کنسرن های کشاورزی و مواد غذایی، فریده ثابتی

مهم ترین زمینه های فعالیت کنسرن های صنایع کشاورزی و غذایی
مهم ترین زمینه های فعالیت کنسرن های صنایع کشاورزی و غذایی

کنسرن های کشاورزی و مواد غذایی

در اواخر قرن 19 تولید صنعتی مواد غذایی در انگلیس، که بزرگ ترین قدرت جهانی آن زمان بود، آغاز شد. اولین شرکت های کشاورزی با خصلت جهانی با دلایل مختلف رشد کردند. اقتصاد کشاورزی مکانیزه شد. مواد شیمیایی تازه وارد بازار شد. حمل و نقل با راه آهن، کشتی، و بنادر انجام گرفت. تغییرات انقلابی در این زمینه انجام شد. نگهداری و انبارداری محصولات بهتر شد. سیاست های تجارت آزاد، رشد سازمان دهی شده ی بازارهای ترمینال برای مبادله و تجارت بذرها رواج یافت. ماشین های کشاورزی و سموم شیمیایی مصنوعی را کنسرن های مواد غذایی در مزارع بزرگ اروپا و آمریکای شمالی به کار گرفتند. روی مساله نگهداری طولانی مدت و کنسرو سازی مواد و هم چنین روی تولید مستقیم مواد غذایی و نوشابه ها، تمرکز شد. با رشد تکنولوژی هیبرید در سال های دهه 1930 ، به مساله به نژادی و خطوط تولید نژاد بهبود یافته وارد شدند.

تا دهه ی 1950 در آمریکا و 1960 در اروپا، تجارت مواد غذایی به صورت محلی یا فامیلی توسط افراد انجام می گرفت. بعد سوپرمارکت های زنجیره ای با سیستم خود خدمتی ایجاد شد که در خدمت کاهش مخارج از طریق کاهش نیروی کار بود. در نیمه ی اول قرن بیستم، شرکت های آمریکایی و اروپایی، نه تنها تجارت و حمل و نقل کالاهای کشاورزی را تحت اختیار داشتند، بلکه شروع به سرمایه گذاری مستقیم در کشورهای دیگر در این زمینه کردند و به این طریق پای کنسرن های فراملی در کشاورزی و محصولات آن باز شد. بعد از جنگ جهانی دوم و بازسازی اروپا، این پروسه تحت رهبری آمریکا سریع تر شد و گروه های تولیدی جدید در رابطه با مواد غذایی، نوشابه ها وغذاهای آماده ایجاد شد. صنعتی سازی اقتصاد کشاورزی و انقلاب سبز در اروپا*، برای شرکت های اروپایی امکان ورود به آسیا و آمریکای لاتین را فراهم ساخت. رشد اقتصادی و درآمدهای افزایش یابنده ی بعد از جنگ، رژیم غذایی مردم را تغییر داد و تقاضا به مواد غذایی را بالا برد. تمایل به استفاده از مواد غذایی تازه که مستقیم تحت کنترل کنسرن ها بودند، میوه ها، ماهی، سبزیجات و صیفی جات، از طریق تبلیغات سازمان دهی می شد و به بیانی کنسرن ها سلیقه ایجاد می کردند.

از دهه ی 1980، فعالیت کنسرن ها، نه فقط در کشور خودی، بلکه به دیگرکشورهای جهان هم تمرکز داده شد. حکومت های کشورهای به اصطلاح در حال رشد، کنترل دولتی روی مواد خام و تحدیدات گمرکی و تجاری را بنا به پیشنهاد و در حقیقت دستور مجموعه ی صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی برداشتند. در نتیجه کنسرن ها به سهولت به انتقال تولیدات کشاورزی تازه ( فریش) این کشورها به کشورهای رشد یافته پرداختند. امروزه چند کنسرن جهانی تصمیم گیرنده مثل نستله، مک دونالد، کوکاکولا، دییره، کارجیل و …، در این رابطه وجود دارد. در بیست سال گذشته، تمرکز آن ها به سمت کشورهای در حال رشد، به ویژه چین متمایل شد. بازیگران جهانی جدید، مثل دو شرکت برزیلی آی.ب.اس و ب.ار.اف در زمینه ی تولید گوشت پیدا شدند. شرکت دولتی چینی چم چینا و کوفکو بسیاری از کنسرن های دیگر را خریدند. انقلاب دیجیتالی و بیوتکنولوژی هم به این بخش ورود کردند. تجارت مواد غذایی حتی علاقه ی میکروسافت، ای.بی.ام و آمازون را جلب کرد. از جمله ی بزرگ ترین شرکت های مواد غذایی می شود این اسامی را ذکر کرد: وال مارت، کارجیل، کوستکو، کروگ؛ تسکو، نستله، پپسی کولا، جی.بی.اس. و ان هوسر- بوش ایبوو. این شرکت های عظیم با سودهای نجومی که بازار جهانی کشاورزی و مواد غذایی را بین خود تقسیم کرده اند و دهقانان و کشاورزان خرد این کشورها را که توان رقابت نداشتند، خانه خراب کردند و از زمین های شان راندند با خود گرسنگی، تغییرات محیط زیستی، بیماری ها و شرایط کار بدتر از قبل را به ارمغان آوردند.

در پایان قرن بیستم، مساحت زیر کشت چهار محصول روغن پالم، ذرت، شکر و سویا به شدت بالا رفت. این چهار ماده هم به عنوان مواد غذایی،هم دامی و برای تولید انرژی و مواد خام برای سایر صنایع کاربرد یافت. کشورهای در حال رشد آسیا به روغن پالم وابسته شدند. بازار آن تحت کنترل مالزی، سنگاپور و اندونزی است. آن ها نه فقط برای کشورهای پیشرفته، بلکه برای تقاضای رو به ازدیاد کشورهای خود هم مسئول اند. کنسرن دولتی مالزیایی به نام سیم دارتی، بازمانده ای از دوران استعماری انگلیس است، که در کامرون و لیبریا هم فعال بود. کنسرن سنگاپوری ویلمار با 200 هزار هکتار زمین زیر کشت پالم، به ویژه در مالزی و اندونزی فعال است. بخشی از عملیات اولیه تولید را هم خود کنسرن انجام می دهد و بزرگ ترین شرکت تولید کننده ی روغن غذایی در جهان است، که بخش اعظم دارائی آن به „روبرت کوک“ چینی الاصل تعلق دارد، که به سلطان روغن جهان معروف است و در زمینه هتل داری و مطبوعات هم دست دارد. خانواده ی“ ویدجاجا“ در اندونزی با کنسرن سینارمس بیش از 100 هزار هکتار زمین زیر کشت دارد. همین رابطه در مورد شکر هم صادق است. در برزیل هفت شرکت سرمایه ای برزیلی و غربی، بیش از 50% تولید شکر را کنترل می کنند. مالکان کنسرن ها ثروت شان از مالکیت بزرگ زمین می آید. به طور مثال در سال 2014 کنسرن کوپرسوکار برزیلی با کنسرن آمریکایی کارجیل باهم ادغام شدند. آن ها 47 کارخانه ی آسیاب نیشکر خودی و 50 مورد قراردادی دارند.

علاوه بر روغن پالم و شکر، کنسرن ها روی تولید سویا نیز متمرکز شده اند. به طور مثال کنسرن آرژانتینی ال تخار، 700 هزار هکتار را در آرژانتین، بولیوی، اوروگوا و پاراگوا که بخش اعظم آن به صورت قرارداد اجاره بلند مدت است، زیر کشت می برد. مهم ترین کنسرن „آماگی“ نام دارد که دارای 220 هزار هکتار کشت سویا است. برای کنترل آماده سازی روغن؛ کنسرن های دولتی و خصوصی برزیل با تجار مواد خام غربی و وارد کنندگان چینی اعم از دولتی و خصوصی در مبارزه اند.

زمین زیر کشت ذرت در آمریکا، در بیست سال گذشته بالا رفته است، و اکنون حدود 40 میلیون هکتار کشت ذرت در آمریکا وجود دارد، که اغلب با مدیریت خانوادگی است. تولید کنندگان آمریکایی با رقابت کنسرن های کشاورزی اروپای شرقی( روسیه و اکراین) مواجه اند. در اکراین، که دومین تولید کننده ی برزگ ذرت جهان است، تعداد ده کنسرن 2،8 میلیون هکتار را کنترل می کنند، که برابر با نصف زمین زیر کشت ذرت اکراین است. گروه „کرنل“ با حمایت مالی کنسرن های مالی اروپای غربی، حدود 400 هزار هکتار را کنترل می کند که بزرگ ترین کنسرن تولید غلات در اوکراین است. آن ها نه تنها کشت، بلکه کارگران ارزان را هم تحت کنترل خود دارند و هم چنین به خاطر قدرت مالی خود، توان تهیه تکنولوژی پیشرفته را هم دارند. اکثر این کنسرن ها در تملک خانوادگی هستند و بعضی نیز در بازار سهام فعالند. تعداد کمی از آن ها دولتی هستند. شرایط کار در آن ها مثل دوران استعماری است.

دولت ها نقش مهمی در اقتصاد مبتنی بر کشت برای صادرات گیاهانی، که مصارف چندگانه خوراکی، دامی، انرژی و صنعتی، دارند، هم چنین در اجاره دادن طولانی مدت زمین، تامین مالی زیرساخت های حمل و نقل مثل جاده ها، راه آهن، بنادر و غیره و تصمیات سیاسی در این موارد. کنسرن های دارای مزارع بزرگ برای کشت گیاهانی چند ساله، از نظر مالی قوی هستند. امکان کشاورزی مدرن را دارند. با کنسرن های مختلف در ارتباط هستند و برای بازارهای متعددی تولید می کنند، و در بسیاری از نقاط جهان ساختار اقتصاد کشاورزی را دگرگون می سازند، تا به صنایع کشاورزی تبدیل شوند. دیجیتال کردن در بخش تولید به کار گرفته شده است. این امر تنها در مساحت های بالا و با سرمایه زیاد امکان پذیر است. بازار ماشین های کشاورزی بسیار گسترده است و معاملات ابزارهای کشاورزی در جهان، به تنهایی در سال 2013، مبلغ 137 میلیارد دلار بود که در سال 2015 و 2016 به دلیل رکود در این بخش، کم تر شد. قیمت تولیدات کشاورزی پایین است زیرا مخارج تولید کنسرن های بزرگ، به دلیل کاربرد تکنولوژی مدرن و استثمار بی حد و مرز کارگران کشاورزی تا حد بخور و نمیر آن هم با اضافه کاری های بالا، بسیار در مقایسه با سایر تولید کنندگان به ویژه دهقانان کوچک پایین است، و چون قیمت ها به طور متوسط و جهانی تعین می شود، قیمتی است که برای تولید کنندگان کوچک تر و کوچک، از قیمت تولید کالا کم تر است و در نتیجه سبب ورشکستگی آن ها می شود. کنسرن های کوچک تر در بزرگ ترها ادغام می شوند یا خریده می شوند اما دهقانان کوچک خانه خراب می شوند و مجبور می شوند به عنوان کارگر کشاورزی روزمزد یا فصلی با دست مزدی ناچیز، که زندگی خانواده را تامین نمی کند، در مزارع کنسرن ها مشغول به کار شوند. اما برای کنسرن های بزرگ علاوه بر سودهای وِیژه ناشی از تفاوت بالای قیمت تولید آن ها و قیمت متوسط تعین شده برای فروش، فرصتی است برای گسترش و تمرکز یافتن بیش تر سرمایه در این بخش اقتصادی.

جدول 1: حجم معاملات ماشین های کشاورزی به میلیارد دلار، برای سال 2014

نام شرکت Deere CHN AGCO Kubota Claas
میزان معامله، به میلیارد دلا 15 10 8

مکانیزه کردن اقتصاد کشاورزی، در پانزده سال گذشته به سرعت پیش رفته است. این پیشرفت در سال 2005 برابر با 34% بود که در سال 2014 به 61% رسید اما برای هند میزان رشد پایین تر بود. تولید کنندگان تراکتور امیدوارند که نصف تراکتورهای تولیدی خود را به این دسته از کشورها بفروشند. به این طریق آسیا 40% بازار جهانی تراکتور را خواهد داشت. تنها چند کنسرن بخش بزرگی از بازار امروز را بین خود تقسیم کرده اند. کنسرن آمریکایی دییر( DEER) در مقام رهبری است. کنسرن هلندی ( CNH) متعلق به ایمپریوم، با داشتن 12 مارک معروف، که چند تای آن عبارت اند از: نیوهلند؛ استپر؛ ماگیروس و ادوکو در مقام دوم و کنسرن آمریکایی ( AGCO) در مقام سوم قرار دارد که با چند کنسرن دیگر مجموعا 50% بازار جهانی را در اختیار دارند. دیجیتالی کردن اقتصاد کشاورزی بر بهبود در کل پروسه ی مربوطه و صرفه جویی در پول و منابع است در حینی که بازیابی از آن به حداکثر برسد. تکنیک های ارتباطی، امکان مبادله اطلاعات در باره ی کیفیت زمین و هوا را فراهم ساخته است که با کمک آن سیستم مدیریت فارم ها می تواند انجام گیرد. توافق بین این کنسرن ها و کنسرن های دیگر از جمله کنسرن های شیمی مثل ( BASF) و مونسانتو، برای توسعه ی تکنیک و ساخت ابزار پیشرفته و حتی سموم انجام گیرد. در فاصله سال های 2012 تا 2014 سهم کشورها و مناطق مهم در بازار جهانی برای تکنیک کشاورزی عبارت بود از: اتحادیه اروپا 26%، نفتا شامل آمریکا- کانادا و مکزیک 22%، چین 15%، آمریکای جنوبی 8%، هند 6%، ( Gus) به ویژه روسیه 6% و بقیه جهان 17% .

جدول 2: سهم در بازار تکنیک کشاورزی

نام اتحادیه اروپا نفتا چین آمریکای جنوبی هند گوس Gus بقیه جهان
درصد 26 22 15 8 6 6 17

خصوصی سازی آب و نقش کنسرن ها

کم تر از یک درصد آب های موجود در جهان، آب شیرین و قابل شرب است. امروز مصرف آب از تجدید آن بیش تر شده است. حدود 2 میلیارد نفر از جمعیت جهان، در کشورهایی زندگی می کنند که 20% آب شیرین را مصرف می کنند. مصرف آب توسط خانوارها بسیار کم است، اما صنایع مصرف بالایی دارند و گذشته ازاین 70% آب در کشاورزی و به ویژه در کشت مصنوعی محصولات کشاورزی، مصرف می شود. مصرف آب در کشاورزی با توجه به محصول زیر کشت متفاوت است؛ در جایی که به طور تک محصولی ذرت یا پنبه کشت می شود، زمین از خاک گیاه دار محروم می شود و نتیجه اش این می شود که آب به سرعت از زمین خارج و چیزی در آن ذخیره نمی شود؛ به همین سبب در کشت بعدی به همین اندازه آب بیش تری نیاز است. در جاهایی که تپه ها به صورت تراسی یا طبقه به طبقه است، یا دارای گیاهان سایه دار است، آب زیادی می تواند صرفه جوئی شود.

جدول 3: گزارش UN در باره مصرف جهانی آب به کوبیک کیلومتر، در بخش های مختلف، در سال 2014

سال کشاورزی صنعت خانوار
1980 1481 339 118
1990 2112 713 229
2000 2417 833 375
2050 2625 2083 833

جدول 4: میزان مصرف آب در محصولات متفاوت کشاورزی و صنعتی کشاورزی برای هر کیلوگرم به لیتر

محصول مصرف آب محصول مصرف آب
گوجه فرنگی 214 بیواتانول از شکر 1188
کاهو 237 نودل 1849
خیار 353 بیواتانول از نیشکر 2107
موز 790 بیواتانول از ذرت 2854
هلو 910 برنج 2497
سیب 822 گوشت مرغ 4325
سیب زمینی 287 پودر شیر 4745
شیر 255 گوشت خوک 5988
گوشت گاو 15415

سم پستیسید و کودهای شیمیایی که در کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد، روی آب تاثیر می گذارد و آب در حرکت خود سم را می پراکند و محیط کشاورزی را بدتر می کند. تولید محصولات کشاورزی برای صادرات، به ویژه نوشابه ها، میوه و صیفی جات، روی کمبود دراز مدت آب تاثیر می گذارد و زمین ها را به سمت خشکی می برد. خصوصی سازی های آب، وضع آب را بدتر کرده است. این امر به طور گسترده در سراسر جهان در فاصله ی بین سال های 2000 تا 2014 رخ داده و به 235 مورد رسیده است که به ترتیب مهم ترین آن ها در فرانسه 94 مورد، آمریکا 58 مورد، اسپانیا 14 مورد، آلمان 9 مورد و آرژانتین 8 مورد بوده است. مواد شیمیایی مثل فسفر و کالیم بارآوری زمین های کشاورزی را بالا می برد، اما هم زمان کیفیت محصول را کاهش می دهند. این مواد همراه با تپاله ها و فضله ی مرغ، آمده از مرغ داری ها- مثلا برای تقویت زمین- دوباره روی زمین می آید. این مواد در کودهای معدنی هم وجود دارد. بدست آوردن کودهای معدنی، صنعتی کردن کشاورزی را امکان پذیر ساخت. انقلاب سبز یا کشت بذرهای پرمحصول دست کاری شده در دهه ی 1940 در مکزیک روی گندم و ذرت مورد آزمایش قرار گرفت و به محصولی شش برابر محصول معمول دست یافت. و سپس در آسیا و آفریقا به کار برده شد. در ورای این شیوه ی کشاورزی دیدگاهی خوابیده است، که با آینده نگری، خیزش های توده ای ناشی از فقر و گرسنگی و شورش در مقابل تقسیم نابرابر نعمات را می بیند، و آن ها را انقلاب های خشونت آمیز می خواند، و می خواهد به این شیوه با پرکردن شکم گرسنگان از محصولات کم کیفیت از آن جلوگیری کند، در ضمنی که سبب آسیب جدی محیط زیست در بسیاری از کشورها شده است، زیرا افزایش تولید غذا در درجه اول به دلیل افزایش سطح زمین، سریع تر شدن محصول و هزینه استفاده از سموم به طور گسترده است. کشاورزان کوچک به خاطر مناطق به طور صنعتی کشت شده آواره شدند. و مجبور شدند درمکان هایی با بهره وری کم کار کنند. منابع آب زیرزمینی نیز مورد استفاده قرار گرفتند. انقلاب سبز اما خود با آسیب های جدی بر زمین، سبب قیام های ناشی از کمبود مواد غذایی در بسیاری از کشورهای آسیا و آفریقا در دهه ی 1950 و متعاقب آن در سراسر جهان از سال 2010 تا کنون شده است. این امر تردیدها و انتقادات بسیاری را در پی داشته است. اما از طرف دیگر برای صنایع تولید کود، کسب و کار میلیاردی در سراسر جهان ایجاد کرده است و به خوش باوران نشان داده است که سرمایه تنها به سود خود می اندیشد، حتی زمانی که شعارهای انسان دوستانه را توسط کارگزارانش از بلندگوهای جهانی به خورد جهان می دهد. بیوتکنیک یا کاربرد تکنیک ژنی اولین بار در 1974 روی موش به موفقیت رسید. در سال 1985 اولین کوشش روی گوسفند و خوک به کار گرفته شد. شرکت ها حق امتیاز استفاده از تکنیک را می خرند و آن را انحصاری می کنند. این حق امتیاز حیوانات و گیاهاهان مختلفی را در شمول خود دارد؛ به طور مثال برای افزایش شیر یا گوشت، یا تولید گاو نابارور که بالغ نمی شود و فقط گوشت افزون می کند. “ د.ان.آ.“ این حیوانات و گیاهان برای رسیدن به اهداف مورد نظر در لابراتوآر تغییر داده می شود. این تغییرات اما دارای تاثیرات جانبی است مثلا چنان گوساله ها از نظر رشد ماهیچه ها بزرگ می شوند که مجبور می شوند حدود 90% آن ها را با سزارین به دنیا بیاورند. این مساله در رابطه با خوک سبب مشکلات سلامتی می شود به نحوی که بسیاری از بچه خوک ها بعد از تولد می میرند. درضمنی که به این طریق آن ها کنترل جهانی آن را در دست می گیرند. به طور مثال بیش از 50 سال است که گاوهای شیرده هلندی در ایران هستند اما همواره باید گاوهای جدید را دوباره از هلند خرید و نمی شود تولید مثل آن را در ایران انجام داد. یا بذرهای برنج پرمحصول را کشاورز نمی تواند از محصول خود کنار بگذارد بلکه باید دوباره از کشور دارای حق امتیاز، بذر خریده شود.

جدول 5: تعداد امتیازات ثبت شده انحصاری توسط کنسرن های مواد غذایی، در سال 2015

نام کنسرن BASF DUPONT MONSANTO* BAYER SYNGENTA
تعداد حق امتیاز معرفی شده 777 756 600 465 376
تعداد حق امتیاز ثبت شده 221 227 221 219 142

*- مونسانتو در سال 2016 توسط بایر به 66 میلیارد دلار خریده شد.

تجارت جهانی محصولات کشاورزی

چهار شرکت غربی با علامت اختصاری ( ABCD )، بر تجارت جهانی محصولات کشاورزی سلطه دارند و آن را کنترل می کنند. این محصولات تحت نام مواد غذایی؛ مواد تغدیه ای دام؛ مواد انرژی زای کشاورزی؛ به علاوه ی شکر؛ روغن پالم و برنج قرار دارند. این چهار شرکت که صادرات و واردت مواد خام کشاورزی را کنترل می کنند عبارت اند از: آرکر دانیل میدلند- ADM ؛ بونگه؛ کارجیل و درایفوس که حرف اول نام آن ها در بالا آمده است. هر سه کمپانی اول، از ایالات متحده هستند. چهارمی محلش در آمستردام هلند است. آن ها امر تجارت، حمل و نقل و تبدیل بسیاری دیگر از مواد خام را خود انجام می دهند. آن ها، دارای کشتی های عظیم ماهی گیری، بنادر، راه آهن، پالایشگاه، سیلو و کارخانه های تولید روغن هستند. سهم تجارت آن ها در بازار جهانی، 70% کل تجارت است. کارجیل مقام اول، ارکر دانیل میدلند مقام دوم، درایفوس مقام سوم و بونکه در مقام چهارم قرار دارند. در سال 2016 چین با کمپانی خود به نام کافکو که یک شرکت دولتی است، خرید سویا و ذرت برزیل را از دست ( ABCD ) در آورد. ( ABCD )، اطلاعات مربوط به محصولات کشاورزی، قیمت ها، نوسان قیمت ارزها، اطلاعات مربوط به شرایط جوی و هوا، و پیشرفت مسایل سیاسی در همه جهان را روزانه دریافت می کند و خبرگان مالی اش، به تحلیل آن ها می پردازند. هر چهار شرکت، شرکت های دختری دارند که تجارت با مواد خام کشاورزی را در برابر خطرات قیمت ها تضمین می کنند و بند و بست بازی هایی در بورس های کالا، به ویژه در شیکاگو دارند. کار تکمیلی روی مواد خام از جمله غلات، سویا و مواد غذایی مثل آب پرتقال یا شکلات هم به آن ها تعلق دارد. در سال 2014، شرکت ADM، سه شرکتی را که در رابطه با حبوبات، آرومای میوه برای نوشابه ها و مواد نگهدارنده برای مواد غذایی فعال بودند را خرید. ABCD نه تنها در مواد غذایی، بلکه هم چنین در مواد انرژی گیاهی، مواد مصنوعی و رنگ ها هم سرمایه گذاری می کند که از جمله ی آن ها، کار روی روغن و پالایشگاه اروپا در هامبورگ است، که راپس و سویا را به مارگارین، گلیسیرین و بنزین گیاهی تبدیل می کند. ABCD توان تاثیر گذاری روی بازار جهانی کشاورزی را دارد. در سال 2016 و 2017 صادرات هشت محصول مهم کشاورزی آن ها شامل شکر، غلات، ذرت، گندم، روغن سویا و پالم و راپس، دانه سویا، برنج و آرد سویا مجموعا سالانه حدود 850 میلیون تن بود.

50% حجم معاملات تولید مواد غذایی در دست 50 شرکت یا گروه است و سهم شان دائما افزایش می یابد. در این گروه رشد شرکت های بزرگ تر با ادغام یا بلعیدن شرکت های کوچک تر همراه است. در سال 2015، دو مورد درهم رفتن شرکت ها به ارزش 100 میلیارد دلار رخ داد. یکی از این موارد متعلق به شرکت تولید کچاپ Heiz بود، که با این ادغام اکنون به ششمین کنسرن بزرگ مواد غذایی تبدیل شده است. در پشت این ادغام، سرمایه گذاران مالی قرار دارند که در این زمینه مشارکت می کنند. هم چنین به دلیل بالا رفتن مصرف مواد ارگانیک یا بیو، آن ها در این زمینه هم فعال شده اند. جاب هولدینگ یک شرکت سرمایه گذاری آلمانی است که وارد بازار قهوه شده است. البته این روند تمرکز یابی سرمایه پدیده ای طبیعی در سرمایه داری است و بیان این که شرکت های کوچک تر بلعیده می شوند، بیان احسای همدردی با آن ها نیست، زیرا آن ها هم با کارگران و طبیعت همان کاری را می کنند که کنسرن های بزرگ تر انجام می دهند. مناسبات سرمایه داری را در همه جای جهان سرمایه داری با شدت و ضعف می شود مشاهده کرد. همیشه با اندوه به یاد کارگر ساده ای می افتم که در مغازه بزرگ برنج فروشی در محله ما کار می کرد. وقتی من او را شناختم در میان سالی بود و همواره کیسه های بزرگ برنج را روی پشت خود از درون مغازه به کامیون حمل می کرد. بعد از سال ها او را دیدم که کنار دیوار همان مغازه (تجارت خانه برنج) نشسته بود و گدایی می کرد. بیش از 50 سال در آن مکان کار کرده بود برای این که در پیری به گدایی بیفتد!

80% چای را در جهان، سه کنسرن لیپتو؛ تاتا و توئینگز فود کنترل می کنند. آن ها با کاهش دادن قیمت کالا با هم رقابت می کنند. در این جا چنان که آمد کنسرن ها به دلیل توان مالی بالا و هم چنین مدرن کردن سیستم تولید و بالا بردن باآوری کار، و استثمار توان فرسای کارگران در کاشت و داشت و برداشت خود، قیمت تولید را پایین می آورند، که این امر در تعین قیمت کالا تاثیر می گذارد به نحوی که قیمت متوسط که قیمت فروش را تعین می کند، از قیمت تولید شرکت های کوچک تر و کوچک و چای کاران سنتی مستقل بالاتر قرار می گیرد و آن ها را ورشکسته یا به علت عدم توان در رقابت از دور خارج می کند و بازار فروش آن ها توسط این کنسرن ها اشغال می شود.

کنسرن های مواد غذایی با شعار دروغین مبارزه با فقر، می خواهند کل مواد غذایی جهان را در اختیار بگیرند. این شعار به معنی اطمینان دادن به جهان که برای همه غذا تامین می شود نیست. آن ها طبیعت را تخریب می کنند. با ظهور آن ها گرچه تولید چندین برابر شده است اما با تک محصولی کردن کشورها، دیگر مواد مورد نیاز تغذیه ای توده های مردم را از دسترش شان خارج می کنند. دیگر این مواد تولید نمی شود و دهقانان کوچک و کشاورزان کشت کننده آن ها، بیکار و فقیر تر از قبل می شوند. آن ها انواع پرمحصول دست کاری شده را کشت می دهند. کودهای شیمیایی و پستیسید به کار می برند و چون این کار را نه در کشوری خودی که در اروپا و آمریکاست، بلکه در کشورهای درحال رشد یا فقیر آفریقا و جهان انجام می دهند، کسی به طور جدی مانع آن ها نمی شود. استفاده از سم پستیسید در سال 1994 در آلمان، در سال 2003 در اتحادیه اروپا و در سال 2017 در برزیل ممنوع شده است. گرچه با صادرات این محصولات به کشورهای خودی عواقب آن پای مردم آن جاها را هم می گیرد. باید پرسید که اگر استفاده از آن برای سلامتی مضر است، چرا در همین کشورها تولید و به جهان صادر می شود. از سال 2008 برزیل به یکی از مصرف کنندگان مهم مواد شیمیایی در کشاورزی تبدیل شده است، و 20% کل مصرف جهانی را دارد. از سال 2008 تا 2014 در برزیل، 25000 نفراز پستیسید مسموم شدند، که برابر است با روزانه 8 مسمومیت. این ارقام رسمی است و مسلما ارقام غیر رسمی بالاتر است. از مجموع 116 ماده شیمیایی کشاورزی مصرفی در برزیل، مصرف، 33 تای آن در اتحادیه اروپا ممنوع است. اما تنها در سال 2017 از برزیل مقدار 900.000 تن آب پرتقال صادر شد که 70% آن به کشورهای اتحادیه اروپا آمده است. در این جا کارگر باید روزانه یک و نیم تن پرتقال بچیند، تا 10 یورو دست مزد بگیرد. طبق برآورد سازمان جهانی کار، سالانه 5 میلیون نفر از کاربرد این سموم در محل کار مسموم می شوند که 40.000 نفرشان می میرند. با وجود بهبود اندک در زندگی بخشی از فقرا، مشکلات عدیده ای ایجاد شده است. برخلاف ادعای آن ها، گرسنگی از بین نرفته است. هم اکنون بین 800 میلیون تا یک میلیارد نفر در جهان انسان گرسنه وجود دارد. طبق گزارش یونیسف، 2017: „در هر 10 ثانیه یک کودک با عواقب گرسنگی می میرد. تخمینا در سال 2016 تعداد 2.600.000 کودک نتوانستند به یک ماهگی عمر خود برسند- روزانه 7000 نوزاد می میرند و برای حدود یک میلیون کودک روز تولد شان روز مرگ شان است. در سال 2016 تعداد 5.600.000 کودک زیر 5 سال مردند یعنی 15.000 در روز؛ 640 در هر یک ساعت؛ 10 کودک در هر دقیقه یا یک کودک در هر 6 ثانیه. تنها خبرمثبت این است که مرگ و میر کودکان از سال 1990 تا به امروز نصف شده است. در حالی کودکان از گرسنگی می میرند که، در جهان به اندازه کافی مواد غذایی برای سیر کردن 9 میلیارد نفر وجود دارد، در حالی که جمعیت جهان اکنون 7 میلیارد است“.

جدول 6: توزیع زمین بین عوامل مختلف قبل از ورود کنسرن ها به درصد

عوامل مختلف زمین کشاورزی جنگل چمن زار زمین حاشیه ای
درصد 58 27 5 10

جدول 7: تغییرات توزیع زمین بین عوامل مختلف بعد از ورود کنسرن های کشاورزی و مواد غذایی در آغاز کار

عوامل مختلف مواد غذایی مواد تولید انرژی پرورش گاو بدونه چیز خاص مواد دیگر کشاورزی
درصد 38 21 23 9 9

جدول 8: توزیع زمین های کشاورزی برای کشت محصولات مختلف بعد از خرید زمین توسط کنسرن ها

عوامل مختلف مواد روغنی حبوبات شکر چیزهای دیگر درخت  گیاه  برای نوشابه ها گیاهان ریشه دار و غده دار
درصد 44 20 10 17 3 3 3

عامل این گرسنگی و فقر و فاقه و مرگ و میر، مناسبات سرمایه داری است، که در کل جهان حاکم شده است. کنسرن های بخش های مختلف اقتصادی تنها نمایش دهندگان این مناسبات اند و چیزی سوای سرمایه داری نیستند. متاسفانه اکثریت محققان چنان مساله را مطرح می کنند که اگر مثلا این مگا کنسرن ها نبودند و کنسرن های بیشتر و کوچک تری جهان را کنترل می کردند اوضاع جهان این گونه نبود. در حقیقت آن ها کنسرن ها را منهای سرمایه داری مورد توجه قرار می دهند، و آگاهانه نمی خواهند به هسته ی اصلی این شرایط اسفبارنظر کنند. توزیع نابرابر ثروت و نعمات از جمله مواد غذایی است. بیش از نیم این گرسنگان را دهقانان کوچک تشکیل می دهند. در این شیوه ی تولید مواد غذایی کیفیت فدای کمیت می شود و با وجود بالا رفتن مصرف سرانه، به دلیل کیفیت پایین، مواد ضروری از جمله کالری به مقدار مناسب تامین نمی شود، و به بدن نمی رسد. زیباترین تعریف را در این رابطه از دهان یک کشاورزی شمالی شنیدم که در تعریف از برنج پرمحصول آمل 3 به خبرنگار گفت: „دستشان درد نکند برنج خیلی خوبی است محصول ما سه برابر شده است اما وقتی آن را می پزیم پلو آش می شود“. سالانه 12 میلیون هکتار زمین کیفیت خود را از دست می دهد. این مقدار زمین برابر است با کل مساحت فلیپین. این امر فرصت خوبی است برای رشد ویروس ها و باکتری ها و قارچ ها، که تخریب زمین را بیش تر و سریع تر می کند. بعد برای مبارزه با این آفات مواد شیمیایی بیش تری مصرف می شود و این دور باطل ادامه می یابد و مخارج تولید را برای کشاورزان بالا می برد. و هم چنین بارآوری زمین کاهش می یابد. تحقیقات نشان می دهد که از سال 1941 تا 2008، در حدود یک سوم مناطقی که در آن ها ذرت؛ برنج؛ گندم و سویا کشت می شود، با وجود همه ی تلاش ها، میزان محصول بالا نمی رود، یا حتی کاهش می یابد.

جدول 9: مصرف کود به کشور، به کیلوگرم در هکتار در سال 2013

کشور مصر چین آلمان اندونزی هند آمریکا
مقدار کود 615 557 204 202 158 140

مهدی تهرانی متخصص تغدیه و رئیس بخش تحقیقا ت شیمی می گوید: “ بخش کشاوزی برای تامین امنیت غذایی بشر بسیاری از روش ها از جمله روش ژنتیکی را مورد توجه قرار داده است!“. وی مصرف کود در کشاورزی ایران را 89 کیلوگرم در هکتار می داند که مقدار رسمی آن است و البته تحریم روی مقدار مصرف آن تاثیر داشته است.

مهم ترین زمینه های فعالیت کنسرن های صنایع کشاورزی و غذایی

 

مهم ترین زمینه های فعالیت کنسرن های صنایع کشاورزی و غذایی

مهم ترین زمینه های فعالیت کنسرن های صنایع کشاورزی و غذایی

سرمایه داری همواره به دنبال منفعت است و می کوشد سرمایه افزون شود. سرمایه گذاران کشاورزی هم از این قاعده پیروی می کنند. آن ها، برای کمک به کشاورزان یا کارگران کشاورزی، یا برای کمک به گرسنگان و رفع گرسنگی، یا برای کمک به فقرا و ریشه کن کردن فقر و یا برای عشق به محیط زیست و طبیعت و زمین سرمایه گذاری نمی کنند. آن ها به دنبال افزایش سرمایه، سراسر جهان را می پیمایند و درو می کنند. آن ها، کشاورزان کوچک را به کارگران کشاورزی تبدیل می کنند، تا با استثمار آن ها سرمایه خود را افزایش دهند. آن ها کودکان را به کار می گیرند. حقوق کار بورژوایی را هم رعایت نمی کنند. تبعیض جنسی و نژادی را مقرر می کنند. کار اجباری و اضافه کاری بدون دست مزد را پیش می برند، و در مواردی علاوه بر بردگان مزدی، از کار بردگی رسمی هم استفاده می کنند. طبق گزارش 2016 ایندکس بردگی جهانی، 45 میلیون و 800 هزار برده ی مدرن از زن و مرد در جهان وجود دارد که به دلایل مختلف به بیگاری کشانده می شوند. در مجموع شرایط کاردر محل های تولید آن ها وحشتناک است. برای آن ها نه انسان مهم است، نه طبیعت نه زمین. اما روی بسته بندی های مواد غذایی شان خانه های روستایی با خانواده خوشبخت مرغ و خروس و جوجه ها، زنان روستایی با لباس های رنگارنگ در حال فعالیت. چند گاو و گوسفند و سگی در حیاط و بچه های بازیگوش که در حیاط میان سبزه ها و گل های طبیعی بازی می کنند، دیده می شود. با این تصاویر می خواهند در مشتریان شان احساس خوشایندی برای رابطه و تداوم آن ایجاد کنند. حتی برای جلب مشتری، دیده می شود که روی بسته موادغذایی می نویسند که در تولید آن انسان و طبیعت را در مد نظر دارند و یا از خرید شما فلان قدر به کودکان گرسنه کمک می شود. اما در پس پرده ی این دروغ پردازی ها شرایطی است که در بالا ارائه شد.

در پانزده ساله ی اخیرورود شرکت های خدماتی مالی، به این بخش و تاثیر گذاری شان روی سیستم جهانی تغذیه افزون تر شده است. آن ها زمان خرید و فروش کالاهای کشاورزی، مثلا گندم و قیمت و مقدار آن را تعین می کنند. به طور مثال در سال 1980، سهم یک کشاورز کاکائو برابر با 16% کل قیمت شکلات بود، اما امروزه سهم او به زحمت به 6% می رسد. از جمله ی این سرمایه گذاران مالی، بانک گلدمن زاخص، مورگان استنلی و سیتی بانک است. در فاصله ی سال های 2006 تا 2011، درست در زمان حدت بحران اقتصادی که اتفاقا با بحران در زمینه ی مواد غذایی آغاز شد، محصولات کشاورزی دو برابر شد، و از 65 میلیارد دلار به 126 میلیارد دلار رسید، و درست در همین دوران با رشد گرسنگان جهان هم مواجه هستیم. امروزه صدها صندوق سرمایه گذاری کشاورزی مبنا وجود دارد، که میلیارد ها دلار دارایی را حسابرسی می کنند. یکی از بزرگ ترین آن ها دویچه بانگ آلمان است با صندوق کشاورزی “ د.ب“ که در این صندوق شرکت هایی مانند مونسانتو، سینگنا، تیسن فود، دییر و ADM فعالند. در بسیاری از بخش های کشاورزی- غذایی، یک کنسرن با قدرت بازارش، روی قدرت سیاسی هم تاثیر می گذارد و سیاست هایش را به او دیکته می کند، یا حتی رژیم ها را تغییر می دهد حتی با کودتا. به عنوان نمونه اتحادیه اروپا، غرب آفریقا را تحت فشار قرارداده تا بازارش را به روی شیر خشک، گوشت پرندگان و رب گوجه باز کنند. کاری که اگر انجام شود دهقانان فقیر آفریقا را که تولید کنندگان کوچک هستند، از حق خود روی تولید غذای خود محروم می کنند. توافق نامه ای که با پرو، کلمبیا و آمریکای مرکزی امضا شد، مردم این مناطق را از دست یابی به بذر و داروهای ارزان ژنریک محروم می کند. به این طریق غذا و سلامت مردم این قاره، فدای منافع کنسرن های سرمایه داری اروپایی می شود. هم چنین اتحادیه اروپا می خواهد، مکزیک، برزیل و آرژانتین را با قیمت های انرژی خود به زنجیر بکشد. به این طریق بسیاری از مردم این مناطق دست رسی به برق را به خاطر قیمت بالای آن از دست می دهند. در توافق نامه ی امضا شده با میانمار، برای سرمایه گذاران اروپایی، اگر حکومت های بعدی، روی تامین منافع آن ها اشکال ایجاد کنند – مثلا با اصلاحات ارضی – حق گرفتن غرامت قائل شده اند. مضحک که اتحادیه اروپا می گوید سیاست تجاری اش ابزاری برای حمایت از حقوق بشر است. یا در توافق نامه ی ستا با کانادا، انتظارات قانونی آن ها تضمین شده است در غیر این صورت اگر مثلا دولت ها قیمت کالاهای اساسی مثل آب یا پروژه های معدنی را برای این که حقوق بومیان ضایع نشود، تایید نکنند، غرامت های میلیاردی در راه است.

طبق اطلاعات ارائه شده توسط اوکسفام، ده کنسرن نستله؛ اونی لور، کوکا کولا؛ پپسی کولا؛ مارس؛ دانون؛ موندلس؛ جنرال میلز؛ کوللوگز و بریتیش فودز، روزانه 1.1 میلیارد دلار درآمد دارند. تنها چهار کنسرن بزرگ، 90 درصد غلات جهان یعنی نان ما را کنترل می کنند. در سال 2005، تعداد 30 سوپر مارکت، یک سوم مواد غذایی جهان را در کنترل خود داشتند. در آلمان تنها چهار سوپر مارکت آلدی، ادکا، لیدل، مترو ر.وه 85% بازار مواد غذایی را در اختیار دارند.

                                                                                                            دسامبر 2017، فریده ثابتی

*- انقلاب سبز: دو مرحله داشت. مرحله اول کاربرد تکنولوژی جدید در کشاورزی در کشورهای در حال رشد بود که شامل ماشین های مختلف مثل تراکتور، ماشین کاشت و درو به جای استفاده از اسب و گاو غیره بود. اولین بار در دهه 1940 در مکزیک به کار گرفته شد و سپس در دهه ی 1960 به ویژه در آسیا و آمریکای لاتین رایج شد. کشورهای صنعتی کاربرد آن را مبارزه علیه گرسنگی به خاطر رشد بالای جمعیتی در این کشورها اعلام کردند. گرچه کاربرد تکنولوژی و مدرنیزه کردن کشاورزی مزایایی را به دنبال داشت مثل بالا رفتن میزان محصول، در نتیجه عدم نیاز به بالا بردن سطح زیر کشت با جنگل زدایی و تبدیل آن به زمین کشاورزی؛ کاهش وابستگی به واردات و در نتیجه کاهش ایجاد بدهی جدید به این خاطر، اما ساده لوحانه است قبول این که کنسرن های صنعتی تولید کننده به خاطر اهداف انسان دوستانه برای رفع کرسنگی مردم کشورهای در حال رشد و فقیر و یا کاهش گرسنگی تولید کنند. فقر و گرسنگی خود ناشی از توزیع نابرابر نعمات به دلیل وجود سیستم سرمایه داری است که به انحا مختلف فقر و گرسنگی را تشدید می کند. از ایجاد جنگ های محلی و منطقه ای و جهانی برای فروش اسلحه، برای دست یابی راحت تر به منابع انرژی، برای تقسیم مناطق نفوذ، برای دست یابی به منابع زیر زمینی، تا صدور میلیاردی اسلحه، تا صدور سرمایه به طور مستقیم و غیر مستقیم برای استثمار بیشتر نیروی کار ارزان و طبیعت و …

مرحله دوم به اصلاح انقلاب سبز کاربرد تکنیک های ژنی و ایجاد ورژن های جدید بذرهای پرمحصول و کاربرد مواد شیمیایی بود که در مقاله مورد بحث قرار گرفت و مضراتی را به بار آورد که بخشا توضیح داده شد مثل: کاهش تنوع گیاهی و تک محصوله کردن کشورها و محروم کردن کشاورزان از کشت مواد غذایی مورد نیاز خود؛ ایجاد مشکلات جدید در این کشورهای مثل مهاجرت روستائیان بیکار شده به شهرها؛ افزایش درصد بیکاری در این کشورها و تعمیق شکاف اقتصادی و افزودن بر تعداد فقرا و در نتیجه بالا بردن تعداد گرسنگان؛ افزایش حساسیت به آفات گیاهی به دلیل ضعف ژنی؛ آسیب های زیست محیطی در رابطه با مصرف بیش از حد آب های زیر زمینی با حفر بی در و پیکر چاه های عمیق؛ آسیب به باروی زمین با استحصال بیش از حد غیر قابل تجدید از آن.

منابع اصلی:

Konzenrnatlas-

Daten und Fakten über die Agrar-

und Lebensmittelindutrie

10.Jan.2017

کار مشترک موقوفه روزا لوکزامبورگ، هاینریش بول، انجمن محیط زیست و حمایت از طبیعت آلمان،

 اکسفام آلمان، جرمن واچ و لوموند دیپلماتیک

OXFAM

Behind the brands

Feb. 2013

 

Das könnte Dich auch interessieren...

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.