اخبار کارگری 15 تا 18 فروردین ماه 1394

طرح از گفتگوهای زندان
طرح از گفتگوهای زندان

گزارش خبری

کارگران اخراجی «کاشی احسان میبد یزد» با وجود بازگشت به کار نگران آینده‌اند

اخراج یکبارهٔ ۴۰ کارگر باسابقهٔ کاشی احسان میبد در روزهای پایانی سال گذشته باعث شد بسیاری از کارگرانی که دارای قراردادهای موقت هستند و سالهاست در این کارخانه صنعتی کار می‌کنند امنیت شغلی خود را در خطر ببینند. اگرچه با دخالت فرمانداری میبد این کارگران در چند روز گذشته مجددا به کار بازگشته‌اند اما هنوزموضوع عقد قراردادهای موقت حل نشده است

کارگران کاشی احسان میبد در یزد می‌گویند وجود قراردادهای موقت ماهیانه باعث شده امنیت شغلی کارگران به خصوص در صنایعی مانند کاشی و سرامیک که ماهیت کار دائمی و مستمر دارند با تهدید جدی مواجه شود. به گفته ی کارگران تنها راه بروزن رفت از بحران  ارائه ی یک دستور العمل جدید قانونی است.

کارگران کاشی احسان میبد  می‌گویند،  اخراج یکبارهٔ ۴۰ کارگر باسابقهٔ این کارخانه در روزهای پایانی سال گذشته باعث شد بسیاری از کارگرانی که دارای قراردادهای موقت هستند و سالهاست در این کارخانه صنعتی کار می‌کنند امنیت شغلی خود را در خطر ببینند. اگرچه با دخالت فرمانداری میبد این کارگران در چند روز گذشته مجددا به کار بازگشته‌اند اما هنوز موضوع عقد قراردادهای موقت حل نشده است و این کارگران همچنان با قراردادهای کوتاه یک ماهه به کار بازگشته اند.کارگران با سابقهٔ این کارخانه که بعضا بین ۱۷ تا ۲۰ سال سابقه کار دارند نگرانند که شاید دوباره بدون توجه به سابقهٔ کاری و سالهای خدمتشان در این کارخانه با آنان برخورد مشابهی صورت گیرد.

منابع کارگری در کارخانه کاشی احسان میبد این مشکل را تنها مختص این کارخانه صنعتی نمی‌دانند. به گفتهٔ یکی از کارگران این کارخانه بحث قراردادهای موقت، موضوع تازه‌ای نیست و بسیاری از کارگرانی که در صنایعی مانند کاشی و سرامیک کار می‌کنند علی رغم ماهیت دائمی کارشان با آن دست به گربانند.

این کارگر ادامه داد: ماجرا زمانی ناراحت کننده‌تر می‌شود که قرارداد کارگری با ۱۹ سال سابقهٔ کار و ۵۵ سال سن به بهانهٔ جذب نیروی کار جدید به یکباره تمدید نمی‌شود. اینجاست که نگرانی از آینده شغلی برای سایر کارگران که سابقه‌های کاری کمتری دارند بیشتر می‌شود.

این کارگر تصریح کرد: قراردادهای موقت شاید به درد کارهای فصلی بخورد اما برای کارگر دائمی و کارهایی که ماهیت مستمر دارند مثل کارگرانی که در صنایع کاشی کار می‌کنند نمی‌تواند مصداق داشته باشد.

وی ادامه داد: سالهاست که به این مسئله معترضیم اما هیچ کس صدایمان را نمی‌شنود. نتیجه همین می‌شود که یک کارگر با سابقهٔ کار بالا و با سن و سال بالای ۵۰ سال از کار اخراج می‌شود و کسی هم از خود نمی‌پرسد که با این سن و سال دیگر در کدام واحد تولیدی و صنعتی می‌تواند مشغول به کار شود.

به گفتهٔ کارگران، مسولین کارخانه کاشی احسان از اوایل سال ۹۳ تصمیم داشتند عده‌ای کارگران این کارخانه را که عمدتا بومی بودند به بهانهٔ «وجود نیروی کار اضافه» اخراج کنند، تصمیمی که سرانجام در روزهای پایانی سال نود و سه عملی شد اما با برگزاری تجمع و اعتراض صنفی کارگران بیکار شده و دخالت فرمانداری میبد شرایط برای بازگشت به کار مجدد ۴۰کارگر اخراج شده کاشی احسان میبد فراهم شد.

کارگران می‌گویند علی رغم اینکه سال گذشته هم مشابه این مشکل پیش آمد و اداره کار هم در صورتجلسه‌ای وعدهٔ رسیدگی داد اما از اردیبهشت ماه سال گذشته تاکنون عملا هیچ اقدامی در جهت تغییر وضعیت قراردادهای کارگران صورت نگرفته است و نگرانی‌ها در خصوص احتمال عدم تمدید مجدد قرارداد‌ها ادامه دارد.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

اعتراض کارگران معدن منگنز بافت به تعویق ۲ تا ۵ ماه حقوق

منابع کارگری در کرمان از تعطیلی دو ماههٔ یکی از مهم‌ترین معادن منگنز در جنوب غربی این استان و تعویق ۲ تا ۵ ماهه در پرداخت مطالبات مزدی کارگران این معدن خبر می‌دهند.

به گزارش ایلنا، معدن منگنز در شهرستان بافت با حدود ۳۳ نفر کارگر نزدیک به دو ماه است که تعطیل شده و کارگران آن بین ۲ تا ۵ ماه است که حقوق و دستمزد دریافت نکرده‌اند.

گفته می‌شود روز گذشته (۱۷ فروردین ماه) ۳۳ نفر از کارگران معدن منگنز بافت در اعتراض به تعطیلی معدن و تعویق در پرداخت مطالبات مزدی به همراه خانواده‌‌های شان در برابر فرمانداری این شهرستان تجمع کردند.

 رییس اداره کار بافت، ضمن تایید این خبر به ایلنا گفت: اعتراض کارگران تجمع کننده نسبت به تعطیلی معدن و در پی آن  تعویق در پرداخت حقوق ماه‌های بهمن و اسفند ۹۳ است ضمن اینکه تعدادی از کارگران که عمدتا رانندگان این معدن هستند بین ۴ تا۵ ماه حقوق معوقه دارند.

رضا مهدی پور با بیان این مطلب که ۹۸ درصد از کارگرانی که در این معدن مشغول به کارند جزء نیروهای بومی هستند گفت: تعطیلی این معدن موقتی است و خیلی دور از ذهن است که با وجود تعداد نیروی بومی که در این معدن فعال هستند، معدن به طور کامل تعطیل شود زیرا معدن منگنز بافت یکی از معادن اصلی استخراج منگنز در کرمان است و به همین جهت دارای اهمیت ویژه‌ای است.

به گفتهٔ وی، مشکلات مالی معدن تا حدی مرتبط با پایین آمدن قیمت منگنز است که تابع بازار جهانی است.

در حالی که کارگران معدن منگنز بافت خواستار دریافت مطالبات معوقه خود و همچنین از سرگیری فعالیت معدن هستند مدیر اداره کاربافت وعده داد در جلسه‌ای که قرار است در هفتهٔ جاری با حضور فرمانداربافت و مسولین معدن و نمایندگان کارگری برگزار شود نسبت به رفع هرچه سریع‌تر مشکلات این کارگران اقدامات لازم به عمل آید.

مهدی‌پور تصریح کرد: قرار است در جلسه‌ای که در هفتهٔ جاری برگزار می‌شود راه کارهایی هم برای حل این بحران اندیشیده شود. تا این معدن هرچه سریع‌تر کارش را از سر بگیرد.

معدن منگنز شهرستان بافت با ۳۳ نفر کارگر نزدیک به دو ماه است به دلیل معوقات مالی و عدم پرداخت حقوق و مزایای کارگران تعطیل است و کارگران در بلاتکلیفی به سر می‌برند.

گفتنی است، معدن منگنز بافت در روستای گدار سبز منطقه گوشک واقع در ۷۰ کیلومتری جنوب غربی از مرکز شهر بافت واقع شده است.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

تاخیر سه ماهه در پرداخت حق بیمه ۴۰۰ کارگر پیمانی ایران صدرا

حق بیمه بیش از ۴۰۰ کارگر شرکت پیمانکاری «فن آوری آب‌های عمیق» در استان بوشهر که زیر نظر شرکت دریایی ایران صدرا فعالیت دارند، در ۳ ماه گذشته به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نشده است این مسئله باعث تمدید نشدن دفترچه بیمه خانواده‌های این کارگران شده است.

کارگران شرکت پیمانکاری «فن آوری آب‌های عمیق» که تحت مسئولیت شرکت صنعتی دریایی صدرا به کارهای تعمیرات کشتی، ساخت سکوهای نفتی و… در سواحل دریایی بوشهر مشغول کارند، در این باره به ایلنا گفته‌اند که علاوه بر تاخیر در پرداخت حق بیمه، حقوق ماه‌های آذر، دی، بهمن و اسفند کارگران به تاخیر افتاده بود که با پی‌گیری‌های کارگران مطالبات مزدی و همچنین حق عیدی و پاداش پایان سال کارگران در روزهای پایانی سال گذشته (۹۳) پرداخت شده است.

کارگران همچنین گزارش داده‌اند، شرکت پیمانکاری فن آوری آب‌های عمیق به دلیل کمبود نقدینگی توان پرداخت به موقع حقوق آنان و سایر هزینه‌های جانبی را ندارد در نتیجه این تاخیر و تعلل چند ماهه، کارگران را از نظر معیشتی و روحی در وضعیت نامطلوبی قرار داده است.

کارگران می‌گویند؛ افزایش بدهی‌های این واحد به اداره تامین اجتماعی باعث شده است تامین اجتماعی از تمدید دفترچه‌های درمانی کارگران خوداری کند و دراین زمینه کارگران با مشکل روبرو شده‌اند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی کشور:

اداره کار تهران بر صدور مجوز انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی نظارت نمی‌کند

رئیس کانون سراسری انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی از اداره کار استان تهران بدلیل آنچه عدم نظارت این اداره بر صدور مجوز انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی می‌خواند انتقاد کرد.

«اکبر شوکت» در این باره به ایلنا گفت: صدور مجوز انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی به دلیل تعداد زیاد کارگران این صنف حساس است و به دقت بالایی نیاز دارد، چرا که عده‌ای بخاطر بحث‌های سیاسی یا اقتصادی به دنبال تشکیل این انجمن‌‌ها هستند.

او افزود: مدیرکل سازمان‌های کارگری و کارفرمایی وزارت کار به تمام استان‌ها نامه زده است که هنگام صدور مجوز انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی با دقت بیشتری عمل کنند، اما تعداد زیادی انجمن صنفی کارگران ساختمانی در استان تهران تشکیل شده است که اعضای هیات مدیره آن‌ها یا کفاش هستند یا نویسنده و خبرنگار یا کارگر بازنشسته و…

او در ادامه گفت: در استان تهران هیچ گونه نظارتی بر صدور مجوز انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی وجود ندارد و حتی تعداد زیادی انجمن صنفی صوری جهت بالا بردن آمار تشکل‌های کارگری در این استان تشکیل شده است.

شوکت تصریح کرد: اداره کار یا باید خودش بر صدور مجوز انجمن‌های صنفی نظارت کند یا این کار را به کانون بسپارد. اکتفا به کارت مهارت فنی و حرفه‌ای متقاضیان مجوز کافی نیست چراکه در حال حاضر از کارگران دوره گرد تا پزشکان این کارت‌ را در اختیار دارند.

رئیس کانون سراسری انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی در پایان از اداره کار استان تهران درخواست کرد که با تشکل متبوعش به منظور احراز کارگر ساختمانی بودن متقاضیان مجوز انجمن‌‌های صنفی کارگران ساختمانی همکاری کند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

برنامه وزارت کار برای پوشش بیمه‌‌ای کارگران خارجی در سال جاری

وزارت کار در سال جاری برنامه‌ای برای پوشش بیمه‌ای کارگران خارجی دارای مجوز قانونی در دست دارد.

بر اساس اعلام قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل، این وزارتخانه در حال حاضر مشغول مذاکره با سایر وزارتخانه‌ها برای پوشش این گروه از کارگران خارجی برای قرار گرفتن تحت بیمه سلامت است.

این وزارتخانه از تمام کارگران خارجی فاقد مجوز قانونی خواسته است تا پایان فروردین امسال برای دریافت مجوزهای لازم به دفا‌تر کفالت، اقامت و اشتغال وزارت کشور مراجعه کنند.

به گزارش ایلنا، وزارت کار اعلام کرده است تعداد اتباع خارجی که در سال ۹۳ موفق به ثبت نام در طرح آمایش و دریافت مجوزهای لازم برای اشتغال شده‌اند ۳۰۰ هزار نفر هستند، و این در حالی است که  آمارهای غیر رسمی از حضور حدود دو میلیون کارگر افغان در ایران خبر می‌دهند. کارگرانی که عمدتا در مشاغل سخت و زیان آور و حادثه ساز مشغول به کارند و در صورت بروز حادثه‌ای هنگام کار از هیچ پوشش بیمه‌ای برخوردار نیستند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

در هجدهمین روز از سال ۹۴

هنوز میزان افزایش مستمری کارگران بازنشسته معلوم نیست

با گذشت ۱۸ روز از سال ۹۴ هنوز میزان دقیق افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی مشخص نشده و کارگران بازنشسته همچنان در انتظار به سر می‌برند.

به گزارش ایلنا، بر اساس مواد ۹۶ و ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی، این سازمان مکلف است میزان کلیه مستمری‌های بازنشستگی، از کار افتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثر از سالی یکبار کمتر نباشد را با توجه به افزایش هزینه زندگی و با توصیه هیات وزیران به‌‌ همان نسبت افزایش دهد و میزان مستمری از کار افتادگی کلی و مستمری بازنشستگی و مجموع مستمری بازماندگان در هر حال نباید از حداقل مزد کارگر عادی کمتر باشد.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

به دلیل اشتباه در تنظیم قرارداد دو شرکت بیمه‌گر

غرامت بیمه عمر کارگران بازنشسته چهار استان در آذرماه پرداخت نمی‌شود

وجود یک اشتباه – عمدی یا سهوی – در تنظیم قرارداد شرکت بیمه آتیه سازان حافظ با شرکت بیمه ایران باعث شده است غرامت بیمه عمر (غرامت فوت) کارگران بازنشسته در استان‌های بوشهر، ایلام، اصفهان و کردستان در مورد فوت شدگان آذرماه پارسال بلاتکلیف باقی بماند.

رئیس کانون کارگران بازنشسته تامین اجتماعی استان بوشهر در این باره به ایلنا گفت: شرکت بیمه آتیه سازان حافظ به عنوان پوشش دهنده بیمه تکمیلی بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی با بیمه ایران برای پوشش غرامت حوادث و فوتی بازنشستگان از تاریخ یکم آذر ماه سال ۹۲ تا ۳۰ آبان سال ۹۳ قرار داد منعقد کرده است، این در حالیست که موعد قرار داد بیمه‌های عمر بازنشستگان کانون‌های چهار استان بوشهر، ایلام، اصفهان و کردستان با این شرکت بیمه گذار تا پایان روز سی ام آذر ماه است.

 «سید موسی میر جهانمردی» ادامه داد: به این بهانه شرکت بیمه ایران مدعی است طبق قرار داد نهادهای صنفی بازنشستگان موظف به پرداخت غرامت فوت شدگان تا پایان آبان ماه سال ۹۳ هستند و با این استدلال حاضر به پرداخت غرامت فوت بازنشستگانی که در طولآذرماه در این چهار استان فوت شده‌اند نیست.

او با بیان اینکه در یکماهه آذر سال گذشته بیش از ۶۰ مورد فوتی به کانون بازنشستگان استان بوشهر گزارش شده است افزود: میزان غرامت برای هر فوت شده مبلغ ۳ میلیون تومان است و تعداد زیادی از خانواده‌های بازنشستگان پس از گذشت حدودا ۵ ماه از مرگ سرپرست خانواده‌شان هنوز نتوانسته‌اند غرامت فوت را از بیمه آتیه سازان حافظ دریافت کنند.

این فعال حقوق صنفی کارگران بازنشسته روند جاری را موجب نگرانی بازنشستگان دانست و گفت: کارگران بازنشسته تامین اجتماعی از خدمات بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ رضایت ندارند.

وی با انتقاد از عدم پاسخگویی مناسب از سوی نمایندگان بیمه آتیه‌سازان در بوشهر گفت: انتظار می‌رود مسئولین بویژه کانون عالی بازنشستگان نسبت به بی‌توجهی این شرکت بیمه‌گر به مطالبات به حق بازنشستگان و مستمری‌بگیران اقدامی فوری انجام دهند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

شرط جدید تامین اجتماعی کارگران ساختمانی در اصفهان را غافلگیر کرد

یک فعال حقوق صنفی کارگران ساختمانی از شرط جدید اداره کل تامین اجتماعی اصفهان برای پرداخت حق بیمه کارگران ساختمانی این استان انتقاد کرد.

«احسان عبداللهی» در این باره به ایلنا گفت: اداره کل تامین اجتماعی اصفهان به بهانه پایان اعتبار کارت‌های مهارت کارگران ساختمانی از صدور صورتحساب جهت پرداخت حق بیمه جلوگیری می‌کند.

او افزود: این اداره از کارگران ساختمانی خواسته است که پیش از پرداخت حق بیمه، کارت‌های مهارت خود را تمدید کنند.

عبداللهی با انتقاد از فراهم نبودن مقدمات تمدید کارت مهارت در اداره کل فنی و حرفه‌ای اصفهان، گفت: کارگران ساختمانی باید از چندین ماه قبل‌تر از شرط جدید تامین اجتماعی مطلع می‌بودند تا در سابقه بیمه‌ای‌شان فاصله نیافتد اما اطلاع رسانی درستی در این قضیه صورت نگرفته است.

او تصریح کرد: در فاصله زمانی تمدید کارت‌های مهارت، احتمال وقوع حادثه کار یا هر حادثه ناگوار دیگری برای کارگران ساختمانی و خانواده‌هایشان وجود دارد که مسئولیت هزینه‌های احتمالی این حوادث بر عهده تصمیم گیران سازمان تامین اجتماعی خواهد بود.

این فعال حقوق صنفی کارگران ساختمانی در پایان از مدیران اداره کل تامین اجتماعی اصفهان خواست که جهت تمدید کارت‌های مهارت به مدت حداقل سه ماه به کارگران ساختمانی فرصت دهند تا آن‌ها نسبت به پرداخت فیش‌های جدید اقدام کنند و این مشکل حل شود.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

در خراسان رضوی رخ داد

کشته شدن یک کارگر بر اثر سقوط بالابر در کارخانه تولید چینی

بر اثر سقوط دستگاه بالابر در یک کارخانه چینی واقع در شهرک صنعتی توس در خراسان رضوی، یک کارگر ۲۷ ساله کشته شد.

به گزارش ایلنا، بامداد روز گذشته (۱۷ فروردین ماه) یک کارگر شاغل در کارخانه تولید کننده چینی هنگام  بررسی نقص فنی دستگاه بالابر مستقر در این واحد، بر اثر سقوط دستگاه بر روی سرش کشته شد.

گفتنی است، نیروهای امدادی مستقر در محل حادثه علت مرگ این کارگر را غیراستاندارد بودن بالابر گزارش داده‌اند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

تجمع کارگران روغن نباتی جهان در مقابل استانداری زنجان

حدود ۳۰۰ نفر از کارگران کارخانه روغن نباتی جهان، امروز (سه شنبه ۱۸ فروردین ماه) در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات صنفیشان مقابل استانداری زنجان تجمع کردند.

به گزارش ایلنا، این کارگران که روز گذشته هم اقدام به برگزاری تجمع در این واحد صنعتی کرده بودند به آنچه «عملکرد غیرقانونی مدیریت مجموعه روغن نباتی جهان» عنوان شده، معترضند.

رعایت نکردن قانون کار، عدم پرداخت اضافه کار، پرداخت نشدن حق شیفت، عدم تحویل کپی قرارداد فی مابین کارگر و کارفرما، تهدید، کاهش میزان تولید، عقد قراردادهای یک ماهه وبی توجهی به مشکلات کارگران از مهم‌ترین مسائلی است که توسط کارگران تجمع کننده مطرح شده است.

کارخانه روغن نباتی جهان یکی از کارخانه جات مطرح کشور در حوزه تولید انواع روغن نباتی جهان است که هم اکنون زیر نظر هلدینگ «کف و داروگر» فعالیت می‌کند.

گفته می‌شود، واحد صنعتی روغن نباتی جهان از روز دوشنبه گذشته بنا به خواست مدیریت مجموعه تعطیل شده است.

۱۳۹۴/۰۱/۱۸

دبیر انجمن صنفی کارگران پتروشیمی شازند:

عملکرد شعاری در مذاکرات مزدی کارگران را سرخورده کرد

دبیر انجمن صنفی کارگران پتروشیمی شازند گفت شعارهای نمایندگان کارگری شورای عالی کار در مذاکرات مزدی ۹۴ به سرخوردگی جامعه کارگری منجر شده است.

«داوود حسین‌خانی» در این باره به ایلنا گفت: بعضی از نمایندگان کارگری شورای عالی کار در توجیه عملکردشان در تعیین مزد ۹۴ می‌گویند برای اولین بار بود که تبصره ۲ ماده ۴۱ قانون کار در تعیین حداقل دستمزد عملیاتی شد. می‌گویند نمایندگان دولت و کارفرمایان پس از سال‌ها پذیرفتند در تعیین حداقل دستمزد بر اساس فرمول قانون کار عمل کنند. می‌گویند ماده ۴۱ قانون کار که به افزایش مزد پایه متناسب با نرخ رسمی تورم و هزینه سبد معیشت کارگران اشاره دارد احیاء شد.

او افزود: من از این دوستان که در سالهای گذشته منتقد جدی عملکرد گروه کارگری شورای عالی کار بودند می‌پرسم حضورشان در جلسات شورای عالی کار چه دستاورد جدیدی به ارمغان آورد؟ یادمان باشد تورم در سال ۹۲ بیش از ۳۵ درصد بود و در سال ۹۳ نزدیک به ۱۵ درصد اعلام شد. احتمالا همین امر به کمک گروه کارگری شورای عالی کار آمد که در ‌‌نهایت توانستند حداقل دستمزد را دو درصد بیشتر از نرخ رسمی تورم تعیین کنند.

او در ادامه گفت: مزد ۹۴ هیچ تفاوتی با مزد سال‌های گذشته ندارد. از نمایندگان کارگری شورای عالی کار می‌خواهم بیش از این شعار ندهند. اگر نمی‌توانند روی گفته‌های خودشان بایستند و آن‌ها را عملیاتی کنند شعار ندهند و در جامعه توقع ایجاد نکنند.

حسین‌خانی تصریح کرد: این‌ها شعار می‌دادند که با افزایش کمتر از ۳۰ درصدی مزد موافقت نمی‌کنند. شعارهایی دادند که باعث سرخوردگی و ایجاد بی‌اعتمادی بیشتر بین کارگران و تشکل‌های رسمی کارگری شد. این شعار‌ها برای جامعه کارگری هزینه داشت.

مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران در ادامه با انتقاد از عملکرد تشکل‌های رسمی کارگری در تعیین مزد ۹۴، بیان کرد: سران تشکل‌های رسمی کارگری در مصاحبه‌ها قشنگ صحبت می‌کنند اما در عمل جا می‌زنند. کارگران سال هاست که از عملکرد این‌ها راضی نیستند، چرا که همیشه اسیر ترفند کارفرمایان و دولت می‌شوند. می‌گویند اگر ما مزد را غیرمتعارف بالا ببریم کارگران بیشتری اخراج می‌شوند. آن‌ها همیشه اسیر این ترفند هستند و در بزنگاه تعیین مزد وا می‌دهند. مگر مزد کارگران چند درصد از سهم تولید را به خود اختصاص می‌دهد؟ به نظر می‌رسد تشکل‌های رسمی کارگری به یک خانه تکانی اساسی نیاز دارند.

او افزود: حضور فعالان کارگری پرشمار و بی‌انگیزه در جلسه پایانی تعیین مزد باعث شد موضع آن دسته از اعضای اصلی و مشاور شورای عالی کار که زیر بار خواسته دولت و کارفرمایان نمی‌رفتند تضعیف شود. این‌ها هر سال در جلسات شورای عالی کار حاضر می‌شوند و به شدت منفعل هستند و از اساس توانایی گفتگو با دولت و کارفرمایان را ندارند.

این فعال حقوق صنفی کارگران گفت: خط قرمز گروه کارگری شورای عالی کار ابتدا از افزایش ۳۰ درصدی مزد به ۲۵ درصد و سپس به ۲۰ درصد رسید اما از ۲۰ درصد هم کوتاه آمدند که باعث شد حربه ترک جلسه در سال‌های آتی مضحکه شود و دست نمایندگان کارگری از الان برای دولت و کارفرمایان رو باشد و آن‌ها از این پس می‌دانند که حرف‌های نمایندگان کارگران تو خالی است.

حسین‌خانی تصریح کرد: شمشیر را یا نباید کشید یا وقتی کشیده شد باید ضربه زد. یا نباید شعار می‌دادند که جلسه را ترک می‌کنند و یا حالا که شعار دادند لااقل یکبار عملیاتی‌اش می‌کردند نه آنکه مثل طبل توخالی عمل کنند.

او با انتقاد از شماری از اعضای ناظر شورای عالی کار که مدعی‌اند اگر در مذاکرات نقش بیشتری داشتند مزد را بیشتر افزایش می‌دادند، گفت: آنهایی که به عنوان عضو ناظر در جلسات شورای عالی کار شرکت می‌کردند فرقی با اعضای اصلی و مشاور نداشتند. فقط عنوان‌ها به دلیل بار حقوقی تفاوت داشت وگرنه مسئولیت تصویب مزد بر عهده همه افرادی است که در جلسه پایانی شورای عالی کار حضور داشتند.

دبیر انجمن صنفی کارگران پتروشیمی شازند در پایان گفت: افرادی هم هستند که در دوره های گذشته مذاکرات مزدی، به ویژه در دولت قبل به وابستگی مشهور بودند و اینک می‌گویند اگر در مذاکرات امسال بودند مزد را بیشتر تصویب می‌کردند. اینها همان‌هایی هستند که در سالیان گذشته با لابی‌گری با دولت و کارفرمایان مزد را تصویب می‌کردند و امسال نیز حتما تاثیر منفی خود را گذاشته‌اند.

برگرفته از سایت افق روشن:

اعتراض سراسری معلمان در گپ و گفتی کارگری در دید و بازدید های سال ۹۴

یک کارگر                                                                                                       دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۹۴ – ٦ آپریل ۲۰۱۵

کارگرانی که در بخش آموزش و پرورش (دولت) یا آموزشگاه ها کار می کنند کارگران مزدی هستند، که به کار پرورش نیروی متخصص برای صاحبان سرمایه مشغول به کارمزدی می باشند، کار این بخش از کارگران (معلمان) در بالا بردن بارآوری نیروی کار و به تبع آن روی تولید ارزش اضافه تاثیر گذار می باشند چرا که وجود کارگران متخصص از ملزومات نظام سرمایه داری است. همانطور که ساخت بیمارستان، راه و راه آهن و… ضرورت دارد و آنگاه که ضرورت سرمایه ایجاب نکند از سرمایه گذاری در این بخش اجتناب می کند. کارگران (معلم) چه کارگر مولد باشند چه نباشند کارگرانی هستند که از راه فروش نیروی کار امرار معاش می کنند. دیدگاه های رفرمیستی صرفا کارگرانی که در خدمت آموزش و پرورش و آموزشگاه ها کار می کنند از خیل عظیم کارگران جدا نمی کنند بلکه کارگران مزدی بیمارستان ها (پرستاران) و … را هم از جنبش کارگری جدا می کنند و به این ترتیب طبقه کارگر را شقه شقه می کنند. این کارگران (معلمان) و پرستاران جزء لاینفک طبقه ی کارگر می باشند. در مورد معلمان هم با نام اصناف از آنها یاد می شود (که صنف متعلق به دوران قرون وسطایی می باشد) در حالی که این معلمان کارگران مزدی می باشند. اما دیدگاه های غیر کارگری روی این بخش کارگری اثر گذاشته است. از این رو بعضا معلمان خود را بخشی از طبقه کارگر به حساب نمی آورند و از اینکه خود را کارگر بنامند ابا دارند. این بخش از جنبش کارگری در سالهای اخیر مثل دیگر بخشهای کارگری مطالباتی داشته اند. به ویژه امسال که یک جنبش سراسری را بوجود آوردند. که همزمان با خواست دیگر کارگرانی چون خودرو سازان … همزمان شد. و به طور خودجوش یک خواست و مطالبه عمده و مشترک را دنبال می کردند و آن هم افزایش پایه دستمزد بود که بارها بعد از روز ١٢ اسفند هم در بعضی از استانها تجمع اعتراضی ادامه پیدا کرد. بدنه این بخش از جنبش کارگری در این مقطع از اعتراضات و سال ٨٦ پیگیرتر از دیگر حلقه های جنبش کارگری ظاهر شد، امّا کانون صنفی با نگاه رفرمیستی و سرو سری که با کانون های قدرت دوم خردادی ها دارند همانند ترمزی بر سر راه جنبش کارگران عمل می کند. این درک رفرمیستی به درون این بخش کارگری حقنه شده است که گویی می تواند دولت سرمایه را بر سر مهر آورد، و به خواست آنان جامه عمل بپوشانند. غافل از اینکه آنجا هم که دولت سرمایه سر سوزنی عقب نشینی می کند به خاطر وحشتی است که از گسترش جنبش کارگری دارد و بخش ناچیزی از خواست کارگران را می دهد. این کارگزاران نظام سرمایه خواستی که بر اثر مبارزات کارگری بدست آمده است به پای دولت سرمایه می نویسند که رسالتش حفاظت از حاکمیت سرمایه و تولید ارزش اضافی و انباشت هر چه بیشتر می باشد. اگر حرکت اعتراضی کارگران یدی و فکری (معلمان) که پیشتازان افزایش دستمزد بودند، نتوانست مطالبات خود را به سرمایه تحمیل کند، قدرت حاکمیت سرمایه نبود، بلکه کارگران خودرو ساز روی افزایش پایه دستمزد جدی نبودند با دادن آکورد و غیرو که به واقع بخشی از دستمزد هستند، از تب و تاب افتادند. کارگران ایران خودرو روی خواست آکورد و پاداش ها جدی بودند اما چون به این خواستشان رسیدند برای بالا بردن افرایش دستمزد آن طور که انتظار می رفت ظاهر نشدند به درستی دوستی گفت در انقلاب 57 خواست ما رفتن شاه بود. موقعی که شاه رفت به خواستشان رسیدند و بعدش گروه ها بعضی دربست از دولت حمایت کردند، بعضی گروهها از دولت می خواستند که از خر شیطان پایین بیاید، بعضی ها رژیم ستیز بودند، رادیکالیسم شان را در ضدیت با دولت نشان می دادند، اما این دوست ما نگفت دیدگاه حاکم بر گروه ها „انقلاب دمکراتیک“، رشد آزاد سرمایه داری ایران، مبارزه خلق با امپریالیسم و مو ضوعا تی بودند که خواست و مطالبا ت کارگران وحرکت خود پوی ضد سرمایه داری کارگران را تحت الشعاع خود قرار میداد و طبقه کارگر را ازریل مبارزه با سرمایه باز داشت. بورژوازی ایران به خواستش رسید و به مناسبات نظام سرمایه خدشه وارد نشد. خواست مطالبات کارگران در هیاهوی امپریالیسم ستیزی گم شد. اکنون مدت هاست که روزی نمی گذرد که خبر حداقل یک واقعه ی کارگری به گوش نرسد، همین سایت رسمی و ضد کارگری ایلنا را هم که باز کنی در هر روز حداقل چند خبر بالا آمده که حکایت از اعتصاب کارگران در اعتراض به حقوق های معوقه، قراردادهای موقت، کم بودن دستمزد و نداشتن بیمه و بسیاری مطالبات بر زبان نیامده ی دیگر در کارخانه ها و مراکز تولید و مدیریت و توزیع ارزش اضافه ی دیگر، در بنگاه های خدماتی و درمانی و … دارد. حافظه ی به مدد کار بسیار فرسوده شده مان را هم که حتی چند صفحه ای ورق بزنیم، در آن، تمام صفحات با تجمعات اعتراضی پرستاران، معلمان، کارگران معدن سنگرود، کارگران معدن بافق، معدن کوشک، کاشی گیلانا و پلی اکریل اصفهان، پتروشیمی تبریز، ایران خودرو، شرکت واحد، فولاد البرز، نورد لوله ی صفا و غیره و غیره، طول و عرض ایران را می پیماید. اما تقریبا در هیچ یک از موارد پیش نیامده است که کارگران خود در تلاش باشند اخبار مبارزاتشان را به گوش سایر همزنجیران خود برسانند، که حداقل درد مشترکشان را به هم به بحث و گفتگو بنشینند، دیگر اینکه در جریان اعتصابات و اعتراضات حمایت از یکدیگر برخیزیم پیشکش. در مورد اعتراض اخیر معلمان از آنجا که خود این اعتراض این ویژگی را داشت که سراسری بود، و در سرتاسر ایران حتی در شهرهای کوچک مثل شهر کرد و مریوان اصفهان و … در مجموع حدود ۱۰ هزار معلم را به تجمعات یا راهپیمایی های اعتراضی کشاند، بحث و صحبت زیاد در می گیرد. همه از هم می پرسند که چه شده و چه نشده است. خود این امر این اندیشه و سوال دیرین را در اذهان زنده می کند که چگونه آگاهی کارگری و اعتراضات کارگری توده ای می شود. نمی دانم چه وضعیتی باید اتفاق بیفتد تا ما که عمدتا از خانواده های کارگری هستیم، یا خودمان در جایی نیروی کارمان را به هر شکلی که نیاز سرمایه است به فروش می رسانیم، که در اطرافمان هم به هر حال عمدتا هر کس در جایی با فروش نیروی کارش روزگار می گذراند و معیشت می کند، این ضرورت را درک کنیم که از وضعیتمان با هم سخن بگوئیم. این ضرورت را درک کنیم که مشکلاتمان را که دیگر از روز هم روشن تر است که به هیچ وجه مشکلات بنگاه تولیدی یا مرکز خدماتی ای که ما درآن کار می کنیم نیست بلکه مشکلاتی عام است که بر زندگی اکثریت قاطع تمام فروشندگان نیروی کار چه فکری و چه یدی حاکم است با یکدیگر در میان بگذاریم. عجیب است که حتی وقتی که به هم می رسیم ممکن است در مورد بالا و پائین شدن قیمت دلار و طلا حرف بزنیم اما در مورد مسائل خودمان و مهم تر از آن در مورد راهکار جمعی ای که علی القائده باید به آن بیندیشیم و برای آن سازماندهی کنیم هیچ سخنی در میان نیست. برای این صحبت ها و تبادل نظر ها در این مرحله لازم نیست که اتفاق خاصی در میان باشد، حلقه ی مفقوده ای که چندین سال است گم شده آن است که ما مجموعه ی این اعتراضات و اعتصابات را نه جزیره های پراکنده ی جدا از هم بلکه بخش هایی از جنبش خودجوش خود و طبقه مان بدانیم که برای اینکه بتواند گامی در راستای بیرون آمدن ما از زیر یوغ بندگی و اسارت سرمایه بردارد لازم است که بر خود و حرکت خود، ابعاد و خواسته ها و مسیر پیش روی خود و دام های گسترده بر سر راه آگاه شود. در روند عینی مبارزات خود و هم طبقه ای هایمان ما مدام از ساز و کارها و مکانیزم عملکرد سرمایه و دولت سرمایه آگاه تر شده ایم اما عجبا که این آگاهی تا کنون نتوانسته است جنبش ما را یک گام به جلو ببرد. در وصف اینکه عملکرد قوه ی قضائیه و دولت و وزارت کار و تمام سازمان ها و نهاد های حکومت سرمایه داری چگونه و بنا به چه مصادیقی در واقع نقش اساسی خود را در نمایندگی تمام یا بخشی از طبقه ی سرمایه دار ایفا می کنند و ما را از دخیل بستن به آن ها هیچ عاید نمی شود بسیار گفته شده و حتی تجربیات مبارزه ی هر روزه به ما نشان می دهد که هرچقدر هم بر کوس کارگر دوستی بنوازند باز هم واقعیت عریان این است که در شورای تعیین دستمزد ٩۴ سرمایه داران (کارفرمایان) حتی لازم ندیدند به خودشان زحمت حضور بدهند، در امری که در درون طبقه ی کارگر آنقدر پر سر و صدا و مهم می نمود -و بخشی از آن هم به حق- چرا که نبض حیات و معیشت ما را در دست گرفته است، کارفرمایان حتی وقت خودشان را برای چانه زنی نمایشی هم تلف نکردند و از ابتدا اعلام داشتند که رأیشان رأی دولت است و الحق هم که خوب میدانستند که دولت بنا به وظیفه ی ذاتی اش از منافعشان دفاع خواهد کرد. تازه فرض بر اینکه چند ده هزار تومانی هم دستمزد بالاتر از میل آنان بسته شود، باز هم باکی نیست وقتی همواره سه ماه حقوق معوقه ی کارگران در تولید و سرمایه گذاری در راه انباشت سرمایه به کار می افتد و نهایتا بعد از چندین ماه از قبل سودی که چند باره و چند باره از همان دستمزدهای پرداخت نشده بیرون کشیده شده با هزار منت پرداخت می شود. مگر نه این است که در این میان اگر کارگران اعتراض کنند، که هر روز شاهدیم که انگیزه ی ادامه ی حیات ما را وادار می کند که مبارزه کنیم، کارفرما به راحتی طرح دعوا می کند و قوه ی قضاویه که پاسدار نظم و امنیت سرمایه بر مبنای قانونی است که برای تعریف حق طبقه ی مسلط نگاشته شده است، از حکم بازداشت تا شلاق و جریمه ی نقدی برای کارگران به بهانه ی اخلال در امنیت ملی صادر می کند (مبارزات کارگران چادرملو، پلی اکریل، بافق، پتروشیمی رازی و … نمونه هایی از این مسئله در همین مبارزات اخیر کارگری هستند) و منظور هم از این ملت در واقع تنها و تنها نظم سرمایه دارانه ی تولید و روابط اجتماعی کار و سرمایه است. مگر نه این است که بخش عظیمی از نیروی کار از شمول قانون کار هم خارج است با ارقامی بسیار کمتر از همین حداقل دستمزدهای تعیین شده نیروی کارش را به فروش می رساند. ما همه برخی کمتر و برخی بیشتر از اینکه از هیچ دولتی آبی برای ما گرم نمی شود آگاهیم اما باز هم در اعتراض معلمان می بینیم که علیرغم این آگاهی که در توده های معلمان معترض وجود دارد که شعار خود را خطاب به سایر هم طبقه ای های خود در خیابان گرفته و فریاد بکشند، درد ما درد شماست، بیائید با ابتکار جمعی و تکیه به قدرت متحد خود چاره ای برای این درد مشرک بیندیشیم، باز هم در عمل دنباله روی نهاد ارتجاعی ای چون کانون صنفی معلمان می شویم تا هندوانه زیر بغل دولت بگذارد و با هزار سلام و صلوات مجلس را به دنباله روی از دولت ترغیب کند و تلاش کند پلی بین منافع همواره متخاصم کارفرما و کارگر برقرار نماید. دم از کارگر دوستی بزند اما همیشه به این دلیل که امکان در دست گرفتن نبض جنبش کارگری را برای بورژوازی فراهم کند، که راحت تر بتواند کارگران و جنبششان را در عرصه ی عملی مبارزه به بورژوازی بفروشد. بحث معلمان به خصوص حرکت سراسری سال ٩٣ و همزمانی آن با خواست افزایش پایه دستمزد و طرح همین خواست از طرف کارگران خودروساز و خواستی که زبان حال کلیه کارگران یدی و فکری است، نقل مجالس خانوادگی مهمانی و حتی در اتوبوس ها شد. آنچه در زیر به آن خواهیم پرداخت در دید و بازدید عید ٩۴ پیش آمد. ما هم در همین ایام عید به نوبه ی خودمان در مجلسی برای عید دیدنی جمع شده بودیم و دو نفر در جمع معلم بازنشسته بودند و بحث اعتراض اخیر معلمان بالا گرفت. یکی از آشنایان گفت بحث در اعتراض معلمان بسیار مهم تر و گسترده تر از این است که مثلا بهتر بود فلان شعار را می دادند یا نمی دادند، یا اساسا در چه محلی تجمع کردند بهتر بود، جلوی مجلس، جلوی استانداری و … . و این ها چیز هایی است که از هر شهر به شهر می تواند فرق کند. مسئله این است که اساسا هدف از این حرکت چیست و چه افقی را پیش روی خود باز می کند. مسئله این است که به هر حال در درون هر جمعی بخش هایی هستند که آگاه ترند و به مسائل بیشتر فکر کرده اند، این ها چگونه می خواهند در ارتباط با این حرکت بر همکاران خود تأثیر بگذارند و خود آن ها چه افقی برای این حرکات اعتراضی متصورند. صحبت ها (گفتگوها) شروع شد. معلمی بازنشسته به تشکل معلمان به سالهای بعد از انقلاب پرداخت گفت در آن سالها معلمان، همین خواست ها و مطالبات را داشتند. اما بخش زیادی تحت تاثیر وعده و وعید های رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و اینکه منتظر بودند دولت کاری برایشان بکند از رژیم دفاع می کردند. این دیدگاهی است که هم اکنون هم گریبان بخشی از طبقه ی کارگر را گرفته است. بخشی از معلمان تحت عنوان تشکل مستقل خط و مشی گروه و سازمان خود را پیش می بردند. بیان کننده ی خواست و مطالبات معلمان به عنوان بخشی از طبقه کارگر که کار آموزشی می کنند نبودند، بلکه اصولا معلمان را کارگر و فروشنده نیروی کار نمی دانستند. بلکه خود را مستقل از دولت جمهوری اسلامی می دانستند، یعنی خواستشان تنها ضدیت با رژیم یعنی همان دیدگاهی که گروه و سازمان ها دنبال می کردند هدف مبارزه شان بود. سوال شد که مثلا حزب توده چه موضعی داشت؟ حزب توده (به عنوان نماینده ی رفرمیست راست) هم در معلمان پایگاه داشت و همانطور که مواضع حزب توده بود، معلمان طرفدار این نگرش هم دربست از رژیم سرمایه داری نوپا حمایت می کردند. طرفداران سایر گروه ها و سازمان ها نیز همان دیدگاهی را دنبال می کردند که سازمان متبوعشان پی می گرفت. آن چیز که بین همه این گروه ها مشترک بود این بود که معلمان خرده بورژوا هستند. درکی که تا همین اکنون هم بعضا ادامه دارد. یا بهتر است بگوییم آنان را بخشی از کارگران مزدی نمی دانند. پس مردم برای چه انقلاب کردند؟ یکی از حاضرین گفت خواست مردم صرفا رفتن رژیم شاه بود. چیزی که در شعارهای زمان قیام عمده بود. خواست رفتن شاه، خب شاه هم رفت. ظاهرا مردم به خواستشان رسیدند. این خواست اما خواست جناح هایی از بورژوازی بود. اما با این وجود بسیاری از کارگران بعد از رفتن شاه و برپایی جمهوری اسلامی هم اعتراضات خود را ادامه دادند، خود معلم ها هشتشان گرو نه بود، هرچند اعتراض توده ای برای بالا رفتن دستمزدشان نداشتند. کارگران عملا واردگود شده بودند. علیه بیکاری مبارزه می کردند. از فردای روی کار آمدن رژیم خیلی از بخش های کارگری برای مقابله با اخراج و گرفتن بیمه بیکاری تجمع می کردند. یکی از مهمانان گفت بابا از این تجمع سراسری معلمان حرف می زدیم. من سوال ام این است ما به عنوان معلم بازنشسته اگر در اعتراضات شرکت می کنیم چی باید بگوییم؟ اینکه گفتید معلم ها صنف نیستند، بخشی از طبقه کارگرند، نمی دانم کانون صنفی بیشتر نقش ترمزگیر دارند چه طوری است؟ کسی که سوال ها خطاب به او بود گفت: این که می گویند معلم ها صنف هستند، اصلا در جامعه سرمایه داری صنف مطرح نیست. ما معلم ها کار آموزشی می کنیم و در قبال کار آموزشی حقوق دریافت می کنیم. کسانی که ما آموزش می دهیم به شکل های مختلفی اشتغال پیدا می کنند عمدتا جذب کارخانه ها، شرکت های خدماتی و غیره می شوند. هر کجا کار باشد برای لقمه نان روانه آنجا می شوند. جذب ارتش، نیرو انتظامی و … می شوند. بخشی هم شغل خود ما را انتخاب می کنند. هر کسی می آید درس می خواند با این امید که کار خوبی پیدا کند اما همیشه چرخ به مراد دانش آموزان نمی چرخد. همانطوریکه ما هم به مراد دلمان نرسیدیم. قلیلی هم می روند دنبال کاسبی پدرشان پول دارند کارخانه و شرکت می زنند. اگر در این تجمع شرکت داشتید می دیدید کانون صنفی چی می گویند. آنها بیشتر امیدشان به دولت است. به نیروی خودشان فکر نمی کنند. اگر معلم ها پشت هم را داشته باشند. دستشان را به زانوی شان بگیرند بلند شوند می توانند کاری بکنند که دولت هم مجبور شود خواست معلم ها را بدهد. با این حرفها می خواستم بگویم توده معلم ها فعالتر و جدی ترند برای فشار آوردن به دولت به این خاطر است که می گوییم کانونی ها به پشت گرمی دولتی ها مثل وزیر کار و غیره امید وارند. کارگران بارها متوجه شده اند که باید به پشت گرمی همدیگر دل ببندند. اما بعضی چشم به بالا دارند. حالا اگر رفتیم داخل تجمع بعدی می گویم باید ما هم بشینیم روی کارهایمان فکر کنیم. چکار می کنیم. حرف بزنیم روی چه کار کردن کمی تمرکز کنیم. شاید اولین چیز که می توانیم بگوییم این است که ما باید روی اتحاد و همبستگی با یکدیگر حساب کنیم. چشممان به حاکمیت نباشد. به نیروی خودمان اتکا کنیم. سعی کنیم اگر چیزی می دانیم به دیگرانی که کم تر می دانند بگوییم. از آنهایی که بیشتر می دانند یاد بگیریم. سعی کنیم در روند مبارزه و اعتراضمان دخالتگری آگاهانه داشته باشیم و روی یک تشکل شورایی سراسری فکر کنیم. از دیگر مزدبگیران بخواهیم برای گرفتن مطالبات با دیگر کارگران مزدی مثل کارگران کارخانه ها، کارگران بیکار ساختمانی و … تماس بگیریم از آنها بخواهیم از همدیگر دفاع کنیم. خواست مشترک ما یکی است، دفاع بخش کارگری از بخش دیگر حمایت از خودش می باشد. یکی در جواب سوال یکی از دوستان گفت: ما در انقلاب می خواستیم شاه سرنگون شود و به خواستمان رسیدیم. آب ها که از آسیاب افتاد تازه بعدا دوزاریمان افتاد که با شاه رفتن وضعیت ما تغییر نمی کند. حتی شرایط زیستی مان بدتر شد. همان آنهایی در انقلاب آتششان تند، شرایط بدتری دارند آنها هم که سر به نیست و آواره شدند بماند. در بالا تا حدی دوستان گفتند. ما دنباله روی سرمایه داران شدیم. آنها که معلوم است با مناسبات سرما یه داری مشکلی نداشتند و از قبل نا اگاهی طبقه ی کارگر وحمایت بی مزد ومنت رفرمیستها (چپ وراست) تحت شعاع رهای مبارزه خلق علیه امپریالیسم و….به حاکمیت رسیدند. یک نفر دوید تو حرفش مثل اینکه از انقلاب پشیمان هستی؟ نه که پشیمان نیستم بلکه می خواستم در جواب آن دوستی که گفت ما خواستمان سقوط دولت شاهنشاهی بود سرمایه داران وضعشان بهتر شد. ما به خاک سیاه نشستیم فقط حاکمیت جدید روی کار آمد. حالا اگر حقوق ها (پایه) اضافه شد و گرانی چندین برابر شد و مثلا با ۳ میلیون هم چرخ زندگی نچرخد چه. ما خواهان یک زندگی مرفه هستیم. در مبارزاتمان هم باید همین موضوع را در نظر داشته باشیم. همه چیز به این بر می گردد که تعدادی سرمایه دارند و ما هم مزدبگیر هستیم. تا زمانی که ما مزدبگیر هستیم همین وضعیت را داریم.این مناسبات سرمایه داری است که تمام قدرت تصمیم گیری برای تولید و مصرف و شیوه ی زندگی را از ما سلب می کند، این مناسبات سرمایه داری است که لازمه اش تصاحب محصول کار ما و استثمار ما برای سود اندوزی و انباشت سرمایه است. مشکلات ما با چند ده هزار تومان افزایش حقوق حل نمی شود، شاید بتوانیم آن را به زخمی از زندگیمان بزنیم اما تا مناسبات سرمایه داری و کارمزدی هست، هزار زخم دیگر از بقل آن در زندگیمان تولید خواهد شد و تنها این ما نیستیم که این شرایط داریم یکی ازکارگران(جوان)گفت: چرا همیشه به دنبال نهادی می گردیم که ما را در راستای اهداف خود متشکل کند، چرا اهداف خودمان، حرف خودمان، مطالبات خودمان، مسیر خودمان و خط و مرزمان با طبقه ی استثمارگر برای خودمان روشن نیست. وقتی از آزادی های فردی یا آزادی بیان یا آزادی به طور کلی حرف می زنیم گویی حتی فراموش میکنیم که تمام این ها تا زمانی که تمام آزادی ما در زندگی در چارچوب بردگی مزدی نظام سرمایه داری از ما دریغ شده است. آنچه که در نظام های برده داری عریان و واضح بود در نظام سرمایه داری چنان لباس های پر زرق و برقی از دروغ به تن آویخته که حتی برای ما هم که در زیر فشار کار روزانه طولانی و یا از کار اول به سراغ کار دوم وسوم دویدن برای اینکه مخارج اولیه ی زندگیمان تأمین شود، له می شویم و هیچ فرصتی برای زدن حرفمان هم برایمان باقی نمیماند، جز در شرایط خاص نمی توانیم به وضوح بینیم و دریابیمش. کوتاه سخن اینکه من گمان می کنم تا ما در تمام اماکن و محافل و مجالس عمومی با دوستان و خانواده و هم طبقه ای های خود، در اتوبوس، در تاکسی، در خیابان ها، در مهمانی های عید دیدنی و در مدارس، در سرویس های رفت و آمد به سر کار، در دانشگاه ها، در بیمارستان ها و غیره و غیره با یکدیگر در مورد مسائلمان صحبت کنیم. در مورد مبارزات هر روزه مان و افقی که می باید ترسیم کنیم و راهی که باید بپیمائیم و اتحادی که یا حاصل می کنیم یا اگر نکنیم در بر همین پاشنه می چرخد و مدام با هجمه ی بیشتر و بیشتری از بی حقوقی ها و تهاجمات سرمایه به معیشتمان، به آزادیمان، به تمام حقوق انسانیمان مواجه خواهیم بود. درباره ی اینکه چرا معلمان در مورد اعتراضات خود با دانش آموزانشان و خانواده هایشان گفتگو نمی کنند و چرا پرستاران مبارزات خود را به در وزارت بهداشت و مجلس می برند به جای اینکه در خود بیمارستان و بیرون آن با مصرف کنندگان خدمات درمانی که آن ها هم آحاد طبقه ی کارگرند که زیر فشار نبود امکانات و گرانی بهداشت و درمان هستند و نمی دانند سوی خشم و اعتراض خود را به روی چه کسی باید برگردانند در میان نمی گذارند هم که به جای خود باید صحبت شود و جای حرف هم بسیار دارد. دیگری گفت، این عناصر نیستند که باعث می شوند حرکت اعتراضی معلمان اتفاق بیفتد، این حرکت به صورت خودجوش اتفاق می افتد و انگیزه ی اساسی اش معیشتشان است، همچنانکه مثلا در سوئیس معلمان به این راحتی دست به اعتراض نمی زنند. درست است که همه در سطح برابری از آگاهی قرار ندارند و نتیجتا دخالتگری یکسانی نخواهند داشت اما باید تلاش شود که حداکثر دخالتگری وجود داشته باشد و این زمانی عملی می شود که در ارتباط تنگاتنگ با فعلیت مبارزه و از دل همین مبارزات هر روزه ی ما آگاهیمان تبلور یابد و به بلوغ و پختگی برسد و نتیجتا مسیر و سازمان و افق گام به گام پیش رویمان ترسیم شود. این درک غلط که جنبش کارگری باید منتظر نسخه ای باشد که بگیرد و درمان شود باید زدوده شود. بالاخره هر کدام از ما به عنوان عضوی از طبقه ی کارگر یا ما به عنوان معلم بازنشسته وقتی در اعتراض حاضر می شویم، حرف می زنیم و همین صحبت کردن راجع به مسائل خودمان با یکدیگر آگاهی را در یک بستر عینی گسترش می دهد. یکی از افرادی که در جنبش های کارگری سال های ۵٧ هم در گیر بوده و الان می گفت که مدت هاست دغدغه ی معیشت حتی بهش اجازه نمی دهد که اخبار را دنبال کند، گفت به هر حال همه نمی توانند در یک سطح آگاهی باشند و یک میزان دخالتگری داشته باشند. دوست جوانی گفت، بحث بر سر این نیست که همه همه چیز را بدانند، بحث بر سر این است که همه یا اکثریت کارگران خود را متعلق به یک جنبشی بدانند، آن جنبش را از آن خودشان بشناسند و دغدغه اش را داشته باشند. بزرگ ترین قدمی که می شود برداشت در این راستاست که طبقه ی کارگر خودش را به عنوان یک طبقه در برابر طبقه ی دیگر بشناسد و نخواهد افسار خودش را به دست اقلیتی بسپارد. بحث شورا یا نقد به حزب اساسا بحث نظری نیست، بحثی است که در روند مبارزه ی طبقه ی کارگر و در عملش مطرح می شود. مثلا در همین حرکت، معلمان افسارشان را داده بودند به دست کانون صنفی معلمان و یک جریان دو خردادی مرتجع و اصلاح طلب بورژوازی. همان دوستی که در مبارزات کارگری ۵٧ شرکت داشت گفت با بدبینی و نا امیدی گفت؛ اگر این اتفاق بیفتد که تک تک آحاد طبقه ی کارگر درک کند که باید در راستای منافع جمعیشان حرکت کنند و برای یک هدف مشترکی خودشان را سازمان بدهند و تلاش کنند که خیلی خوب است، اصلا این خود انقلاب است، اما متاسفانه اینطور نمی شود. تا الان که اینطور نشده. اصل ماجرا همان رهنمودی است که پیشروان این طبقه باید بدهند و اکنون ندارند. کسانی که ادعای پیشروی می کنند خودشان عقب تر از کلیت طبقه ی کارگر ایستاده اند. اما باید طبقه ی کارگر خط خودش را داشته باشد. طبیعی است که این پیشروان را باید کارگران در کنار خودشان حس کنند، وگرنه بهترین راهکارها را هم حتی اگر بتوانند بدهند باز هم کارگران تره برایشان خرد نمی کنند. تازه اگر این طور باشد که بخواهند عده ای یک گوشه بنشینند و مسائل را تئوریزه کنند و کارگران حرفشان را گوش کنند که خیلی بد است و اساسا احتمال بیشتر آن است که به دامان جناح های مختلف بورژوازی که در این دسیسه چینی ها و فریبکاری ها ید طولائی دارند بیفتند. از طرف دیگر کسانی که اساسا بیرون از بستر مبارزات عینی طبقاتی ایستاده اند هم نمی توانند حرفی بزنند که خط و رسم و راه طبقه ی کارگر و یک گام به پیش باشد. به شوخی اضافه کرد که شنیده ام مارکس و انگلس هم در مبارزات کارگران کمون تفنگی به دوششان انداخته بودند و در دل مبارزه شرکت داشتند. سال ۵٧ این همبستگی ای که حرفش را می زنی و به نوعی هم محصول شرایط انقلابی است در تمام ایران وجود داشت. ما شهر بابک ماشینمان خراب شد یک غریبه کلید خانه اش را داد تا ما برویم استراحت کنیم و خودش رفت عید دیدنی، همین روزهای عید بود و باید تا فردا صبر می کردیم ماشینمان را تعمیر کنیم. اما در اوج همین همبستگیف مرکزیتی نبود که بتواند این اتحاد را کانالیزه کند به ست مسیر درستش، در راستای منافع خودمان، بورژوازی از این شرایط استفاده کرد در راه مسجد. سال ۵٧ وقتی کریم سنجابی آمد شهر کرد سخنرانی کند یک میلیون نفر کارگر جمع شده بود. یک میلیون نفر کارگر خط و رسم خودش را نداشت. آب کش خانه ی کریم سنجابی شده بودیم. سال ۵٧ هم همه ی گروه های چپ ریختند گفتند مرگ بر شاه، کارگران هم دسته بندی شده بودند پشت سر این ها همین را گفتند. اینکه می گویم فرض کن کارگران یک کارخانه اعتصاب کردند و همه ی مطالباتشان را هم گرفتند، بعدش چی از روی همین تجربه ها می گویم. حرفی که در انقلاب ما می زدیم، موتلفه می زد، سپاه پاسداران می زد، حزب توده هم می زد، همه امپریالیسم ستیز بودیم. بالاخره در جمع چند نفر جوان بودند و چند نفر هم جوان آن سال ها و این روزها را به چشم دیده بودند، دیگری از در تائید در آمد که راست می گویی ما تا ریشه ی فقر و فاقه و فساد و همه ی مشکلاتمان را در بن مایه ی نظام سرمایه داری و رابطه ی کار و سرمایه نبینیم همین آش و همین کاسه است. مثل شعار مرگ بر شاه، آنجا هم مبارزه با امپریالیسم در جایی مانع از این شده بود که مبارزه با سرمایه را ببینیم. ما خواسته ها و مطالباتمان همه ریشه در نظام سرمایه داری دارد. از طرفی وقتی بخشی از جنبش به میدان می آید چون این خواست ها ریشه ای است می تواند با خواست های سایر بخش ها گره بخورد و مثلا اگر این جنبش دامنه و ادامه پیدا می کرد، می توانستند کارگران بیکار، یا کارگران ساختمانی هم که به علت پراکندگی نتوانسته اند وارد مبارزه ی منسجم شوند، به آن بپیوندد. به خاطر ترس از همین چیز هاست که رژیم راهپیمایی اعتراضی معلمان را در سال ٨٦ محاصره و شدیدا سرکوب کرد. آگاهی هیچ جا توده ای نمی شود مگر در دل پیکار اجتماعی. با به میدان آمدن معلمان در یک حرکت اعتراضی امروز هر جا می نشینیم نقل مجالس و محافل همین بحث است. دوست جوان دیگری از مارکس نقل قولی آورد در پاسخ به این سوال که اگر مطالباتشان را بدهند چه می شود. راست هم می گفت مسئله دستمزد نیست، اگر سطح دستمزد در کشوری مثلا به علت مبارزات کارگری چنان بالا شود که سود متوسط سرمایه در آنجا پائین تر از سود متوسط عمومی سرمایه باشد، سرمایه از آنجا کوچ می کند یا تولید به رکود در می غلطد و در نتیجه کارگر در همان ابتدای کار بدبخت می شود، مسئله بر سر بالا بردن یا بالا نگاه داشتن دستمزدها نیست، مسئله این است که طبقه ی کارگر در جنگی علیه بورژوازی باشد و آن چندرغازی را هم که به حقوقش اضافه می شود صرف مقابله با بورژوازی کند. در آخر صحبتمان گفتیم که کاش اول ماه مه بهانه ای بشود که کارگران از بخش های مختلف کارگری دور هم جمع شوند و تجربیات و مشکلات و مسائل روزشان را در میان بگذارند و به راهکاری بیندیشند. برای ایجاد هسته های مبارزه ی شورایی علیه سرمایه در محیط های کارشان و برای به هم پیوند دادن این هسته ها چاره ای بیندیشند. تا خودمان دست به کار نشویم وضعمان همین است از چاله درآئیم به چاه می افتیم. باید فکری کرد. اگر دست به کار چنین کاری شویم می توانیم اول ماه مه را به یک مبارزه ی سراسری برای افزایش پایه ی دستمزد تبدیل کنیم تا گامی باشد در این راه که مطالبات مشترکمان را بستر مبارزه ی آگاهانه بر علیه نظام بردگی مزدی سازیم. یک کارگر – ١۵ فروردین ٩۴

زیروبم زندگی در خانه ۳۵متری یک خانواده کارگری در خیابان قصرالدشت

جواد حیدریان                                                                                              دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۹۴ – ٦ آپریل ۲۰۱۵

حقوقم به برج نرسیده تمام می‌شود می‌گوید که با خانواده ۴نفره‌ام، کمِ‌کمِ باید در ماه ۳میلیون و نیم (تومان) درآمد داشته باشم، شاید بتوانم مثل بقیه زندگی کنم. من «صورتم را با سیلی سرخ می‌کنم» از جاهای دیگر زندگی‌ام کم می‌کنم و از هزینه‌های ضروری می‌زنم تا بتوانم شرایط قابل تحملی در خانه‌ام به‌وجود آورم. حدود یک‌میلیون و هفتصد و هشتصد هزار تومان کمبود دارم. من از لباسم دارم می‌زنم، از دارویی بچه‌هایم که تجویز پزشک است و توان خریدش را ندارم، می‌زنم، از گوشت و شیر و میوه حتی می‌زنم… من هیچ رفاهی ندارم، حتی یک مسافرت نمی‌توانم با همسر و بچه‌هایم بروم! سینما رفتن که رفاه نیست! گاهی آن را هم نمی‌توانیم برویم. من ۲سال یک‌بار هم مسافرت نمی‌روم

«همیشه دوست داشتم ساعت‌ها در ارتفاعی بالا‌تر از شهر بایستم و در انبوه ساختمان‌ها دنبال خانه کسی بگردم که دوستش دارم… برای همین کارگر شدم! *»

می‌گذرم از تراکم دستفروش‌ها و هیاهوی انباشته در پیاده‌روهای شهر. در میانه اسفند ۱۳۹۳ به دیدن سعید مختاری‌اصل، کارگر شهرداری می‌روم. کسی که «پیش از به‌دنیا آمدن هم کارگر بود*» پدرش کارگر خیاطی بود، خودش هم از کودکی در کارگاه پدر کار می‌کرد! کارگری که در خانه محقر ۳۵متری اجاره‌ای در خیابان قصرالدشت، منتظر است تا درباره زندگی کارگری، دستمزد، مخارج و البته آرزو‌هایش برای خانواده با او به گفت‌و‌گو بنشینم. برخلاف بیشتر کارگران، او از قانون کار سر درمی‌آورد و حقوق خود را می‌شناسد. کتابچه قانون کار روی میز کوچکش این را می‌گوید اما این آگاهی در زندگی‌اش نمود ندارد. خانه تنگ و کوچکش برای ۴نفر جای کمی است. اتاق پذیرایی و آشپزخانه اپن نقلی البته با مبلمان سبکی، تنگ‌تر هم شده است. اتاقی مربع‌شکل پر از کتاب‌ها و لباس‌های روی هم ریخته، با ۲ صندلی کوچک جایی برای گفت‌وگو است. صندلی کودک را خودش می‌نشیند، صندلی بزرگ‌تر را من! همسر و دختربچه آقای مختاری در خانه‌اند، پسرش اما دیر‌تر به خانه می‌آید «از کتابخانه برمی‌گردد، پشت کنکور است.» او رویاهای برآورده نشده کم ندارد. آرزو می‌کند، روزی بتواند بچه‌هایش را در مدرسه‌ای ثبت‌نام کند که بتوانند خوب تحصیل کنند و مثل او کارگر نشوند! می‌گوید: جلوی پسرم شرمنده شدم که نتوانستم در کلاس‌های کنکور ثبت‌نامش کنم. دلم می‌خواست خانه‌ای داشتم که ۴نفر اعضای خانواده با کمبود اتاق مواجه نباشند و شب آرام بخوابند. او می‌گوید: همسرم هیچ‌وقت نتوانسته لباس‌های موردعلاقه‌اش را بپوشد، البته او همیشه مراعات حال من را می‌کند اما من نمی‌توانم برایش کاری بکنم. او دستش «به شاخه هیچ آرزویی نرسیده» است ولی می‌گوید: زندگی خیلی از کارگران از من بد‌تر است اما من کاری که می‌خواهم بکنم این است که فرزندانم مثل من نشوند اما با درآمدی که دارم نمی‌توانم کاری بکنم. سعید برخلاف پدرش که هر روز وقتی به خانه می‌آمد، دست‌هایش پر بود از پاکت‌های میوه و غذا، خیلی روز‌ها با دست‌خالی به خانه برمی‌گردد. او می‌گوید: «پدرم، در خانه را با پا باز می‌کرد.» اشاره‌اش به مثلی ایرانی است که توصیفی اینچنینی از «مرد» دارد که وقتی وارد خانه می‌شود، دست‌هایش پر است و مجبور است با پا در خانه را باز کند! سعید می‌گوید: «دیگر دوران پدرهای ما گذشته است. حالا دیگر آن‌ها رویایی شده‌اند و من و خیلی از کارگران دیگر اینطور نیستیم و در خانه را با پا باز نمی‌کنیم چون دست‌هایمان خالی است!» حقوق من «بخور و نمیر» است. من و خیلی از کارگران دیگر فقط می‌توانیم زندگی کنیم و آن رفاه حداقلی که کارمندان ما در شهرداری یا جاهای دیگر از آن برخوردار هستند را نداریم. در لابه‌لای حرف‌های سعید، این نکته مثل جرقه‌ای می‌درخشد. اینکه وقتی توقع افزایش حقوق به‌وجود می‌آید، شرایط اجتماعی و اقتصادی موجود و مفاهیمی مثل «تورم، افزایش هزینه‌های زندگی، گرانی و…» شکل زمخت بدریخت‌تری پیدا می‌کنند. به واژه «حداقلی» فکر می‌کنم و اینکه حداقلی چقدر واژه‌ای کارگری است. من در فکرم و سعید به کتاب‌های ریخته در کارتون گوشه اتاق خیره می‌شود. با انگشت اشاره‌اش نشان می‌دهد و می‌گوید: فرزندانم بزرگ شده‌اند. روزبه‌روز که قد می‌کشند، هزینه‌های زندگی‌ام افزایش پیدا می‌کند. الان دو فرزند دارم که یکی از آن‌ها در آستانه کنکور است و دیگری هم درس می‌خواند. هزینه‌های اداره این‌ها از توان جیب من خارج است. دولت همین چند روز پیش اعلام کرد که قصد دارد برق را گران کند. آیا این گرانی در حداقل حقوق من محاسبه شده است؟ ماجرای جالبی است، سالی یک‌بار دستمزد من کارگر افزایش پیدا می‌کند،‌‌ همان سال چندین‌بار تورم بالا می‌رود! حالا نان هم گران شده است. در قدیم می‌گفتند «نان و پنیری هست، می‌خوریم» اما واقعیت این است که حالا آن نان را هم نمی‌توان بر سفره آورد. منطقه قصرالدشت منطقه کارگرنشینی است. سعید کارگران زیادی را می‌شناسد که به معنای واقعی کلمه فقیر هستند و حتی «به نان شب محتاجند.» می‌گوید: وضعیت جغرافیایی قطعا بر فرهنگ زندگی ما و فرزندانمان اثرگذار است. حتما وضعیت آینده بچه‌های ما را با مشکل مواجه می‌کند. سعید مختاری ۱۸سال است که به شکل رسمی کار می‌کند. می‌گوید: چندسال هم پیش پدرم کار کردم و تغییرات قیمت و دستمزد همیشه در طول این سال‌ها بوده ولی این افزایش دستمزد بسیار نامحسوس بوده است. در چندسال اخیر وضعیت ما بسیار خراب‌تر از قبل شده و اصلا قابل مقایسه نیست. اجاره مسکن، هزینه‌های کمرشکن زندگی و افزایش چندمرحله‌ای قیمت اجناس در طول یک‌سال، امنیت خانواده و حتی سلامت ما را تهدید می‌کند. در قانون کار تنها یک‌بار دستمزد در طول سال تغییر می‌کند اما همه شاهدیم که در سال‌های اخیر قیمت‌ها در طول سال چندین برابر شده است. او می‌گوید که با خانواده ۴نفره‌ام، کمِ‌کمِ باید در ماه ۳میلیون و نیم (تومان) درآمد داشته باشم، شاید بتوانم مثل بقیه زندگی کنم. من «صورتم را با سیلی سرخ می‌کنم» از جاهای دیگر زندگی‌ام کم می‌کنم و از هزینه‌های ضروری می‌زنم تا بتوانم شرایط قابل تحملی در خانه‌ام به‌وجود آورم. حدود یک‌میلیون و هفتصد و هشتصد هزار تومان کمبود دارم. من از لباسم می‌زنم، از داروی بچه‌هایم که تجویز پزشک است و توان خریدش را ندارم، می‌زنم، از گوشت و شیر و میوه حتی می‌زنم… من هیچ رفاهی ندارم، حتی یک مسافرت نمی‌توانم با همسر و بچه‌هایم بروم! سینما رفتن که رفاه نیست! گاهی آن را هم نمی‌توانیم برویم. من ۲سال یک‌بار هم مسافرت نمی‌روم. حالا نوروز در پیش است و من نمی‌توانم دست زن و بچه‌ام را بگیرم و به نزدیک‌ترین شهر نزدیک تهران بروم چون توان تحمل این هزینه‌ها را ندارم. من انتظار هتل ۵ستاره را ندارم اما یکی نباید به زن و بچه من هم فکر کند که آن‌ها هم مثل بقیه مردم دوست دارند غذای خوب بخورند، مسافرت بکنند و لباس شیک بپوشند؟ سعید با افسوس نسبت به وعده‌هایی که دائم داده می‌شوند، می‌گوید: بیشتر اوقات آبروی ما کارگر‌ها جلوی خانواده‌هامان می‌رود. خانه من را دارید می‌بینید. من در ۳۵ متر با پسر بزرگم که باید دانشجو شود زندگی می‌کنم. آیا این ۳۵متر جا کفاف این را می‌دهد که پسرم خودش را برای کنکور آماده کند؟ من حتی نتوانستم پول کلاس کنکور فرزندم را پرداخت کنم. با این حقوقی که دارم چطور می‌توانم او را کلاس فلان موسسه ببرم که بچه‌های همکلاسی‌اش می‌روند؟ این وضعیت باورنکردنی نیست این واقعیت زندگی من است. ما کارگران زندگی عادی نداریم. زندگی ما حالا فقط بخور و نمیر است. ساعت از ۸شب گذشته است. باید برای خداحافظی آماده شویم که سعید رو می‌کند به من و می‌گوید: چند روز پیش رفته بودم قصابی تا بعد از مدت‌ها گوشت بخرم. زنی به همراه فرزندش آمده بود گوشت بخرد. زن یک کارگر بود که می‌شناختمش. اندازه کف دست بچه گوشت چرخ‌کرده گرفت و رفت. نداشت که بیشتر بگیرد. خیلی‌ها در این محله شب‌ها گرسنگی می‌کشند. این افسانه نیست. باور کنید ما کارگران روزمره زندگی می‌کنیم. ما داریم از دست می‌رویم، حقوق ما کارگران به اجاره هم نمی‌رسد چه برسد به خوردن! از خانه خارج می‌شوم، بوی تند غذا می‌پیچد توی دماغم. زیر لبم می‌خوانم؛

یک درخت می‌تواند بستنی باشد با طعم طالبی ماه یک تخم‌مرغ آپز آفتاب، سیب‌زمینی پوست‌کنده سنگفرش‌ها، شیرینی با طرح‌های مختلف و خوشمزه ابر‌ها می‌توانند یک بشقاب برنج باشند آدم‌ها همین‌طور تن‌ها به شرطی که کاملا بی‌پول باشی و گرسنه در خیابان قدم بزنی! *شعری از سابیر هاکا

منبع: جواد حیدریان/هفته نامه آتیه نو کد خبر: ۳۵۶۴- تاریخ انتشار: ۰۶ فروردين ۱۳۹۴ کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

برگرفته از سایت کمیته همآهنگی …

در محکومیت احکام صادره بر علیه فعالین کارگری!

سه شنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۴

جعفر عظیم زاده، فعال کارگری و عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران به اتها م واهی اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب به شش سال حبس و دو سال محرومیت از فعالیت محکوم گردید.

وی به همراه دیگر فعال کارگری و عضو این اتحادیه جمیل محمدی با یورش ماموران امنیتی به منزل ایشان در نیمه شب دهم اردیبهشت ماه سال 93 یعنی یک روز قبل از برگزاری روزجهانی کارگر دستگیر شده و 46 روز در بند 209 زندان اوین مورد باز جویی قرار گرفت.

صدور احکام سنگین علیه فعالین کارگری تازگی ندارد، ما بارها شاهد تهدید ودستگیری کارگران و فعالین کارگری و محکومیت آنها به احکام بلند مدت بوده ایم. محکومیت شاهرخ زمانی، یوسف آب خرابات، رضا شهابی، سید واحده و محمد جراحی به حبس های طولانی، محکومیت چند باره علی نجاتی، و یا دادگاهی مجدد بهنام ابراهیم زاده و محکوم نمودن وی به 9 سال زندان، تنها چند نمونه از چنین احکامی می باشد. هم اکنون کوروش بخشنده با وجود شرایط نامساعد جسمانی در زندان به سر می برد.

جرم این کارگران چیست؟ به غیر از پیگیری حقوق و مطالبات کارگران! به راستی این کدام امنیت است که با پیگیری حقوق و مطالبات کارگران برای احقاق و به ثمر رسیدن آن ها به خطر می افتد؟ آیا غیر از این است که در واقع این امنیت سرمایه و انباشت و سود آوری بی حساب و نجومی آن است که با افشاگری ها و حق طلبی های کارگران و فعالین دلسوز جنبش کارگری به خطر می افتد؟

مسلماجنبش کارگری همگام با مبارزه برای افزایش حداقل دستمزد و سایر حقوق حقه کارگران، پی گیرانه از فعالین دلسوز این جنبش که همواره خود وخانواده هایشان در معرض فشار، تهدید، احضار، دستگیری و زندان قرار دارند حمایت خواهد کرد.

کمیته هماهنگی خود صدور حکم غیر عادلانه ی زندان علیه جعفر عظیم زاده و احضار و بازداشت دیگر کارگران و فعالین کارگری را به شدت محکوم نموده و خواهان لغو چنین احکام غیرعادلانه و ضدکارگری ای می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

17 فروردین 1394

غم نان اگر بگذارد (به مناسبت نوروز94)  (با پوزش در تأخیر در انتشار این متن)

شنبه ۰۱ فروردين ۱۳۹۴

„رنگها در رنگها دويده از رنگين كمان بهاري تو كه سراپرده دراين باغ خزان رسيده برافراشته است؛ نقشها مي توانم زد، غم نان اگر بگذارد“

بهار می آید، گل افشان و نغمه خوان و طبیعت به رسم همیشگی لباسی نو بر تن می کند و آواز طراوت و سرزندگی سرمی دهد و کودکان، کودکان ِ کارگران اما در حسرت لباسی نو و دلی شاد آخرین روزهای سال را به انتظار می نشینند و نظاره گر والدین خود می شوند که  „شرمنده ی خانواده هایشان باشند“ و نتوانند شب عید دل آنان را شاد کنند. آخرین روزهای سال به جای آنکه روزهای شاد و پرامیدی برای کارگران و خانواده های آنان جهت آماده شدن برای سال جدید باشد، به روزهایی انباشته از نگرانی و بیم و هراس از اخراج و بیکار سازی و شنیدن حرف هایی تبدیل شده است که „غصه دارشان می کند“ و غم به دل آنان می اندازد. کارگرانی که نمی دانند چگونه با دست خالی „به این وضعیت ادامه دهند“ و به پیشواز عید بروند؟ جملات و عبارات زیر که طی روزهای اخیر از زبان یکی از کارگران معدن پودنه بیان شده است در واقع وصف حال بسیاری از کارگران سرزمین ما است که دستمزدهای ناچیز و تا چهار مرتبه زیر خط فقر و „تعویق در پرداخت مطالبات حقوقی شان، ادامه زندگی را برای آنان سخت و غیرقابل تحمل کرده و آن ها را به راستی شرمنده ی خانواده هایشان نموده است: „نمی‌دانیم که چگونه باید به این وضعیت بی‌پولی ادامه دهیم. دیروز فرزندم را دیدم که به دوستش می‌گفت، پدرم گفته امسال نمی‌توانیم برای عید خرید کنیم. از شنیدن این حرف‌ها غصه دار شدم. این وضعیت کارگران چشمه پودنه (و همه ی کارگرانی) است که در این یک ساله مرتبا با تاخیر در دریافت حق و حقوقشان مواجه بوده‌اند. آیا حق کارگرانی که با مشقت و سختی زیاد کار می‌کنند این است که حق و حقوقشان را به موقع دریافت نکنند. سوال ما از مسولین معدن این است حق کارگرانی که به نسبت معدن همجوار تولید به مراتب بالاتری داشته‌اند این است که شب عید به خاطر بی‌پولی شرمندهٔ خانوادهای‌شان باشند و آنقدر بی‌پول باشند که نتوانند شب عید دل خانوادهای‌شان را شاد کنند؟ „کارگران از این وضعیت خسته شده‌اند. تعویق در پرداخت مطالبات حقوقی ادامهٔ زندگی را برای کارگران سخت کرده است. اقساط عقب افتاده و دغدغهٔ تامین معیشت در این منطقه آنقدر زیاد است که نمی‌توان مدت طولانی این شرایط را تحمل کرد. به همهٔ این‌ها اضافه کنید مخارج سنگین شب عید را که کارگران را شرمندهٔ خانواده‌هایشان کرده است.“ چه کسانی باید شرمنده باشند؟ آن ها که از بام تا شام در سرما و گرما و در شرایط سخت و طاقت فرسا و غیرایمن محیط های کار، مشغول کار و تلاشند و ثروت و رفاه برای جامعه تولید می کنند؟ یا آنان که از قبل کار و رنج کارگران و استثمار هرچه بی رحمانه تر آنان، سرمایه انباشت می کنند و سودهای نجومی و افسانه ای به جیب می زنند؟ به راستی این حق کارگرانی که در کارخانه ها و کارگاه ها، کشت زارها و معادن، مدارس و بیمارستان ها و مراکز خدماتی و حمل و نقل کار و تولید می کنند نیست که به هنگام تحویل سال نو، تا این حد دغدغه ی تأمین معاش داشته باشند و این گونه شرمنده ی خانواده و فرزندان خود باشند. این حق کارگرانی که به قیمت از دست دادن سلامتی و زندگی شان ذخایر طبیعی را از دل کوه بیرون می کشند و آن راتبدیل به هرآنچه که مورد نیازهمگان است می کنند نیست که این گونه زندگی کنند. حق آنها که از کار اخراج شده و در جاده و خیابان به مسافر کشی مشغولند ویا بساط دستفروشی خود را بر سر هر کوی و برزن پهن کرده و هر لحظه نگران آنند که با یورش ماموران شهرداری همان اندک خرت و پرتشان و تنها اندوخته زندگی شان نیزبه یغما برود. چند روز پیش یونس عساکره ،دکه داری که بساط میوه فروشیش توسط مامورین شهرداری خرمشهر برچیده  شد مقابل ساختمان شهرداری این شهر اقدام به خودسوزی کرد وبه دلیل شدت سوختگی (70 درصد) هم اکنون در بیمارستانی در اهواز بستری می باشد و امیدی به بهبود او نیست. هم اکنون ودر آستانه آغاز سال نو کارگران وفعالین بسیاری در بندند و یا در معرض تهدید و ارعاب همیشگی عوامل سرمایه قرار دارند. اما چه جای آه و افسوس است. واقعیت این که سرمایه داری به وظایف طبقاتی خود یعنی سود اندوزی و انباشت سرمایه در جهت حفظ و گسترش خود به قیمت بهره کشی از کارگران و خانه خرابی آنان، مشغول است و ما کارگران نیزبرای برون رفت از گرداب فقر و بیکاری راهی نداریم جز آنکه به وظایف طبقاتی خود عمل کنیم. می دانیم پراکنده و شکننده ایم، اما همچنین می دانیم چه نیروی  بیکرانی در وحدت و همدلی ما نهفته است. دست به دست هم می دهیم و برای تک تک خواسته هایمان،از افزایش دستمزد گرفته تا حق اشتغال و امنیت شغلی،از حق ایجاد تشکل تا حق اعتصاب و تجمع وهمچنین آزادی کارگران وفعالین کارگری در بند و سایر زندانیان عقیدتی و سیاسی تلاش و مبارزه می کنیم. تا نوروزمان را بیابیم….

اول فروردین 1394

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

برگرفته از سایت پیام:Formularbeginn

Formularende

تجمع اعتراضی کارگران معدن منگنز بافت

روز دوشنبه 17 فروردین ماه، دهها تن از کارگران معدن „منگنز بافت“ به همراه خانواده هایشان در مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع اعتراضی برپا کردند. این کارگران تعطیلی دو ماهه معدن بافت و عدم پرداخت 6 ماه از دستمزد و مطالبات معوقه خود از سوی کارفرما را دلیل تجمع اعتراضی روز دوشنبه اعلام کردند.

جانباختن نگهبان یک ساختمان نیمه کاره در ساوه

براساس گزارش منتشره، نگهبان یک ساختمان نیمه کاره در شهرستان „ساوه“ براثر سقوط جان خود را از دست داد. برپایه این گزارش، این نگهبان 40 ساله، در حال نگهبانی و گشت زنی در ساختمان نیمه کاره، به دلیل نبود نور کافی به داخل یکی از چاه های فنداسیون این ساختمان سقوط کرد و جان باخت.

***

۱۳۹۴/۰۱/۱۶

کارگران پتروشیمی تبریز در انتظار اجرای وعده‌های مثبت کارفرما

یکی از نمایندگان کارگران پتروشیمی تبریز از وعده‌های مثبت مدیرعامل این کارخانه در راستای تحقق مطالبات کارگران قرارداد مستقیم پس از ابلاغ دستورالعمل ۸ بندی اداره کار خبر داد.

این کارگر که نخواست نامش فاش شود به ایلنا گفت: در این چند روز جلساتی به منظور رسیدگی به مطالبات کارگران برگزار شد اما ما آنقدر بی‌مهری دیده‌ایم که تا وعده‌ها عملی نشود و رقم فیش حقوقی کارگران تغییری نکند باور نمی‌کنیم این‌ها می‌خواهند کاری کنند.

او افزود: مدیران پتروشیمی تبریز می‌گویند طبقه بندی مشاغل در این مجتمع صنعتی را آغاز کرده‌اند و بودجه این کار در هیات مدیره تصویب شده است ولی فعلا همه چیز در حد صحبت است.

او در ادامه گفت: از طرفی می‌گویند می‌خواهند بحث سنوات را درست کنند. در چند سالی که با قراردادکار مستقیم برای پتروشیمی تبریز می کردیم، سنوات را با یکسال سابقه کار محاسبه می‌کردند که از آسیب‌های قراردادهای موقت است. زمانی که یکسال تمام می‌شد، انگار سابقه ما را پاک می‌کردند و در سال بعد به عنوان یک کارگر صفر کیلومتر با ما قرارداد می‌بستند.

او تصریح کرد: سنوات سال ۹۴ را می‌خواهند بر اساس آخرین سالی که کارگران به صورت پیمانی برای پتروشیمی تبریز کار می‌کردند محاسبه کنند. گفته‌اند مابه‌التفاوت سال‌های قبل را نیز پرداخت می‌کنند. البته مهم‌ترین تقاضای ما مبنی بر تبدیل قرارداد موقت به دائم را نپذیرفته‌اند که البته پیش بینی هم می‌شد اما سایر تقاضاهای ما را فعلا در حد صحبت پذیرفته‌اند.

این کارگر معترض در پایان گفت: متاسفانه آدم به این‌ها خوشبین نیست. چون مثلا با بیمه تکمیلی کارگران که هیچ بار مالی برای کارخانه ندارد به بهانه‌های واهی مثل تعهد آور بودن برای کارفرما مخالفت کردند. البته اخیرا گفته‌اند قدم‌هایی را نیز برای بیمه تکمیلی کارگران بر می‌دارند.

گفتنی است دستورالعمل ۸ بندی اداره کار پس از آن به مدیرعامل پتروشیمی تبریز ابلاغ شد که او با شروع سال نو از ورود بیش از ۵۰۰ کارگر قرارداد مستقیم به کارخانه جلوگیری کرد. ممنوعیت ورود این کارگران به کارخانه که همگی در بخش تعمیرات و نگهداری مشغول به کارند به دلیل خودداری‌شان از امضای قرارداد کار جدید بود.

یکی از کارگران در زمان ممنوعیت ورود به کارخانه گفته بود «کارگران قرارداد مستقیم پتروشیمی تبریز بیش از این حاضر نیستند با قراردادهای موقت یکساله به کار ادامه دهند و با دریافت دستمزدی معادل یک چهارم دستمزد کارکنان رسمی، احساس تبعیض کنند.»

۱۳۹۴/۰۱/۱۶

حقوق و عیدی کارگران ماشین آلات صنعتی پرداخت نشده است

منابع کارگری از پرداخت نشدن حقوق اسفند و پاداش و عیدی بیش از ۲۷۰ کارگر ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز خبر می‌دهند.

کارگران ماشین آلات صنعتی به ایلنا گفته‌اند به جز تعویق حقوق و عیدی، حق بیمه آنان نیز از مرداد ماه پارسال پرداخت نشده است.

بر اساس گزارش این منابع، اگرچه دفترچه بیمه‌های‌ کارگران براساس مصوبه کمیسیون کارگری شورای تامین استان اعتبار دارد اما این دفترچه‌ها موارد پر هزینه مثل عمل‌های جراحی را پوشش نمی‌دهند.

یکی از کارگران در این باره به ایلنا گفته است که نزدیک به ۵۰ نفر از کارگران در آستانه بازنشستگی قرار دارند که بازنشستگیشان به دلیل عدم همکاری کارفرما به تاخیر افتاده است.

گفتنی است خط تولید کارخانه ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز در نیمه دوم سال گذشته استارت نخورده است.

حقوق کارگران در ماه‌های گذشته از راه فروش بکهولودر‌های پیش‌تر تولید شده [بکهولودر نوعی تراکتور مجهز به بیل جلو به نام (Loader) و بیل عقب به نام (BackHoe) است] تامین شده است.

کارگران می‌گویند از خرداد ماه پارسال تاکنون اعضای هیات مدیره و مدیرعامل به کارخانه سر نزده‌اند.

گفتنی است کارخانه‌های ماشین آلات صنعتی، خدمات صنعتی، موتورسازان، ریخته‌گری، آهنگری، ستخت تراکتور، تامین قطعات و… به عنوان زیر مجموعه گروه صنعتی تراکتور سازی تبریز در حال فعالیت هستند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۶

در اعتراض به تعویق چهار ماه حقوق

تجمع هر روزه کارگران کشتارگاه «مرغ کیسم» پس از تعطیلات رسمی نوروز

۱۸۰ کارگر کشتارگاه صنعتی «مرغ کیسم» در استان گیلان پس از تعطیلات رسمی نوروز در اعتراض به تعویق بیش از چهار ماه حقوق‌شان هر روز در محوطه کارخانه، اداره کار یا مقابل فرمانداری آستانه اشرفیه تجمع می‌کنند.

به گزارش ایلنا، این کارگران که سابقه کار ۸ تا ۱۲ ساله در کشتارگاه صنعتی مرغ کیسم را دارند به دلیل آنچه از سوی کارفرما مشکلات مالی عنوان می‌شود، از آذر ماه سال گذشته (۹۳) تا کنون حقوق نگرفته‌اند. عیدی پایان سال و سنوات خدمت این کارگران نیز هنوز پرداخت نشده است.

کارگران در واکنش به این موضوع بعد از تعطیلات رسمی نوروز هر روز در محوطه کارخانه و مقابل ساختمان اداره کار و فرمانداری شهرستان آستانه اشرفیه تجمع اعتراضی بر پا می‌کنند.

کارگران کشارگاه مرغ کیسم می‌گویند مشکلات این واحد صنعتی دست کم از دو سال پیش به دلیل وصول نشدن مطالبات این واحد کشتارگاهی از وزارت صنعت معدن وتجارت دولت‌های نهم و دهم آغاز شده است.

به ادعای کارگران، پس از اجرایطرح هدفمند کردن یارانه‌ها وزارت صنعت معدن وتجارت دولت وقت برای کنترل بازار قراردادی را با کشتارگاه مرغ کیسم منعقد کرد اما با وجود آنکه این کشتارگاه مرغ‌های منجمد را طبق توافق با نظارت دولت وارد بازار مصرف کرده است اما بعد از گذشت دو سال هنوز این واحد نتوانسته است طلب مالی خود را از وزارت خانه مذکور وصول کند.

کارگران می‌گویند کشتارگاه مرغ کیسم به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های کشتارگاهی کشور دو سال پیش حدودا ۵۰۰ کارگر داشته است، اما اکنون نیروی کار این واحد به دلیل افزایش مشکلات ناشی از کمبود منابع مالی به ۱۸۰ کارگر تقلیل یافته است.

۱۳۹۴/۰۱/۱۶

با صدور دستور اداری به واحدهای اجرایی تأمین اجتماعی؛

دستمزد مقطوع مبنای کسر حق بیمه در سال ۹۴ اعلام شد

سازمان تأمین اجتماعی با صدور دستور اداری به واحدهای اجرایی این سازمان در سراسر کشور، دستمزد مقطوع مبنای کسر حق بیمه در سال ۱۳۹۴ را اعلام کرد.

به گزارش ایلنا، در دستور اداری صادر شده از سوی معاونت فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی آمده است: پیرو دستور اداری دستمزد مبنای کسر حق‌بیمه سال ۱۳۹۴ و به استناد مصوبه شورایعالی کار موضوع بخشنامه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در خصوص افزایش حداقل دستمزد سنواتی در سال ۱۳۹۴، جداول مربوط به دستمزد مقطوع روزانه مبنای کسر حق‌بیمه فعالیتهای دارای دستمزد مقطوع برای سال ۱۳۹۴ ارسال می‌شود.

گفتنی است دستمزد مقطوع مبنای کسر حق بیمه هر ساله از سوی سازمان تأمین اجتماعی بر اساس ضوابط قانونی از جمله حداقل دستمزد تعیین شده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام شده و توسط واحدهای اجرایی این سازمان در رابطه با دریافت حق بیمه مورد نظر، اعمال می‌شود.

۱۳۹۴/۰۱/۱۶

نماینده کارگران کارخانه «پشم سنگ»

پیش از دریافت تضمین کنترل تورم، افزایش مزد کارگران بی تاثیر است

نماینده کارگران کارخانه «پشم سنگ» گفت: پیش از آنکه دولت در مصوبه مزدی تضمین مشخصی برای کنترل نرخ تورم بدهد، افزایش مزد کارگران بی معنی است.

 «فرزاد حسین‌زاده» مسئول شورای اسلامی کار کارخانه پشم سنگ با یادآوری اینکه در سال گذشته طبق آخرین برآوردهای نهادهای صنفی کارگری حداقل هزینه یک خانواده متوسط بیش از دو میلیون تومان در ماه است، درباره تعیین حداقل دستمزد 712 هزار تومانی برای سال جاری گفت: از آنجا که دریافتی بدنه جامعه کارگری در ایران نزدیک به حداقل‌های قانونی است، افزایش دستمزدهای سال ۹۴ نمی‌تواند پاسخگوی نیاز خانواده‌های کارگری باشد.

به باور این کارگر در حالی که فرمول تعیین مزد در ایران به گونه‌ای است که دستمزد کارگران هر سال براساس تفسیر سلیقه‌ای دولت و کارفرما از ‌تورم سال قبل محاسبه می‌شود، هیچ تضمینی از سوی دولت برای کنترل  رشد تورم کشور به کارگران ارائه نمی‌شود و مادامی که دولت و کارفرما موفق به کنترل تورم نشوند شکاف میان مزد کارگران و هزینه‌های زندگی ادامه خواهد داشت.

این فعال صنفی کارگری ادامه داد: می‌توان پذیرفت که در مذاکرات مزدی سال ۹۴ دستمزد کارگران بصورت مشروط افزایش پیدا کرده است و اگر مذاکرات مزدی برای چگونگی پرکردن این شکاف ادامه پیدا نکند نمی‌توان از عملکرد گروه کارگری در جلسات تعیین مزد سال جاری دفاع کرد.

مسئول نهاد صنفی کارگران کارخانه پشم سنگ یاآور شد: از زمان خاتمه جنگ تاکنون شکافی که میان مزد و هزینه‌های زندگی ایجاد شده پر نشده است، در طی این سال‌ها کارگران به ناچار برای تامین هزینه‌های زندگی خود به انجام کار اضافی و شغل‌های دوم و سوم عادت کرده‌اند و در مقابل کارفرمایان سعی کرده‌اند تا با پایین نگهداشتن قمیت نیروی انسانی از نیروی انسانی فعال در بازار کار کشور بیشترین استفاده را ببرند.

نماینده کارگران کارخانه پشم سنگ تاکید کرد: اگر فکری جدی برای جبران شکاف میان مزد و هزینه‌های زندگی کارگران صورت نگیرد افزایش ۱۷ درصدی مزد سال ۹۴ بر زندگی کارگران بی‌تاثر خواهد بود.

از سایت پیام

اعتصاب کارگران لوله و نورد صفا بعد از تعطیلات نوروزی

کارگران نورد و لوله صفا از دیروز شنبه ۱۵ فروردین ۹۴ با اولین روز شروع کاری دست از کار کشیدند و خواهان پرداخت مطالبتشان شدند. طبق اخبار رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران کارگران نورد و لوله صفا در آخرین روزهای اسفند سال ۹۳ با اعتصاب خود توانستند یک ماه حقوق از مطالبات انباشته ی خود را دریافت کنند. این کارگران دیروز شنبه با شروع اولین روز کاری در این شرکت به جهت پرداخت نشدن عیدی و پاداش سال قبل و طلب سه ماه حقوق معوقه ی خود دست از کار کشیدند کارگران تاکید دارند که تا پرداخت مطالبتشان به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.

۱٦ فروردین ۱۳۹۴

بلاتکلیفی صدها کارگر شرکت حفاری شمال

گزارش منتشره از بیکاری و بلاتکلیفی 500 کارگر شرکت „حفاری شمال“ حکایت دارد. برپایه این گزارش، شرکت حفاری شمال به پرسنل و کارگران این شرکت اعلام کرده بود که از ابتدای فروردین سال 94 هیچ یک از آنان در شرکت حاضر نشوند، و در صورتیکه تا پایان فروردین ماه مشکلات مالی شرکت حل نشود باید به دنبال کار دیگری باشند. قابل ذکر است اکنون با وجود گذشت 16 روز از فروردین ماه، خبری از بازگشت بکار کارگران در میان نیست و همچنان صدها کارگر شرکت مذکور در بلاتکیلفی بسر می برند.

سهم نیم درصدی زنان از استخدام های دولت یازدهم

از دو هزار و 530 فرصت شغلی که در اولین اطلاعیه استخدام دولت یازدهم منتشر شده است سهم استخدام زنان در آن کمتر از یک درصد است. در هفته نخست اولین ماه سال ۹۴ دولت „حسن روحانی“ در اطلاعیه ای از اولین آزمون استخدامی مشترک فراگیر دستگاه های اجرایی کشور برای استخدام پیمانی در سال جاری خبر داده بود. اما نکته قابل توجه در این میان، سهم گروه های جنسیتی در استخدام دستگاه های دولتی است. قابل ذکر است از مجموع دو هزار و 530 نفری که قرار است در مشاغل گوناگون استخدام شوند تنها 13 نفر باید زن باشند.

افق روشن www.ofros.com

کارگران امسال چند دلار میگیرند؟

جدول ۱۵ساله افزایش مزد به دلار

جام جم آنلاین                                                  یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۹۴ – ۵ آپریل ۲۰۱۵

بر اساس نرخ ۳۳۵۰ تومانی دلار در بازار آزاد، کارگران مجرد در سال ۹۴روزانه ۷.۰۸ دلار و ماهیانه بدون اضافه کاری حداکثر ۲۶۶.۲ دلار دریافت می کنند که این میزان برای کارگران متاهل با یک فرزند ۲۸۷.۶ دلار است. کارشناسان بازار کار کشور معتقدند طبق استانداردهای بین المللی و آمارهای موجود، حقوق و دستمزد در ایران یکی از کمترین مبالغ پرداختی در بین کشورهای مختلف جهان است و از این حیث نیروی کار شاغل در کشورمان با مسائل و مشکلات اقتصادی جدی تری نسبت به برخی کشورهای صنعتی و توسعه یافته برخوردارند. مقایسه ارقام ریالی پرداختی به کارگران و مشمولان قانون کار با دلار، این فاصله و شکاف حقوقی را به خوبی نشان می دهد. کارگران شاغل در کشورمان، دریافتی های پایان ماه خود را به صورت ریال هزینه می کنند، اما تبدیل حقوق و دستمزد فعلی نیروی کار به دلار نشان می دهد که فاصله زیادی بین دریافتی کارگران ایرانی با دستمزدهای چند هزار دلاری ماهیانه در برخی کشورها وجود دارد. جدول ۱۵ ساله مقایسه ای حداقل حقوق ریالی کارگران ایرانی با دلار

همانگونه که از جدول مقایسه ای پیداست، تبدیل دستمزد کارگران به دلار در ایران نشان دهنده یکی از ناچیزترین ارقام حداقلی پرداخت حقوق در جهان است. طبق گزارش سازمان جهانی کار، این ارقام در برخی از کشورهای واقع در قاره آسیا و آمریکا تا ۳۴۰۰ دلار نیز بوده است. اساسا مقایسه دستمزد ریالی کارگران ایرانی با دلار به این دلیل است که افزایش نرخ برخی اقلام در ایران بر اساس دلار صورت می گیرد که این موضوع تاثیر شدیدی بر افت قدرت خرید کارگران ایرانی دارد. حتما همه شنیده ایم که می گویند ما به دلار حقوق نمی گیریم که به دلار خرج کنیم. وضعیت افزایش حداقل دستمزدها در ایران طی ۱۵ سال گذشته نشان می دهد که هیچگاه افزایش حداقل دستمزدهای کارگران ایرانی از ۲۷۵ دلار در ماه بالاتر نرفته و با وجود اینکه حداقل حقوق کارگران ایرانی از سال ۸۰ به بعد به مرور در حال رشد ناچیز در برابر دلار بوده است اما از سال ۹۰ به بعد دوباره روند نزولی آن آغاز شده که به معنی افت دوباره قدرت خرید کارگران و سخت تر شدن تامین معیشت در ایران است.

حداکثر دریافتی حداقل بگیران با دو فرزند؛ ماهیانه ۳۰۹ دلار

مقامات کارگری می گویند با دستمزدهای فعلی، امکان تامین هزینه های معیشت بیش از ۱۰ روز در ماه وجود ندارد و افراد برای جبران این کسری قابل توجه مجبور به گرایش به شغل دوم و حتی سوم هستند. کارشناسان اقتصادی کشور معتقدند یکی از دلایل گسترش شدید دلال بازی و واسطه گری در کشور به ویژه طی سال های اخیر؛ کسری درآمد خانوارها و در نتیجه ناچاری برخی گروه های اجتماعی برای فعالیت در اینگونه بازارها به منظور جبران کسری بوده است، هرچند نمی توان گفت همه واسطه گران از روی ناچاری به این کار گرایش داشته اند. همیشه در همه جوامع افرادی به قصد سودجویی حاضر و آماده و مترصد استفاده از فرصت های بادآورده هستند، اما تلاش دولت های سابق برای کسب درآمد از بازارهای ارز و سکه برای جبران کسری های بودجه ای و همچنین تامین منابع نقدی هدفمندی یارانه ها در سال های گذشته از محل های اینچنینی، باعث بروز آسیب های معیشتی فراوانی برای گروه های ضعیف جامعه از جمله کارگران شد. به صورت کلی، طبق اعلام سال ۲۰۱۳ سازمان جهانی کار، در برخی کشورها مانند آلمان طی سال ۲۰۱۰ حقوق ماهیانه کارگران ۲۸۰۰ دلار، آفریقای جنوبی ۲۴۰۰ دلار و آمریکا ۳۴۰۰ دلار بوده است. همچنین در کشور آسیایی چین ۷۰۰ و ترکیه نیز ۱۴۰۰ دلار بوده است. در ایران رقم پرداختی در صورت باقی ماندن نرخ دلار در سطح ۳۳۵۰ تومان فعلی، در سال آینده در بهترین حالت برای کارگران به ۳۰۹ دلار در ماه نخواهد رسید. جدول دلاری مزایای جانبی دستمزد کارگران در سال ۹۴ (طبق نرخ دلار آزاد در پایان سال ۹۳)

***

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

رئیس ستاد هفته کارگر مازندران:

کارگران شرکتی همچنان بلاتکلیفند

چهارمین جلسه ستاد هفته کاروکارگر مازندران ظهر امروز شنبه در محل اداره کل، تعاون، کار و رفاه اجتماعی با حضور بابایی کارنامی مدیرکل کل، تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران و دیگر اعضای ستاد هفته کارگر برگزار شد.

به گزارش ایلنا، نصراله دریا بیگی رئیس ستاد هفته کارگرخانه کارگر مازندران با بیان اینکه برگزاری هفته کارگر در سال ۹۴ از حساسیت‌های خاص خود برخوردار است گفت: باوجود وعده‌هایی که داده شده است، هنوز بخش عمده‌ای از «کارگران شرکتی» نتوانسته‌اند با بهبود وضعیت خود به کارگران قراردادی تبدیل شوند.

وی افزود: کارگران شرکتی بخش عمده‌ای از معضل کارگران را تشکیل می‌دهند و این کارگران بیشتر در شرکت‌های پیمانکاری و پیمانکاری خدماتی به کار گرفته می‌شوند یا اصولا فاقد قرارداد کار هستند و به طور غیرقانونی و بدون برخورداری از هرگونه تسهیلات قانونی همچون بیمه، بن و سایر مزایا کار می‌کنند یا دارای قرارداد‌های ناقص و دستکاری شده هستند که در مقایسه با استانداردهای قانونی از سطح پرداخت بسیار کمتری برخوردار است.

دبیر اجرایی تشکیلات خانه کارگر مازندران با انتقاد از تغییر جهت اقتصاد کشور به سوی خصوصی‌سازی و واگذاری شرکت‌های دولتی به بخش خصوصی، گفت: معضل کارگران شرکتی نمود بیشتری یافته و جمع جدیدی به گروه کارگران قرارداد موقت و بلاتکلیف که امنیت حداقلی شغلی ندارند، اضافه شده است.

رئیس ستاد هفته کارگرخانه کارگر مازندران تصریح کرد: دولت بار‌ها به تبدیل وضعیت استخدامی کارگران شرکتی تاکید کرده‌اند و مصوبات و بخشنامه‌هایی نیز از سوی وزارت کار و اموراجتماعی در این باره صادر شده اما ظاهرا این مشکل همچنان برجای خود باقی است.

وی افزود: شرکت‌های مادر تخصصی شکل گرفته از دل شرکت‌های دولتی معتقدند باید مثل بخش‌خصوصی عمل کنند و لذا خود را مختار می‌دانند که با کارگران چه رفتاری بکنند. در واقع خود را ملزم به پیروی از این بخشنامه‌ها و قوانین نمی‌دانند، حال آنکه این‌ها بهانه است.

دریابیگی تصریح کرد: انتظار خانه کارگر به عنوان تشکل صنفی کارگران از دولت و وزارت کار و امور اجتماعی این است که بر اجرای دستورات مقامات ارشد و بخشنامه‌های متعدد دولتی برای استخدام و تعیین‌ تکلیف کارگران شرکتی نظارت جدی داشته باشد.

رئیس هیئت مدیره کانون کارگران بازنشسته تامین اجتماعی مازندران با اشاره به اینکه بیش از ۱۲۰ هزار نفر در ۲۲ کانون‌های بازنشسستگان سراسر استان عضویت دارند گفت: انتظار این خیل عظیم جامعه کارگری از نمایندگان مجلس و دولت توجه به معیشیت زندگی آنان است.

این فعال جامعه کارو تولید افزود: درهفته کارگربازنشستگان دوشادوش کارگران در این هفته حضور چشمگیری خواهند داشت و امید داریم در سایه وفاق و همدلی بتوانیم به مطالبات صنفی خود در زیر پرچم ولایت بپردازیم.

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

نماینده کارگران «شرکت افست» انتقاد کرد

سکوت تشکل‌های عالی کارگران در برابر مصوبه مزدی ۹۴/ نه حداقل بگیران راضی‌اند نه سایر سطوح

نماینده کارگران «شرکت افست» معتقد است مصوبه مزدی امسال نه تنها هزینه های زندگی کارگران حداقل بگیر را تامین نمی‌کند، بلکه بر خلاف تبلیغات حتی برای کارگران متخصص و مجربی که به دلیل اجرای قانون طبقه بندی مشاغل از دریافتی بالایی برخوردار هستند نیز افزایش ۱۷ درصدی مزد پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست.

 «مهرداد سعیدی» در این باره به ایلنا گفت: طبق برآوردی که در زمان برگزاری جلسات تعیین مزد صورت گرفت میان هزینه‌های زندگی و درآمد کارگران دست کم یک اختلاف ۳۶۰ هزار تومانی وجود داشت که مصوبه مزدی امسال باعث کاهش این اختلاف نشد.

سعیدی گفت: این محاسبات که بر مبنای شاخص‌های مورد تایید ماده ۴۱ قانون کار استخراج شده است تاکید دارد که حداقل مزد یک کارگر ساده می‌بایست آنقدر افزایش یابد که بتوان با آن هزینه‌های یک خانواده چهار نفره را پرداخت کرد.

نماینده کارگران چاپ افست افزود: واقعیت این است که حتی در خانواده‌های کارگران ماهر و مجرب افزایش ۱۷ درصدی مزد نمی‌تواند جوابگوی هزینه‌های زندگی باشد.

وی گفت: برای همین انتظار داریم که اعضای گروه کارگری شورای عالی کار همچنان به پیگیری‌های خود برای واقعی کردن دستمزد کارگران ادامه دهند.

این فعال کارگری ادامه داد: اینکه دولت می‌گوید که قصد دارد تا پایان بهار نرخ تورم را کاهش دهد بیشتر شبیه وعده و وعید است چرا که دولت‌های قبلی نیز مدعی انجام چنین کارهایی بودند اما در ‌‌نهایت تنها باعث تشدید شکاف میان مزد و تورم شدند.

سعیدی گفت: به همین دلیل اگر نهادهای صنفی کارگری بصورت جدی پیگیر واقعی شدن دستمزد‌ها نشوند هیچ بعید نیست که این موضوع تا پایان سال ۹۴ به دست فراموشی سپرده شود و در سال آینده نیز تکرار شود.

نماینده کارگران کارخانه چاپ افست معتقد است در صورتی که تشکل‌های عالی کارگری برای افزایش واقعی مزد برنامه‌ای نداشته باشند؛ نمی‌توان نسبت به مصوبه دستمزدهای سال ۹۴ خوشبین بود.

***

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

اعتراض به اعلام تعطیلی موقت کارخانه

تجمع ۸۰ کارگر پتروشیمی هگمتانه در اولین روز کاری

نزدیک به ۸۰ نفر از کارگران پتروشیمی هگمتانه در همدان صبح امروز به دلیل آنچه تعطیلی یک ماهه ی شرکت عنوان شده در مقابل درب ورودی این مجتمع پتروشیمی تجمع کردند. مشکلات شرکت با پیمانکاران و اختلاف سهامداران دلیل این تعطیلی موقت عنوان شده است.

کارگران معترض به ایلنا گفته‌اند امروز (۱۵ فروردین) قرار بود اولین روز کاری آنان باشد اما نیروهای انتظامات مانع ورود آنان به محل کارشان شده‌اند.

یکی از کارگران درباره جزئیات مشکل صنفی کارگران توضیح داد: صبح امروز در اولین روز کاری سال در حال ورود به محل کارمان بودیم که با ممانعت مسولین و ماموران انتظامات مواجه شدیم. وقتی علت را جویا شدیم گفتند تا پایان این ماه شرکت تعطیل است و کار فعلا متوقف شده است.

در همین حال گفته می‌شود هنوز عیدی و پاداش سال گذشته و حق سنوات سالهای خدمت کارگران پرداخت نشده است. یکی از کارگران در این باره گفت: کارگرانی که بین 5 تا 10 سال است در این شرکت کار می‌کنند هنوز سنوات خود را دریافت نکرده‌اند و در چنین شرایطی مسئولان شرکت بدون اینکه بگوید چگونه باید پی‌گیر معوقات حقوقی‌مان باشیم کارمان را تعطیل کرده‌اند و کارگران را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده‌اند.

این کارگر اضافه کرد: اگر زود‌تر وضعیت را مشخص کنند و کارگران را به بیمهٔ بیکاری معرفی کنند حداقل مشکل کارگرانی که می‌خواهند از بیمه‌شان استفاده کنند حل می‌شود ولی متاسفانه هنوز این کار را هم انجام نداده‌اند.

به گزارش ایلنا، این شرکت بزرگ پتروشیمی که بیش از ۱۵۰ نفر کارگر دارد در ماه‌های پایانی سال ۹۳ آماده بهره برداری شد اما به گفتهٔ کارگران به دلیل افت و خیزهای فراوانی که از ابتدای تاسیس داشته هیچ‌گاه امنیت شغلی کارگران را تضمین نکرده است و آنان همواره در وضعیت بلاتکلیفی قرار داشته‌اند. کارگران می‌گویند وضعیت شرکت و مشکلاتی که در زمینهٔ توافقات پیمانی خود دارد باعث شده امنیت شغلی آنان دائما مورد تهدید قرار گیرد.

یکی از کارگران در این باره گفت: پروژه پتروشیمی هگمتانه علی رغم اینکه آمادهٔ بهره برداری است اما به دلایل نامعلومی با دست اندازهای مختلفی مواجه شده است و در این بین کارگران هستند که با این وضعیت بیکاری که در شهر وجود دارد، دچار مشکلات زیادی می‌شوند.

به گفتهٔ کارگران، مسئلهٔ اصلی این است که مسولین تکلیف کارگرانی که سابقه کار بعضی از آن‌ها تا ۱۰ سال است – از زمان احداث این شرکت – را مشخص نمی‌کنند. این کارگران عمر خود را پای این کار گذاشته‌اند و نباید با آن‌ها اینگونه برخورد شود. اگر کسی هم پیگیری کند بعضا برخورد قهری با او صورت می‌گیرد و این برای کارگرانی که خرج سنگین زندگی به گردن آنهاست گران تمام می‌شود.

کارگران تا ۲۵ فروردین برای تسویه حساب صبر کنند

در همین رابطه یکی از مسولین این شرکت پتروشیمی که نخواست نامش فاش شود به ایلنا گفت: از کارگران خواسته شده تا ۲۵ فروردین ماه به هیئت مدیره فرصت دهند تا معوقات عیدی و پاداش را تسویه کنند و پس از آن هم نسبت به ادامه کار پتروشیمی تصمیمات لازم گرفته شود.

مشکلات پیمانکاری و اختلاف سهامداران و موانع موجود بر سر راه خصوصی سازی از جمله مسائلی است که به گفتهٔ مسولین شرکت مشکل را در پتروشیمی هگمتانه تشدید کرده است.

مسولین می‌گویند، هیئت مدیره تصمیم گرفته تا ۱۵ اردیبشت ماه که شریک ایتالیایی با پیمانکاران اجرائی به ایران می‌آیند شرکت تعطیل شود و پس از آن هم به کارگران اطلاع می‌دهند که بر سر کارشان حاضر شوند.

به گفتهٔ این مقام مسول، معوقات مربوط به عیدی و پاداش و بن کارگری کارگران تا آخر فروردین ماه تسویه می‌شود.

پروژهٔ عظیم پتروشیمی هگمتانه طبق پیش بینی‌های مسولین این پروژه، قرار بود برای ۲۰۰ نفر بطور مستقیم و ۲ هزار نفر غیرمستقیم شغل ایجاد کند. این شرکت با مشارکت ۵۷ درصدی بخش خصوصی، ۳۳ درصدی شرکت ملی پتروشیمی ایران و ۱۰ درصدی یک شرکت ایتالیایی ساخته شده است. اما به دلایل متعددی هنوز به مرحلهٔ بهره برداری نرسیده است.

 گفتنی است با راه اندازی پتروشیمی هگمتانه واردات پودر و گرانول PVC گرید پزشکی به داخل کشور متوقف می‌شود و علاوه بر این با بهره‌برداری از این مجتمع، ایران به جمع صادرکنندگان یکی از کمیاب‌ترین محصولات پتروشیمی جهان می‌پیوندد.

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

بخشنامه پرداخت پایه سنوات به کارگران دائم و موقت ابلاغ شد

براساس مصوبه شورای عالی کار، از ابتدای سال ۹۴ همه کارگران دارای قرارداد دائم و موقت که دارای یک سال سابقه کار شده باشند، اعم از اینکه حق سنوات یا مزایای پایان کار خود را تسویه حساب کرده باشند یا خیر، مشمول دریافت پایه سنوات هستند.

 به گزارش ایلنا، شورای عالی کار در جلسه مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ با حضور نمایندگان سه گروه (دولت، کارفرمایان و کارگران) پس از بحث و بررسی راجع به تعیین حداقل مزد سال ۱۳۹۴ مواردی را در ۶ بند به شرح زیر تصویب نمود. این مصوبات که در اجرای ماده ۴۱ قانون کار، براساس ضرورت انطباق هر چه بیشتر میزان درآمد و هزینه‌های کارگران، و همچنین با توجه به مقتضیات بنگاه‌های تولیدی، کارفرمایان، و شرایط اقتصادی جامعه به تصویب رسیده‌اند، از سوی علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به شرح زیر ابلاغ شد:

۱- از اول سال ۱۳۹۴حداقل مزد روزانه با نرخ یکسان برای کلیه کارگران مشمول قانون کار (اعم از قرارداد دائم یا موقت) مبلغ ۲۳۷۴۷۵ ریال (دویست و سی و هفت هزار و چهار صد و هفتاد و پنج ریال) تعیین می‌گردد.

همچنین از اول سال ۱۳۹۴ سایر سطوح مزدی نیز روزانه ۱۷ درصد مزد ثابت یا مزد مبنا (موضوع ماده ۳۶ قانون کار) به نسبت آخرین مزد در سال ۱۳۹۳ افزایش می‌یابد.

تبصره: با اعمال افزایش این بند مزد شغل کارگران مشمول طرح‌های طبقه بندی مشاغل مصوب وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و نیز مزد ثابت سایر کارگران نباید از مبلغ ۲۳۷۴۷۵ ریال (دویست و سی و هفت هزار و چهار صد و هفتاد و پنج ریال) بند (۱) کمتر شود.

۲- به کارگرانی که در سال ۱۳۹۴ دارای یکسال سابقه کار شده، و یا یکسال از دریافت آخرین پایه سنواتی آنان گذشته باشد روزانه مبلغ ۱۰۰۰۰ ریال نیز به عنوان پایه (سنوات) پرداخت خواهد شد.

تبصره ۱: پرداخت مبلغ مربوط به پایه سنواتی کارگران مشمول طرح‌های طبقه بندی مشاغل مصوب وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با در نظر گرفتن رقم فوق الذکر برای گروه یک با توجه به دستورالعمل و جدول اعلامی توسط اداره کل روابط کار و جبران خدمت صورت می‌گیرد.

تبصره ۲: به کارگران فصلی به نسبت مدت کارکردشان در سال ۱۳۹۴، میزان مقرر در این بند یا تبصره یک آن حسب مورد تعلق خواهد گرفت.

تبصره ۳: براساس مصوبه مورخ ۱۳۹۳. ۱۲. ۲۴ شورای عالی کار و در راستای تقویت مهارت محوری و بهره‌مندی تمامی کارگران و در نتیجه رضایتمندی کارگران باسابقه، از ابتدای سال ۱۳۹۴ همه کارگران دارای قرارداد دائم و موقت مشمول قانون کار که دارای یک سال سابقه کار شده و یا یک سال از دریافت آخرین پایه (سنوات) آنان در‌‌ همان کارگاه گذشته باشد، اعم از اینکه حق سنوات یا مزایای پایان کار خود را تسویه حساب کرده باشند یا خیر، مشمول دریافت پایه سنوات خواهند بود.

۳: براساس مصوبه مورخ ۱۳۸۷. ۷. ۲۱ شورای عالی کار و در جهت افزایش رضایتمندی کارگران و کارفرمایان و به منظور تثبیت و تسری به تمامی کارگران، اعم از دائم و موقت مقرر شد از ابتدای سال ۱۳۹۴ کمک هزینه اقلام مصرفی خانوار به عنوان مزایای رفاهی و انگیزه‌ای موضوع تبصره ۳ ماده ۳۶ قانون کار بابت هر کارگر (اعم از متاهل یا مجرد) ماهانه مبلغ ۱۱۰۰۰۰۰ ریال از سوی کارفرمایان به آنان پرداخت گردد.

۴: ضوابط مربوط به چگونگی نحوه اعمال افزایش مقرر در بند (۱) و تبصره یک بند (۲) در کارگاههایی که دارای طرح طبقه بندی مشاغل می‌باشند و نیز در مورد کارگران کارمزدی و همچنین چگونگی ارتقاء طبقه شغلی به موجب دستورالعمل‌های اداره کل روابط کار و جبران خدمت خواهد بود.

۵: مقررات این مصوبه شامل حال دانش آموزان و دانشجویانی که در ایام تعطیلات تابستانی در سال ۱۳۹۴ به طور موقت در کارگاه‌ها اشتغال می‌یابند نخواهد شد.

۶: واحدهای مشمول قانون کار به منظور ایجاد رابطه هر چه بیشتر مزد و مزایا با بهره وری و تولید و ایجاد انگیزه بیشتر در بین کارکنان خود، علاوه بر اجرای این مصوبه می‌توانند نسبت به افزایش و برقراری مزد و مزایا در قالب موافقت نامه‌های کارگاهی و پیمان‌های دسته جمعی و پس از تایید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اقدام نمایند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

کارگران آبفای اهواز نوروز ۹۴ را با سه ماه تعویق حقوق پشت سر گذاشتند

منابع کارگری در اهواز از پرداخت نشدن ۳ ماه حقوق و مزایای بیش از ۲۸۰ نفر از کارگران آبفای اهواز که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری «پرتو داچک» فعالیت دارند، خبر می‌دهند.

کارگران به ایلنا گفته‌اند حقوق ماه‌های دی، بهمن و اسفند آنان هنوز پرداخت نشده و تنها بعد از پیگیری‌های فراوان توانسته‌اند عیدی پایان سال ۹۳ را در آخرین روزهای اسفند از کارفرما وصول کنند.

به گفته آنان، به غیر از سه ماه تعویق مزدی و بیمه‌ای کارگران که از بهمن ماه سال گذشته به صورت نامنظم پرداخت شده است، کارگران آبفای اهواز با فقدان امنیت شغلی نیز مواجه‌اند، به همین دلیل دست کم ۱۳ نفر از کارگران بهمن ماه سال گذشته (۹۳) بعد از ۴ سال کار مستمر، به دلیل عدم نیاز کارفرما اخراج شده‌اند.

همچنین کارگران پیمانی آبفای اهواز مدعی‌اند از یکسال پیش دستمزدشان به صورت نامنظم پرداخت می‌شده و به همین دلیل به طور دقیق نمی‌شود معوقات حقوقی کارگران پیمانی شرکت آبفای اهواز را محاسبه کرد.

به گفته این کارگران؛ حدود۳۰۰ کارگر پیمانی آبفای اهواز که هم اکنون تعداد آنان به ۲۸۰ نفر رسیده است از یک سال پیش تحت مسئولیت پنج شرکت پیمانکاری «سولار مکانیک»، «اسکله ساز»، «عمران سازان بردیا»، «شباهنگ» و «پرتو داچک» فعالیت کرده اند. این کارگران هنوز نتوانسته‌اند معوقات حقوقی خود را از این پیمانکاران دریافت کنند.

کارگران آبفای اهواز می‌گویند، شرکت پیمانکاری «پرتو داچک» در حال حاضر به عنوان آخرین پیمانکار آبفای اهواز است که از مرداد ماه سال۹۳  مسئولیت حدود ۲۸۰ کارگر را به عنوان موتورچی و پمپ چی آب در سطح شهر اهواز بر عهده گرفته است. این شرکت پیمانکاری بعد از عقد قرار داد با شرکت آب و فاضلاب اهواز، علیرغم کاهش ساعتهای اضافه کاری که منجر به کاهش چشمگیرحقوق کارگران شده است به تعهدات خود در قبال پرداخت به موقع حقوق کارگران عمل نکرده  و طبق پی‌گیری‌های خبرنگار ایلنا در این مورد اداره آب وفاضلاب اهواز نیز پاسخگو نیست.

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

صبح امروز

کارگر روزمزد نیشکر هفت تپه در هنگام کار کشته شد

صبح امروز یک کارگر روز مزدی مجتمع نی شکر هفت تپه در جاده منتهی به مزارع نی شکر در اثر تصادف با خودروی نیسان حامل کارگران کشته شد.

به گزارش ایلنا، این حادثه که حدود ساعت شش و ۳۰ دقیقه صبح امروز  (۱۵ فروردین) در یکی از جاده‌های خاکی مزارع مجتمع کشت و صنعت نی شکر هفت تپه رخ داد، یک کارگر ۳۵ ساله به نام «هادی ظهیری» هنگامی که برای انجام کار سمپاشی قصد ورود به مزارع را داشت بر اثر بر خورد با یک خوررو نیسان حامل کارگران به درون کانال آبیاری مزارع سقوط کرده و بر اثر ضربه مغزی جان باخت.

طبق گزارش همکاران وی، جنازه این کارگر توسط گروهای امداد و نجات بعد از ۳ ساعت تلاش در فاصله حدود هزار و ۵۰۰ متری محل حادثه در درون کانال آب کشف شد.

گفتنی است؛ در دی ماه سال گذشته (۹۳) نیز واژگونی یک دستگاه وانت نیسان حامل کارگران نی بر این شرکت به کشته شدن دو کارگر و مصدوم شدن هفت نفر دیگر انجامید. همچنین در حادثه متاخرتری در ساعت ۱۳ ظهر روز جمعه (۲۵ بهمن ماه سال ۹۳) بر خورد یک دستگاه تریلر حمل نیشکر و یک دستگاه وانت نیسان حامل کارگران «نی بر» شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در نزدیکی شهر حر و در جاده‌های فرعی منتهی به مزارع منجر به مصدوم شدن ۱۵ کارگر این شرکت شد.

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

گزارش خبری

هیچ یک از سه کارگر کشته شده در کشتی سیراف مقصر نبودند

پدر یکی از سه کارگری که در جریان حادثه آتشسوزی سال گذشته کارگاه کشتی‌سازی «عظیم گسترش» جانش را از دست داده بود می‌گوید که بر اساس تحقیقات به عمل آمده هیچ یک از قربانیان در بروز این حادثه مقصر نبوده‌اند.

به گزارش ایلنا در روز بیست و نهم دی ماه سال 93 وقوع یک حادثه آتش‌سوزی در مجتمع کشتی‌سازی عظیم گسترش باعث شد تا سه نفر از کارگران بخش تعمیر این واحد صنعتی جان خود را از دست بدهند؛ از قرار معلوم این حادثه در یک فروند کشتی ماهیگری به نام «سیراف» اتفاق افتاد که آنزمان برای تعمیر به حوضچه خشک منتقل شده بود.

براساس اطلاعاتی که‌‌ همان موقع در رابطه با قربانیان این حادثه در اختیار ایلنا قرار گرفت؛ دو نفر از کشته شدگان از کارگران مهاجری بودند که از شهرستان ایرانشهر استان سیستان و بلوچستان به هرمزگان آمده بودند و نفر سوم نیز فردی به نام «وحید میرزایی» از اهالی شهرستان بندرعباس بود که به تازگی در کشتی سازی عظیم گسترش استخدام شده بود.

با وجود آنکه آنزمان مدیرعامل آتشنشانی بندرعباس در تشریح چگونگی وقوع این حادثه از فقدان سیستم‌های ایمنی و امداد و نجات و اطفای حریق در حوضچه تعمیراتی کشتی‌سازی عظیم گسترش خبر داده بود اما‌‌ همان موقع مدیریت این مجتمع از طریق انتشار بیانیه و گفتگو با رسانه‌ها اعلام کرد که کارگران کشته شده و مالک کشتی بدون هماهنگی با نیروهای واحد ایمنی شرکت عملیات جوشکاری را آغاز کرده بودند.

با گذشت هفتاد و پنج روز از وقوع این حادثه «امید علی میرزایی» پدر «وحید میرزایی» از کشته شدگان این حادثه به ایلنا گفت طبق تحقیات رسمی که تاکنون صورت گرفته است هیچکدام از سه کارگر کشته شده در وقوع این حادثه مقصر نبوده‌اند.

وی بابیان اینکه هم اکنون پرونده‌ رسیدگی به این حادثه در دادگاه کیفری بندرعباس در دست بررسی است ادامه داد: به استناد گزارش پزشکی قانونی علت مرگ پسرم و دو همکار کشته شده‌اش خفگی ناشی از دود آتش بوده است.

میرزایی با یادآوری اینکه کارگران کشته شده در زمان حادثه در داخل مخزن کشتی مشغول جوشکاری بودند، ادامه داد: این کارگران بودند که به دستور شرکت مشغول کار شده بودند و نمی‌توان عملکرد آن‌ها در روز حادثه را به دلیل «خودسری» تعبیر کرد.

وی افزود: در این میان اگر قرار بر پاسخگویی است این مدیران شرکت عظیم گسترش هستند که باید توضیح دهند که چرا در آموزش کارگران، نصب تجهیزات ایمنی و انتخاب کارگران ماهر دقت لازم را نکرده‌اند.

میرزایی ادامه داد: واقعیت این است که بعد از حادثه به نقل از صاحب کشتی سیراف شنیدم که اگر در زمان حادثه بدنه کشتی از بیرون شکافته می‌شد امروز هم پسرم و هم دو همکار دیگرش زنده بودند.

وی گفت: ظاهرا آنروز مالک کشتی سیراف با انجام این‌کار موافق بوده است اما نمی‌دام به چه دلیل مسئولان کشتی‌سازی عظیم گسترش برای بریدن دیواره بیروی محل آتشسوزی اقدامات لازم را به عمل نیاوردند.

وی یادآور شد: مطلع‌ام که سابق بر این اتفاقات مشابهی در دیگر کارگاه‌های کشتی سازی افتاده است و در همه آن‌ها کارگران محبوس در آتش به همین شیوه نجات داده شده‌اند.

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

با صدور بخشنامه‌ای اعلام شد:

تغییر نحوه محاسبه ۴ درصد مستمری بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان آور

سازمان تأمین اجتماعی با صدور بخشنامه‌ای به واحدهای اجرایی این سازمان نحوه محاسبه ۴درصد مستمری بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان آور را تشریح کرد.

 به گزارش ایلنا، در بخشنامه صادر شده از سوی مدیرعامل تامین اجتماعی آمده است: ۴درصد میزان مستمری برقراری به نسبت سنوات اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور مربوط به ایام قبل از تصویب قانون (۱۴/۷/۸۰) که می‌بایست محاسبه و به صورت یکجا وصول شود، در صورت ارائه تضامین معتبر از سوی کارفرما با فرصت حداکثر ۹ ماهه امکان پذیر خواهد بود.

بر اساس بخشنامه صادر شده توسط مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی، در صورت عدم توانایی کارفرما از پرداخت مبلغ مذکور، واحدهای اجرایی سازمان تضامین کافی را اخذ و اقدامات لازم را برای صدور حکم بازنشستگی و برقراری مستمری انجام می‌دهد.

روابط عمومی تامین اجتماعی در توضیح دلایل این تغییرات اعلام کرده است: عدم پرداخت به موقع ۴درصد مستمری کارهای سخت و زیان آور از سوی برخی کارفرمایان، موجب تأخیر در بازنشستگی بیمه شدگان شاغل در این مشاغل می‌شود، از این رو سازمان تأمین اجتماعی، اصلاحاتی در نحوه دریافت ۴درصد مستمری کارهای سخت و زیان آور انجام داده است.

در این بخشنامه آمده است: این تغییرات با هدف روانسازی امور مربوط به بازنشستگی کارگران شاغل در مشاغل سخت وزیان آور که حائز شرایط بازنشستگی هستند، مساعدت با کارفرمایان و حفظ حقوق بیمه شدگان و صدور به موقع احکام بازنشستگی آنان انجام می‌شود.

۱۳۹۴/۰۱/۱۵

گزارش خبری

بلاتکلیفی کارگران آنومالی شمالی علی رغم شروع به کار مجدد

کارگر بیکار شدهٔ معدن آنومالی شمالی در بافق یزد، در حالی از پنجم فروردین ماه کار خود را در معدن جدید آغاز کرده‌اند که به گفتهٔ کارگران هنوز وعده‌های داده شده ه آنان محقق نشده است.

 در حالیکه پیش از این منابع کارگری از توافق به وجود آمده بین کارگران بیکار شده معدن آنومالی شمالی با مدیران این شرکت معدنی جهت کار در معادن اطراف بافق خبرداده بودند، کارگران به ایلنا گفته‌اند وعده‌های داده شده مانند تامین سرویس رفت و برگشت برای نقل و انتقال کارگران از بافق به مهریز و برخورداری از قراردادها و مزایای مناسب هنوز محقق نشده است.

به گزارش ایلنا، در پی اعتراضات و پیگیری‌های انجام شده توسط کارگران بیکار شدهٔ معدن آنومالی شمالی، روز پنجشنبه ۱۶ بهمن ماه ۹۳ جلسه‌ای با حضور فرماندار بافق و مدیریت سنگ آهن مرکزی و همچنین مدیریت شرکت پیمانکاری شهداب (پیمانکار معدن آنومالی شمالی) جهت رسیدگی به وضعیت کارگران بیکار شدهٔ که خواستار بازگشت به کار بودند برگزار شد و در ‌‌نهایت مقرر شد نسبت به بکارگیری این نیرو‌ها در معادن اطراف بافق اقدامات لازم به عمل‌ آید. بر این اساس قرار شد،45 ذکارگر بیکار شده ی آنومالی شمالی،برای مدت ۶ ماه، کارشان را در معدن سرب و روی مهدی آباد مهریزدر ۹۰ کیلومتری آنومالی ادامه دهند و پس از آن مجددا در ارتباط با ادامه ی کار آنها در بافق تصمیم گیریهای لازم گرفته شود.

به گفته ی منابع آگاه، این وعده با شروع به کار کارگران در پنجم فروردین ماه ۹۴ عملی شد و در حال حاضر از ۴۵ نفر کارگر بیکار شده ۳۵ نفر در معدن سرب و روی مهریز مشغول به کار هستند.

کارگران به ایلنا گفته اند، ۴نفر از کارگران به دلیل آنچه تخلف انظباطی از سوی مسولین عنوان شده نتوانستند در معدن جدید کار کنند و چند نفر دیگر هم به دلیل شرایط نامناسب کار و فاصله‌ای که بین محل کار و زندگیشان وجود دارد از ابتدا از کار در معدن جدید انصراف دادند.

فاصله معدن آنومالی شمالی تا معدن سرب و روی مهدی آباد در مهریز حدودا ۹۰ کیلومتر است. به گفتهٔ کارگران علی رغم اینکه قرار بود برای کارگران سرویس رفت و برگشت در نظر گرفته شود اما به دلیل باز نشدن اتوبان اصلی محور بافق-مهریز که قرار بود برای نقل و انتقال کارگران از آن استفاده شود مسولین شرکت ترجیح داده‌اند اقامتگاهی (خوابگاه) برای کارگران درنزدیکی محل کار جدید در نظر بگیرند تا کارگران در‌‌ همان جا مستقر شوند و رفت و آمدشان کمتر شود. برخی از کارگران، تجربه سکونت در خوابگاه را مطابق با شرایطی که پیش از این با مسولین پیرامون آن توافق کرده بودند نمی‌دانند. به گفتهٔ کارگران اقامت در خوابگاه و آن هم برای ۴ روز در هفته و دوری از خانواده از نظر روانی روی کارگران اثرات مخربی می‌گذارد، از طرفی شرایط زندگی در خوابگاه هم به شکلی نیست که همه بتوانند با آن کنار بیایند.

وجود بیکاری و اقساط معوقه‌ای که تقریبا بیشتر کارگران بیکار شده با آن درگیرند باعث شده تا علی رغم مساعد نبودن شرایط، کارگران نسبت به کار در معادن همسایه هم آماده باشند. کارگران می‌گویند، شنیده‌ها نشان می‌دهد قرار است به نسبت قبل یعنی زمانی که در آنومالی کار می‌کردیم دستمزد کمتری دریافت کنیم. و این خلاف وعده هاییست که در جلسهٔ رسیدگی به وضعیت کارگران به آن‌ها داده شده است. به گفتهٔ آن‌ها، وعده‌های مدیریت شرکت آپادانا کاوش ایرانیان پیمانکار سنگ آهن مهدی آباد مهریز درباره پرداخت به موقع دستمزد‌ها باعث شده کارگران فعلا  با قراردادهای سه ماهه و به صورت آزمایشی به کار در معدن مشغول باشند. به گفتهٔ آن‌ها این اولین تجربهٔ شرکت آپادانا در پروژهٔ مهریز است.

کارگران می‌گویند ما روی قول مدیریت سنگ آهن مرکزی و فرمانداری بافق حساب کرده‌ایم و امیدواریم هرچه سریع‌تر شرایط کار بعد از ۶ماهی که خودشان وعده داده‌اند بهتر شود. مشکل اصلی کارگران علاوه بر مسئلهٔ استخدامشان، فاصله محل کار و محل زندگیشان است. آن‌ها می‌خواهند در شهر خودشان کار کنند.

لازم به یادآوری است، نزدیک به ۸۵ کارگر معدن آنومالی شمالی دی ماه سال جاری پس از اتمام پروژه استخراج سنگ آهن در حالیکه به آن‌ها وعدهٔ استخدام داده شده بود، بیکار شدند. منابع کارگری ایلنا می‌گویند پیمانکار معدن آنومالی شمالی با کارگران قرارداد کار یکساله بسته بوده است اما آن میزان سنگ آهنی را که می‌خواسته در این مدت استخراج کند طی مدت ۵ ماه استخراج کرده است. پس از آن به جز ۴۵ کارگر، بقیه با مصوبهٔ شورای تامین و تعدادی هم به دلیل اینکه نیروی ماموریتی بودند مجددا به کار بازگشتند. ۴۵ کارگر بیکار شده تجمعاتی را در مقابل شرکت پیمانکاری شهداب (پیمانکار معدن آنومالی شمال) و همچنین فرمانداری بافق برگزار کردند و خواستار رسیدگی به وضعیت استخدامیشان بودند. در پی این اعتراضات فرمانداری بافق وارد عمل شد و با برگزاری جلسه‌ای با مسولین سنگ آهن مرکزی و توافقات به وجود آمده کارگران در معدن مهدی آباد مهریز در ۹۰ کیلومتری آنومالی شمالی در بافق مشغول به کار شدند.

از سایت „پیام“:

روند افزاینده تعطیلی واحدهای تولیدی

یک عضو „کمیسیون صنایع مجلس“ رژیم از تعطیلی 50 درصد کارخانه ها و واحدهای تولیدی در ایران خبر داده است. این نماینده مجلس رژیم در همین ارتباط افزوده است که 50 درصد دیگر صنایع و واحدهای تولیدی نیز نیمه فعال یا زیان ده می باشند. در همین حال معاون وزیر صنعت جمهوری اسلامی در مصاحبه با خبرگزاری حکومتی „ایسنا“ از تعطیلی ۱۴ هزار کارخانه در ایران خبر داده است. به گفته وی «همچنین ۲۲ هزار واحد صنعتی با ظرفیت کمتر از ۵۰ درصد کار می کنند.»

افزایش سهم کارگران از حق بیمه

به گزارش خبرگزاری حکومتی „مهر“ با مصوبه جدید شورای عالی کار و ابلاغ آن از سوی وزیر کار از ابتدای سال ۹۴ در واحدهای مشمول قانون کار، سهم بیمه کارگران افزایش یافت. براساس گزارش مزبور در پی این مصوبه، از ابتدای سال ۹۴ سهم بیمه کارگران از ۴۲ هزار تومان به ۴۹ هزار تومان افزایش یافته است. بدین ترتیب ۳۰ درصد حداقل حقوق و یا مجموع دریافتی کارگران در هر ماه باید به عنوان حق بیمه پرداخت شود.

ابلاغ افزایش ناچیز حقوق کارمندان دولت

براساس ابلاغیه دولت „حسن روحانی“ حقوق کارمندان دولت در سال 94 به میزانی ناچیز و تنها معادل 14 درصد افزایش می یابد. به گزارش خبرگزاری حکومتی „تسنیم“، هیئت وزیران در جلسه 27 اسفندماه سال گذشته به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی افزایش 14 درصدی حقوق کارمندان دولت را تصویب نمود. در حالی حقوق کارمندان به میزانی ناچیز افزایش یافته که قدرت خرید آنان طی سال های گذشته به شدت کاهش یافته و درصد عظیمی از کارمندان به زیر خط فقر رانده شده اند.

***

به دادگاه کشاندن کارگران معدن چادرملو وصدوراحکام ضد انسانی علیه آنان از طرف رژیم سرمایه را قویاٌ محکوم می نمائیم!ـ

برپایه خبر منتشره خبرگزاری دولتی  ایلنا در تاریخ شانزدهم اسفند آمده است : « ۳۱نفر از کارگران شرکت چادرملو که کارفرما از آن‌ها شکایت کرده بود از ۶ اتهام تبرئه شدند ولی متاسفانه ۲۸ نفر از آن‌ها در ارتباط با اتهام «جلوگیری از احقاق حق خود» مجرم شناخته شدند و به دلیل اصرار کارفرما بر شکایتش قرار است ۲۰ اسفند ماه محاکمه شوند.» دیگرباردرتاریخ چهارشنبه ۲۰ اسفند ماه، آمده است : « تعداد ۲۸ نفرازکارگران شرکت معدنی چادرملو که در پی اعتراضات گسترده سال گذشته و متعاقبا شکایت کارفرما برای رسیدگی به یک اتهام باقیمانده از شعبه ۱۰۱ دادگستری اردکان احضار شده بودند، صبح ۲۰ اسفند ماه، برای رسیدگی به یک اتهام باقیمانده در دادگاه اردکان حاضر و به اتهام مطرح شده علیه خود پاسخ دادند…» برپایه همین خبر، اتهام این کارگران „اخلال در نظم و آسایش عمومی“ و „ممانعت از احقاق حق „عنوان شده است. گفتنی ایست ؛ طی این روز ، هیچ رایی در خصوص اتهام وارده صادر نشده و صدور حکم به زمان نامعلومی موکول شده است. سرانجام در تاریخ ۱۲ فروردین۲۰۱۵  باز همین خبرگزاری اعلام داشت: « حکم اولیه دادگاه ۳۰ کارگر معدن چادرملو که در پی اعتراضات سال گذشته در این معدن با شکایت کارفرما با اتهام “ اخلال در نظم و جلوگیری از احقاق حق هم طبقه ایهایشان“ به دادگاه رفته بودند صادر شد و بر اساس آن 5 نفر از کارگران به یکسال حبس تعزیری و شلاق محکوم شده اند گفته میشود ۲۵ کارگر دیگر از اتهامات وارده تبرئه شده اند. »

فعل و انفعالات خبر مربوطه درسه تاریخ فوق، نشانگر سیاستهای دولت سرمایه جمهوری اسلامی در سرکوب بی رحمانه و وحشیانه، زندانی نمودن، شکنجه، اعدام، شلاق زدن فعالین و رهبران جنبش کارگری پدید ه ایی جدیدی نیست. توحش و بربریت این رژیم و عملکردهای آن در ادامه دولت روحانی که با موجی وسیعی از زندانی نمودن فعالین کارگری و تهدید و سرکوب و عمل شنیع صادر نمودن حکم شلاق برای ۵تن از کارگران چادرملو، ازسراستیصال و بن بستی است که دولت در شرایط فعلی در اثر بحرانهای عمیق اقتصادی و سیاسی با آن دست و پنجه نرم می کند. حاکمان سرمایه به علت ناتوانی در حل بنیادی مسائل اقتصادی و سیاسی جامعه  چاره ای جز سرکوب، زندان و شکنجه و شلاق زدن کارگران برای عبور از این بحران را در جلو روی خود نمی بینند.

کارگران چادرملو که در طی دو سال اخیر، برای اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، افزایش کارانه ها و لغو حکم اخراج دبیر اخراجی انجمن صنفی ایشان دست به اعتصاب زدند و برای متحقق شدن خواسته هایشان پافشاری نمودند، برای اولیه ترین حق و حقوق خود دست به اعتصاب و اعتراض زدند.

صدورهرگونه حکم ضد انسانی رژیم جنایتکار اسلامی با نزدیک شدن اول ماه مه و جو مخالفتهایی که با آن رودرو است، تنها غلبه بر این شرایط را در سرکوب و وحشیگری هر چه بیشتری  و زهر چشم گرفتن از کارگران از طریق صادر نمون حکمهای سنگین و شلاق زدن جستجو می نماید، تا با دامن زدن به این اوضاع از طریق این سرکوبها بتواند با خدمت به اربابان امپریالیستی خود برنامه های نئو لیبرالیستی و خصوصی سازیها را در خدمت به تقاضای آنها پیش ببرد. حمله سیستمایتک به سفره خالی کارگران با افزایش 17 درصدی دستمزدها، ایجاد جو رعب و وحشت و سرکوب و زندانی نمودن و حکم شلاق بر پیکر کارگران شریف و زحمتکش در این راستا عمل می کند و از پروژه هایی است که رژیم از سه دهه قبل این حرکت فاشیستی را سازمان داده و هر روز با ترفند جدیدتری برای ممانعت از اعتراضات و اعتصابات کارگران به میدان می آید.

کارگران چادرملو برای احقاق خواسته های اولیه خود محکوم به این قساوت و بیرحمی شده اند. تا زمانی که مناسبات سرمایه داری بر قرار است، مبارزه کارگران بر علیه این سیستم ادامه دارد ومبارزه بر علیه این نابرابریها و حقوق غارت شده کارگران و ظلم و ستم طبقاتی که دولت و صاحبان سرمایه ضد کارگر بر کارگران روا می دارند، فقط می تواند با مبارزه متشکل ومتحد طبقه کارگر ایران پاسخ بگیرد. در عدم اتحاد و متشکل نبودن کارگران است که جمهوری اسلامی سراپا فساد و جهل بخودش این اجازه را می دهد که وقیحانه برای کارگران مبارز و شریف این احکام را صادر نماید.

اين جنايت بار ديگر نشان داد که آنچه طبقه کارگر ايران بدان نياز دارد تشکل است. کارگران براى دستيابى به مطالبات بيشمارشان احتياج به تشکلهاى طبقاتى خود دارند. اعتراض موثرى که جانيان رژيم اسلامى را از اين جنايت پشيمان کند به تشکل طبقاتى نياز دارد. بايد هر اقدام فعالين و محافل کارگرى در اعتراض به اين جنايت توام با تلاش براى ايجاد تشکل باشد. ايجاد تشکل براى اعتراض به اين جنايت وچنین جنایاتی است. ايجاد تشکل براى فشرده کردن صفوف طبقاتی خود جهت دفاع و کسب حقوق سیاسی و صنفی و مبارزۀ قاطع و نهایی با این رژیم ضد کارگری است.

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج ازکشور،این تهاجم وعمل وحشیانه رژیم سرمایه جمهوری اسلامی بر کارگران چادرملو و کل طبقه کارگر ایران را قویاٌ محکوم می نمایند و از تمام نهادهای کارگری و نیروهای مترقی و آزادیخواه در داخل و خارج و در سطح بین المللی می خواهد در حمایت از همبستگی از کارگران چادرملو و محکوم نمودن این جنایات آشکار برعلیه طبقه کارگر به اعتراض برآیند.

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج ازکشور

nhkommittehamahangi@gmail.com

http://nahadha.blogspot.com/

جمعه ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ برابر با ۰۳ آوريل ۲۰۱۵

Das könnte Dich auch interessieren...

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.