده» و پروفسور زیلکیوی متخصص «بیو تروریسم»(علی رغم ندانستن زبان عربی و اعتبار علمی…)٬ کسی که اعلام کرد آنتراکس « طبقه بندی سلاح ها» و «قطعاً از یک آزمایشگاه نظامی دولت حامی  تروریسم»٬ بطور سربسته عراق است. (زیلیکو در بخش آزمایشگاه نظامی بیانیه خود درست گفته بود – ولی فقط این تأسیسات٬ آزمایشگاه سلاح های آمریکائی در فورت دیتریک بود). نقش زیلیکو در متهم کردن رژیم تحریم شده وتحت محاصره عراقی رئیس جمهور صدام حسین از هیستری آنتراکس٬ برای ایجاد هیجان شدید در افکار عمومی٬ جهت ساخت بهانه حمله به عراق٬ حیاتی و مهم بود.  آریل شارون نخست وزیر اسرائیل٬ آن(اتهام ساختگی – م) را تکرار کرد و خواهان نابودی عراق شد. نقش وانجام وظیفه استاد کامل شد٬ مصاحبه زیلیکوی «دانشمند»(در میان دیگران) از «وب سایت و اینترنت» ناپدید گشت .

«مهارت» زیلیکو(همان گونه که هست) و سودمندی آن برای اسرائیل از مقالات او جهت بهره برداری سیاسی از «پرچم دروغین» و فجایع ناشی می شود – حوادث آمیخته یا تحریک شده بوسیله قدرت های امپریالیستی برای سوق دادن مردم آسیب دیده به جنگ های منفور و سیاست های دولت پلیسی داخلی سخت گیر است. کار او برشستشوی مغزی و بهره برداری از «حوادث» جهت فشار به سیاست عمومی متمرکز شده است – و شامل بحران موشکی کوبا٬ وحدت دوباره آلمان٬ پلیسی کردن ایرلند شمالی٬( اما نه مطالعات خاورمیانه٬ یا سلاح های شیمیائی) می شود. تخصص او در استفاده تاریخی از «افسانه عمومی» است٬ می خواهد آتش سوزی ریشتاگ باشد یا پرل هابر. در وزارت امور خارجه٬ نوامبر – دسامبر ۱۹۹۸ ٬ او همکار نویسنده مقاله با اشتون کارتر٬ وزیر امور خارجه کنونی آمریکا تحت عنوان  فاجعه تروریسم بود٬ جائی که یک «حادثه سرنوشت ساز» می تواند منجر به «وحشت و هرج و مرج» شود و مردم آمریکا را به قبول نابودی آزادی های مدنی خود٬ نظارت گسترده٬ بازداشت و استفاده از نیروی قهر هل دهد….»

زیلیکو به نوشتن نمایش نامه فشار «پرچم دروغین» ادامه می دهد: در سال ۲۰۰۱ با «هیستری سیاه زخم» و حال با «هیستری تهدید ایران»… چیزی که جای تعجب ندارد٬ آن است که در هر دو مورد٬ او نزدیک به هدف استراتژیک اسرائیل در نابودی کشورهائی ضربه می زند٬ که در سلب مالکیت اسرائیل٬ اشغال و اخراج فلسطینی ها – عراق٬ سوریه٬ لیبی٬ لبنان و حال ایران مخالفت کرده اند.

در حالی که قلدرهای آپیک درهای کنگره را می شکنند٬ زیلیکو یک دارائی مهم وبلند مدت برای اسرائیل است٬ که بی سروصدا و بطور مؤثر کار می کند. او هرگز مقامی برجسته در کابینه یا پستی در کاخ سفید مانند صهیونیست های نئوکان٬ بی حیا و گستاخ ولفوویتز٬ فیث٬ لببی٬ پرل٬ آبراهام و لیوی ندارد٬ که به شدت و با زور٬ آمریکا را به جنگ با عراق تحت فشار قرار دهد. ولفوویتز و شرکت او به سرعت تحت پوشش موقعیت های خصوصی سودآور با گمنامی عقب نشینی کرده اند٬ در حالی که زیلیکو هم چنان در داخل٬ مشغول به کار است و برنامه جنگ با ایران را به محل مورد توجه و تماشای عموم هل می دهد.

نقش زیلیکو در درازمدت  برای اسرائیل به مراتب بیش تر گسسته و مهم است تا زبان درازها و ارازل و اوباش آپیک و دیگر جبهه های صهیونیست. در ظاهر او مشغول شغل آکادمیک/ دانشگاهی و اداری دانشگاه خود است (پوششی بسیار عالی)٬ در حالی که مکرراً خودش را در بحث های بسیار مهم عمومی قرار می دهد و به آرامی بیش از حد خود٬ موقعیت های استراتژیک را جهت مشاوره بر حوادث یا سیاست هائی طلب می کند که عواقب «نقطه تاریخی» دارند و جائی است که روابط  یا ارتباط عمیق او به اسرائیل هرگز بحث نشده اند.

زیلیکو دارای امتیازویژه ای است٬ که دیگر  رفقای قلدر و هیاهوگر صهیونیست او فاقد آن هستند و او با آن ها به اشتراک می گذارد. زیلیکو شیاد بزرگی است – ادعا می کند که درباره آنتراکس٬ روابط خاورمیانه٬ و استراتژی نظامی دانش و معلومات دارد. او مملو از آشغال خالص و مخلوط نشده٬ ناشی از جاه و مقام خودکامه با کمال زیبائی و ظرافت است … با ادعای تخصص حقوقی و تحقیقی گزارش کمیسیون ۹/۱۱ را کنترل کرد و از مردم آمریکا در هرگونه بحث باز و آزاد و مربوط به حادثه جلوگیری کرد. او حتی شک های گزارش کمیسیون را به «عفونت زخم» در درون افکار عمومی آمریکا لینک داد – ظاهراً با تکیه بر «مهارت» خودش در جنگ بیولوژیکی …

چیزی که زیلیکو با گاوهای نر صهیونیست قلدرمآب  و خشمگین مشترک است٬ فحاشی ودشنام گوئی مکرر ثابت او علیه هر کشور یا جنبشی است که به عنوان یک هدف توسط اسرائیل مشخص شده است. او به طور مداوم به دولت سکولار سوریه (که تحت حمله تروریست های جهادی است) به عنوان یک «رژیم تروریست» اشاره می کند. او ملیشای عراقی را که  با داعش(دولت اسلامی) می جنگند٬ «جوخه شکنجه شیعه» می نامد. این بخشی از آماده ساختن  و سوق دادن آمریکا به جنگ زمینی برای اسرائیل علیه ایران و متحدانش است.

برخلاف اردوغان ترکیه که از نیروهای مسلح کشور خود جهت جنگ تمام عیار برای خلع ید٬ تهدید و ارعاب و مستعمره سرزمین های قوم کرد در سوریه٬ عراق و ترکیه استفاده می کند٬ نتانیاهوی اسرائیل روی مقامات و عاملان سطح بالای خارج از کشور(آمریکا) تکیه می کند  تا چرخ های جنگ را به حرکت درآورند. چند روز پس از حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ٬ رهبر بلندگوی اسرائیل در سنای آمریکا٬ جوزف لیبرمن٬ نقشه راه  جنگ های آمریکا را برای ۱۵ سال آینده ارائه داد – و  بیان کرد که «آمریکا باید جنگ علیه عراق٬ سوریه٬ لیبی٬ لبنان و ایران» را اعلام نماید٬ علی رغم درگیر بودن این کشورها در حادثه .

آیا او یک پیامبر و یا فقط یک عامل بسیار موفق است؟ زیلیکو برای  ائتلافی از دیکتاتورها و رژیم های پادشاهی خاورمیانه جهت رؤیای اسرائیل٬ همان گونه که توسط جوزف لیبرمن در سپتامبر ۲۰۰۱ دیکته شد٬ فشار خواهد آورد. این رؤیای یک جنگ ویران گر علیه ایران است که منجر به تکه تکه کردن آن٬ مانند تقسیم عراق٬ سوریه و لیبی است که در نتیجه خاورمیانه برای همیشه با درگیری های فرقه ای٬ اشغال خارجی٬ بالکانیزه و عاری شدن از هرگونه امکان بازیافت زندگی مدنی ویران خواهد شد. سپس اسرائیل می تواند راه حل نهائی وحشیانه خود را به سرانجام برساند: سلب مالکیت و اخراج همه فلسطینی ها و تأسیس گسترش دولت صرفاً یهودی – احاطه شده با تخریب غیرقابل بیان و بی چارگی…

نتیجه گیری

اردوغان «مرز ترکمن» را به سوریه و عراق گسترش می دهد – علی رغم این واقعیت که ترکیه هرگز هیچ علاقه ای به اقلیت ترکمن نشان نداده است. به این منظور٬ او با تروریست های داعشی متحد شد تا با گسترش ترکیه٬ کردها را ریشه کن سازد. اردوغان٬ مانند نتانیاهو٬ یک دولت قومی «خالص» می خواهد – یکی یهودی٬ دیگری ترکی! هر دو رهبر٬ هیچ توجهی برای حاکمیت دولت های همسایه ندارند٬ تا چه رسد به امنیت شهروندان غیرنظامی خودشان. هر دو٬ بر حمایت نظامی آمریکا وابسته هستند. هر دو٬ در روند اشتعال جنگ های مخرب تر و گسترده تر در خاورمیانه هستند. نتانیاهو و اردوغان می خواهند تا خاورمیانه را دوباره پیکربندی کنند: ترکیه٬ کردستان و سوریه را تسخیر می کند؛ و نتانیاهو برتری نظامی را در خلیج فارس از طریق تخریب ایران گسترش می دهد.

به نظر می رسد که این دو رهبر از یکدیگر متنفرند٬ برای این که آن ها درغرور و گستاخی و عمل خیلی شبیه هم هستند … اما طبق گفته پروفسور زیلیکو٬ آمریکا «مانند خدا» وارد می شود تا در میان آن چیزی که او بی خردانه به آن «شرکای ائتلاف» می گوید٬ جهت به زور گرفتن  قدرت های مختلف «واسطه» شود.

درباره نویسنده:

جیمز پتراس استاد بارتل(بازنشسته) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهمتون٬ نیویورک است.

برگردانده شده از: وب سایت جیمز پتراس

Erodoğan and Netanyahu Declare War – the James Petras …

petras.lahaine.org/?p=2045

4 Antworten

  1. منوچهر sagt:

    این متن با اندکی‌ دست کاری در مورد ترکیه، که مبادا حداقل در حال حاضر مشکلی‌ در رابطه ایران با آنها ایجاد شود، میتواند عیناً در کیهان ایران (حسین شریعتمداری) چاپ شود. فقط رویش نشده و شاید هم یادش رفته بگوید „دولت دمکراتیک ایران“.
    صرف مقداری اطلاعات در بارهٔ یک موضوع، موضع جانبدارانه آن‌ را به نفع جمهوری اسلامی و „دولت سکولار در دمشق و حلب“ تغییر نمیدهد.
    این همان ادبیات بی‌ مایه چپی‌ است، که یک قرن جهان سرمایداری را با چشمهای „ضدّ امپریالیستی“ و به شیوهٔ خودش در دور باطل نوع دیگری از سرمایه‌داری توجیه کرده است. ادبیات و سیاستی که اغلب هم در هر جامعه یی در کنار دولت‌های خودی قرار میگیرند و می‌شوند همدست همان „دولت‌های ضدّ صهیونیستی“ و „ضدّ امپریالیستی“ . ادامهٔ همین ادبیات از طرف دیگرمتاسفانه
    خود گونه‌ یی از بیان فقر و ناتوانی همچنان جنبش کمونیستی و کارگری در سطح جهان است.

  2. ناصر پیشرو sagt:

    پتراس در این مطلب هم همانند دیگر مطالب اش از موضع „ضد امبریالیستی“ارتجاعی وارد بررسی تحولات خاورمیانه می شود. او بدرستی ماهیت سرکوب گر و توسعه طلبانه محور آمریکا-اسرائیل و ترکیه اردوغانی،را توضیح می دهد اما محور جمهوری اسلامی،سوریه ،حزب اله را مخدوش و مستقیم و غیر مستقیم مورد حمایت قرار می دهد.قبلا هم دفاع سرسختی از احمدی نژاد -به روایت ایشان ضد امپریالیست- کرده بود.نظریه وی در بهترین حالت مخدوش و جانب دار است که ماحصل آن البته چیزی نیست جز نفی امریکا و متحدین اش در منطقه از یکسو و حمایت از جمهوری اسلامی از سوی دیگر. این که گفتگوی های زندان از آن به عنوان“اثری با ارزش“ یاد می کند را من درک نمی کنم.چنین دیدگاههایی ،دستکم نادیده گرفتن پیچیدگی تحولات خاورمیانه، و سیاست های امپریالیسم و همه دول ارتجاعی منطقه در روند این تحولات است.

  3. وبلاگ گفتگوهای زندان sagt:

    گفتگوهای زندان
    ناصر عزیز، نوشته توسط یکی از خوانندگان گفتگوهای زندان آقای سیامک م (فعالین کارگری) ارسال شده و نوشته بالای مقاله نیز توسط ایشان است و نه گفتگوهای زندان. تشکر از توجه شما