اخبار زندان یکم تا هفتم اردیبهشت 1394

رسول بداقی
رسول بداقی

ابهام در وضعیت رسول بداقی

رسول بداقی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران؛ یکی از فرهیخته ترین اعضای شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور است. او در مدت فعالیت خود در هیات مدیره کانون صنفی معلمان همواره پیگیر امور صنفی فرهنگیان کشور بوده است.

بداقی پیشتر در سال 85 در یکی از گسترده ترین اعتراضات معلمان ایران به اجرا نشدن قانون توسط دولت دکتر احمدی نژاد دستگیر و به سه سال حبس تعلیقی محکوم شد. پس از آن و همزمان با وقایع سیاسی کشور در شهریور 88 در اداره آموزش و پرورش اسلامشهر دستگیرشد. نیروهای امنیتی پس از تفتیش منزل بداقی، او را به بند 209 اوین بردند. در ادامه توسط  قاضی صلواتی در شعبه پانزده دادگاه انقلاب به شش سال حبس محکوم شد.

این عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان در مدت پنج سال و هشت ماه که در زندان بوده حتی برای تشییع و تدفین مادر گرامی اش، یک ساعت مرخصی نداشته است.

در آستانه هفته معلم بدنه آموزش و پرورش در التهابات ناشی از اعتراضات معلمان کشور نسبت به وضعیت اسف بار آموزش و  پرورش به سر می برد. از طرفی  فرهنگیان ایران بی صبرانه چشم انتظار آزادی معلمان زندانی هستند و مسئولان مربوط به پرونده ی رسول بداقی تاریخ آزادی او را سیزده مرداد 94 اعلام کرده اند، در اقدامی عجیب دادسرای شهید مقدسی اوین عصر روز شنبه پنجم اردیبهشت رسول بداقی را برای بازپرسی احضار کرد.

امروز (ششم اردیبهشت) رسول بداقی برای حضور در دادسرای مقدسی اوین توسط عوامل زندان رجایی شهر انتقال یافته است. و تا کنون هیچ خبری مربوط به بازگشت ایشان به رجایی شهر گزارش نشده است.

امیدواریم مسئولان مربوطه با درک شرایط موجود زمینه آزادی معلمان زندانی را فراهم نماید.

اسماعیل عبدی-دبیرکل کانون صنفی معلمان

ششم اردیبهشت هزار و سیصد و نود و چهار

منبع:حقوق معلم وکارگر

اطلاعیه شماره ۴۵ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

در محکومیت بازداشت رضا امجدی

کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده

همچنانکه اطلاع دارید و ما هم در اطلاعیه‌های قبلی‌ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد اشاره کردیم تهدید ، احضار و بازداشت فعالین کارگری به اوج خود رسیده است و روزی نیست که ما شاهد تهدید ، احضار و یا بازداشت فعالین کارگری نباشیم ، مخصوصا اعضا کمیته هماهنگی‌ برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در شهر سنندج ، در ادامه بازداشت‌ها در شهر سنندج که با نزدیکی‌ به اول ماه مه‌ برابر با یازدهم اردیبهشت ماه روز جهانی‌ کارگر نیز مصادف شده روز شنبه ۵ اردیبهشت ماه ماموران امنیتی با حمله به خانه رضا امجدی فعال کارگری عضو کمیته هماهنگی‌ برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در محله حسن آباد سنندج ضمن تفتیش خانه رضا را بازداشت کرده و به مکان نا معلومی منتقل کردند که تا امروز هیچ خبری از ایشان در دسترس نیست.

کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد ضمن محکومیت بازداشت رضا امجدی و دیگر اعضا کمیته هماهنگی‌ در شهر سنندج خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی‌ کارگران زندانی و فعالین کارگری زندانی است .

کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی :

09182842451

komitedefaa@gmail.com

komitedefaa.blogspot.com

***

تداوم فشارها بر فعالین کارگری در آستانه اول ماه مه

در ادامه فشار سیستماتیک به اعضا کمیته هماهنگی در شهر سنندج، طی روزهای شنبه و یکشنبه دو تن دیگر از فعالین کارگر “خالد حسینی و رضا امجدی” احضار و بازداشت شدند. بنابر گزارش “کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری”، روز یکشنبه 6 اردیبهشت ماه، خالد حسینی فعال کارگری و از اعضای کمیته هماهنگی به اداره اطلاعات رژیم در شهر سنندج احضار شد. این فعال کارگری به مدت دو ساعت در رابطه با کمیته هماهنگی و اول ماه مه روز جهانی کارگر مورد بازجویی قرار گرفت. از سوی دیگر، روز شنبه 5 اردیبهشت، رضا امجدی فعال کارگری و از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، توسط نیروهای لباس شخصی رژیم در شهر سنندج بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل گردید.

***

بیانیه 121

باز هم رسول بداقی معلم مبارز را تحت فشار قرا دادند!!!

 

رسول بداقی معلم مبارز زندانی را طی هفته اخیر دو بار به دادگاه ( شعبه 6 بازپررسی) بردند که بار دوم امروز 6/2/1394 بود که ساعت 7 صبح بردند و اکنون که ساعت 8 شب است هنوز بر نگرداندند ، با توجه به اینکه اعتراضات معلمان و کارگران با شتاب در حال زیر سوال بردن حاکمیت سرمایه داری جمهوری اسلامی است و به سمت سراسری شدن اعتراضات حرکت می کند جمهوری اسلامی تلاش می کند رهبران  کارگری و معلمان مبارز را زیر فشار قرار داده و آنها را با گروگان گرفتن زندگیشان در مقابل اعتراضات و یا حداقل در مقابل وحدت طبقاتی قرار بدهد ، در این رابطه آنها را سر دو راهی قرار داده می خواهد در یک گفتگوی یک طرفه از موضع انقلابی و رادیکال پایین بکشد، در این گفتگوهای تحمیلی و یک جانبه با فشار و تهدید از ترم صنفی گرایی برای اغنای آنها سوء استفاده می کنند.

در آخرین خبر از رسول بداقی اعلام شده است :

“انتقال رسول بداقی معلم زندانی به مکانی نا معلوم، رسول بداقی معلم زندانی که کمتر از سه ماه دیگر به ازادی او نمانده است صبح 94/2/6،به بهانه انتقال به دادسرای اوین به مکان نا معلومی منتقل شد،یک منبع اگاه اعلام کرده است که هفته گذشته این معلم زندانی به شعبه 6دادسرای اوین منتقل شده بوده و انجا به ایشون اعلام کرده بودن که اطلاعات و دادستانی از او شکایتی مطرح کرده است و در صورت مصاحبه و اعلام کناره گیری از فعالیتهای صنفی معلمان این پرونده مختومه خواهد شد،رسول بداقی بیش ازشش سال است در زندان و تبعید بوده و در دوران زندان حتی پس از مرگ مادرش اجازه مرخصی نداشته است”

در چنین شرایطی که جهت حرکت به سمت وضعیت دوگانه است باید هشیار باشیم و از رهبران کارگری و معلمان مبارز با تمام توان دفاع و حمایت کنیم و اجازه ندهیم جمهوری اسلامی با تهدید، آزار و اذیت و شکنجه رهبران و مبارزان را از موضع رادیکالشان پایین بکشد، هم چنین ضمن برنامه ریزی برای گسترش اعتراضات متحدانه در روز جهانی کارگر و روز معلم با شعار “معلم زندانی ، کارگر زندانی  ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد”  زمین را زیر پای جمهوری اسلامی به لرزه دربیاوریم ،

مهمتر از همه برای شکست نقشه و ترفندجمهوری اسلامی در رابطه با تهدید رهبران و فعالین مبارز و مقابله با ایجاد دو دستگی میان تشکل های کارگری و دامن زدن به تفرقه و پراکندگی موجود میان آنها توسط جمهوری اسلامی و عوامل سرمایه داری ضرورت حیاتی دارد که  رهبری سازمانی را جایگزین رهبری فردی نماییم این تنها راه امکان نجات است که وحدت و تشکیلات را برای رهای نهایی بر قرار می کند.

رسول بداقی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

6/2/1394

***

از سایت پیام:

ضرب و شتم و بازداشت یک فعال کارگری در سنندج

“كمیته هماهنگی برای كمک به ایجاد تشكل های كارگری” طی گزارشی از ضرب و شتم

و بازداشت فعال کارگری “حامد محمودی نژاد” خبر داد. به گزارش کمیته هماهنگی، روز شنبه 29 فروردین ماه، نیروهای لباس شخصی رژیم در شهر “سنندج”، حامد محمودی نژاد، فعال كارگری و عضو كمیته هماهنگی را به شكل وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت نمودند.

رسول بداقی ، معلم مبارز زندانی، باز هم به دادگاه احضار شد.

 نظام جمهوری اسلامی سرمایه داری از ترس مبارزات زحمتکشان  هر چه به روز کارگر و روز معلم نزدیکتر می شویم بازداشت فعالین کارگری و معلمان  مبارز را افزایش می دهد و در همین حین معلمان و کارگران زندانی را بیشتر تجت فشار قرار می دهد در پی چنین سیاست ضد کارگری امروز یک اردیبهشت رسول بداقی معلم مبارز را که اکنون در سالن 12  زندان گوهر دشت مبحوس است به شعبه 6 بازپرسی مجتمع قضایی مقدسی واقع در زندان اوین احضار کرده اند . در رابطه با علت این احضار یا اتهام احتمالی هیچ چیزی بیان نشده است .

لازم به ذکر است که نیرو های فعال معلمان و کارگران باید هشیار و اماده برای هر گونه اعتراض برای دفاع از معلمان زندانی ، کارگران زندانی و زندانیان سیاسی بخصوص اماده دفاع و حمایت از معلم مبارز رسول بداقی باشند و همچنین روز کارگر و روز معلم را باید به روز اعتراضات گسترده علیه محاکمه و زندانی کردن کارگران و معلمان کنیم.

معلم ، کارگر ، اتحاد ، اتحاد 

کارگر زندانی ، معلم زندانی ، زندانی سیاسی  آزاد باید گردد

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی 1/2/1394

***

از قدرت برنامه ریزی و سازماندهی تشکل سراسری معلمان درس بگیریم !!! خطاب به سندیکای کارگران نقاش استان البرز تا کی فرقه گرای، تا کی تفرقه؟

سلام و درود ما فعالین زندانی را از کشتار گاه های جهنمی جمهوری اسلامی بپذیرید.

من شاهرخ زمانی کارگر نقاش عضو هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات تهران و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری، به عضویت افتخاری در سندیکای شما افتخار می کنم، و به عنوان قطره ای کوچکی از ارتش 50 میلیونی کارگران ایران برای شما آرزوی مبارزات منسجم و با برنامه جهت مقابله با بهره کشی دولت و طبقه سرمایه داری می کنم.

 هم زنجیران :

سرنوشت ما کارگران زندانی در نظر مولتی میلیادر های جانی ضد کارگر قرار گرفته است، تلاش ما برای دفاع از حق مشروع و قانونی آزادی اعتصاب و تشکل، ایجاد سندیکا و اتحادیه بعنوان پایه اساسی سازماندهی یکپارچه مبارزات طبقه 14 میلیونی کارگران در مقابله با تشدید استثمار و غارت ثروت های ملی و جهت رسیدن به مطالبات و حق حیات برای 50 میلیون خانوار کارگری می باشد ،اگر تشکل های کارگری سراسری هم چون تشکل معلمان وجود داشت ، دولت اسلامی – سرمایه داری نمی توانست یک چهارم خط فقر را به عنوان حداقل دستمزد تصویب و به کارگران تحمیل کند ، اشتغال دائم را نابود کند ، بیمه های درمانی ، بازنشستگی ، بیکاری را از بین ببرد ، تحصیل ، درمان ، آب و برق و گاز ، تلفن و … را که طبق قانون رایگان است به حیات خلوت تشدید بهره کشی مافیای ثروت و قدرت تبدیل نماید. و دست آخر این که در شرایط اوج اعتصابات با میانگین روزانه ده اعتصاب، ولی پراکنده و بی برنامه که اگر در این رابطه نیز تشکل سراسری وجود داشت می توانست این جویبار های کوچک را به رودخانه ای عظیم علیه بیکاری میلیونی و اخراج های دسته جمعی ، علیه فقر و نداری تبدیل کند.

مبارزات سراسری معلمان در بیست و هفت استان و نزدیک به 140 شهر تاثیر گذار و مفید برای گسترش مبارزه است، هم قطاران برای غلبه به بی برنامه گی و پراکندگی و برای چیره شدن بر برنامه و طرحهای دشمن طبقاتی در تعطیلی تولید و نابودی اشتغال و ایجاد بیکاری میلیونی ، گرسنگی تزریقی و دوندگی 24 ساعته برای لقمه نانی ، تشدید سرکوب و اخراج و حکومت نظامی در موسسات و کارخانجات تولیدی از طریق بسیج و حراست مسلح، دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگری و سازماندهندگان اعتصابات ، و مهمتر از اینها برای غلبه به از خود بیگانگی ، تفرقه و نا آگاهی و رقابت درونی طبقه کارگر، تنها چاره ما وحدت و تشکیلات در اتحادیه و حزب سراسری می باشد.

برای رسیدن به این سطح از آمادگی و سازمان یافتگی جهت مقابله با دشمن با توجه به اینکه دولت و احزاب سرمایه داری بطور طبیعی برای ادامه و حفظ بهره کشی بعنوان وظیفه و چماق سرکوب مادی و معنوی سرمایه داری برنامه ریزی شده و سازمانیافته عمل می کنند، اما با  صد افسوس که انحرافات درونی خانوار 50 میلیونی کارگران با صنفی گرایی و فرقه گرایی سد راه تشکل سراسری کارگران عمل        می کنند،

دوستان صنف گرا و قانون گرا، سه جانبه گرا (یعنی تمامی کارگرانی که مخالف فعالیت سیاسی کارگران هستند و تنها مبارزه تشکل کارگری را محدود به مبارزه برای  مطالبات صنفی در چهار چوب قانون می دانند در واقع از رسیدن کارگران به مطالبات خود جلو گیری می کنند، یعنی نا اگاهانه همان کاری را می کنند که کارفرمایان و دولت سرمایه داری دوست دارد) در رد و مقابله با تمامی تجارب اثبات شده ملی و جهانی طبقه کارگر در ایجاد تشکل های سراسری و کشیدن دیوار چین بین مبارزه صنفی و سیاسی کارگران، خیال می کنند هر سندیکای در حد یک پاسگاه روستایی می تواند نقش ارتش سراسری 14 میلیونی با 50 میلیون خانوار در سطح ملی سراسری را ایفا کنند، آنهم با توجه به نهایت فعالیت این دوستان این است که سندیکا های جدا از هم و مخالف فعالیت سیاسی تنها با تکیه به فعالیت صنفی و قانون گرایی و سه جانبه گرایی در هر محل کارگری به صورت پاسگاه های روستایی تکثیر کنند و سپس بدون اعتقاد به فعالیت سیاسی و حزب طبقه کارگر سراسری شوند که متاسفانه این یک خیال باطل است و تجارب جهانی حتی هم اکنون بوضوح ثابت می کند سندیکا ها و فدراسیون ها و اتحادیه هایی که اعتقاد به فعالیت سراسری سیاسی و تلفیق فعالیت صنفی – سیاسی و داشتن پیوند ارگانیک با تشکل سیاسی سراسری طبقه کارگر ندارند برای جبران خلا دید سیاسی، تابع و تحت تسلط دید سیاسی طبقه حاکم شده اند تا انجا که بدلیل نبود اندیشه سیاسی مستقل طبقه کارگر در تشکل های خود در کشور هایی که سندیکا ها و اتحادیه ها محدود به صنفی گرایی به رسمیت شناخته شده اند، در جهت مهار کارگران به مباشر و شریک کارفرمایان و حکومت های سرمایه داری تبدیل شده اند، کارگران ایران باید بدانند اگر بدون تلفیق اصولی مبارزات صنفی – سیاسی تنها به صنفی گرایی تکیه کنند در آینده نزدیک هیچ تفاوتی با اتحادیه و سندیکا های زرد کنونی که از رسیدن کارگران اروپایی و امریکایی و …  به مطالباتشان جلو گیری می کنند نخواهند داشت، و جالب این است که بدانیم جمهوری اسلامی به همه فعالین کارگری و سیاسی می گوید فعالیت سیاسی نداشته باشید، آزادید هر فعالیتی بکنید. پس یک کارگر باید بداند مخالفت با فعالیت سیاسی و فعالیت فقط به صورت صنفی گرایی همان حوزه ای است که تمامی دشمنان طبقه کارگر از جمله جمهوری اسلامی سرمایه داری پیش پای کارگران می گذارد بنا براین قبول چنین فعالیتی تبعیت از سرمایه داری محسوب می گردد که سرمایه داری با دقت برنامه ریزی کرده است و هر تشکل و فعالی قبول کند که فقط صنفی گرایی ، قانون گرایی و سه جانبه گرایی کند و مخالف تلفیق مبارزه سیاسی و صنفی باشد ، نا اگاهانه و یا اگاهانه تابع نقشه از پیش طراحی شده سرمایه داری شده است. و متاسفانه دوستان صنف گرا با بهانه قرار دادن شدت سرکوب های موجود ایران از آموزش سیاسی کارگران سر باز می زنند و در چنین فضایی، سیاست صنفی گرایی محض که با توجه به توضیحات بالا کاملا” ضد آگاهی طبقاتی کارگری است را با گشاده دستی و دست و دلبازی پیش        می برند، و آموزش ضد کارگری خود را با این توضیح که هر گونه بحث سیاسی، فعالیت سیاسی و ارتباط سیاسی باعث سرکوب و از بین رفتن تشکل می گردد از بیخ و بن ریشه تئوری و اندیشه و مبارزه سیاسی را می زنند و تلاش می کنند کارگران را از داشتن ارتباط با افرادی که فکر سیاسی دارند، منع کنند، نا خواسته   هم جهت با جمهوری اسلامی قرار می گیرند، متاسفانه کسانی که در چنین فضایی آموزش می بینند حتی وقتی وارد فضای دیگری می شوند نیز نمی توانند خود را تغییر بدهند چرا که هر زمینه ای که می توان تلفیقی بین فعالیت صنفی و سیاسی ایجاد کرد در ذهن و زندگی آنها توسط آموزش دهندگان صنفی گرایی کشته شده است.

از سوی دیگر دوستان مروج و مبلیغ آگاهی طبقاتی علیرغم نقش خودشان در اشاعه آگاهی با دامن زدن به فرقه گرایی از پیوند زنده و پویای و ارگانیک تجربه و اگاهی و اشکال تشکل و سازماندهی با بسترهای واقعی مبارزات جاری کارگران و برنامه کار و زندگی شان جلو گیری کرده و فعالیتشان محدود به تبلیغ و ترویج آنهم صرفا” در فضای مجازی بوده و هست، بدتر از همه به اصطلاح کارگر کارگری ها شیفته پرستش و دنباله روی و نظاره گری از اعتصابات خود جوش در بی برنامگی و پراکندگی و مهمتر در رد هر گونه ساختار متین و استوار ضربات هولناکی بر پیکر جنبش خود به خودی کارگران در فاصله گیری از هم و پراکندگی و بی برنامه گی مخصوصان در سطح عمومی وارد می کنند، اما سوال اساسی ما از دوستان این است که آیا ما هدفی غیر از سازماندهی مبارزات طبقاتی، طبقه 14 میلیونی کارگران ایران بر اساس خواسته و منافع صنفی و سیاسی آنان مانند حق تشکل ، حق اعتصاب ، دستمزد شایسته، اشتغال دائم ، تدوین قانون کار مترقی ، حق بستن قرار داد های دسته جمعی داریم ؟

اگر پاسخ مثبت است، آیا تجربه 200 ساله جنبش کارگری و بین المللی غیر از تشکل های پایدار یعنی شورا ، حزب و اتحادیه سراسری به عنوان اشکال سازماندهی مبارزه طبقاتی سیاسی و صنفی برای رسیدن به منافع آنی و حاکمیت بر سرنوشت خود تعریف کرده است؟

در تجربه تاریخی حودمان احزاب کارگری سوسیال دمکرات، عامیون – اجتماعیون ، حزب کمونیست، توده و نمونه درخشان شورای متحده کارگری یا فدراسیون سراسری از 1283 تا 1333 ثبت تاریخی شده است که حزب عدالت با 16 اتحادیه ، حزب کمونیست با 32 اتحادیه در شرایط دیکتاتوری هار و حزب توده با 108 اتحادیه با شرایط نسبتا” دمکراتیک فعالیت کردند، که جنبش کارگری ایران در کارنامه درخشان خود تدوین مترفی ترین قانون کار در خاورمیانه در سال 1325 ، نقش حیاتی در خلع ید از شرکت های امپریالیستی انگلیسی از نفت و تحمیل آزادی های دمکراتیک مانند آزادی تظاهرات ، اعتصاب ، آزادی بیان ، قلم و مطبوعات و احزاب زبان زد عام و خاص می باشد.

دوستان، اگر ما اصول و این تجارب تاریخی را قبول داریم، غیر از چسبیدن به صنف گرایی محدود و محافل غیر کارگری و فرقه ای و یا پرستش کاریزماتیک سرمایه دارانه، کیش شخصیتی و فردیت بورکراتیک در جهت سازماندهی انقلابی دمکراتیک چه چیزی باعث می شود دوستان و خصوصا” رهبران تشکل ها در برنامه ریزی های خود مثلا” در عرصه سازماندهی عمل مستفیم مبارزات کارگران، البته نه در عرصه سازماندهی عملی مستقیم بلکه در حرف و بیانیه مشترک به سه دسته تقسیم  می شوند، آیا این خود کمک مستقیم به پراکندگی، بی برنامه گی و تفرقه و انجراف از جنبش مبارزاتی کارگران نمی باشد؟ من و تمامی رفقای در بند بطوری که در بیانیه مشترک خود در تاریخ  23/1/1394 (http://chzamani.blogspot.ca/2015/04/blog-post_12.html) گفته ایم از تمامی دوستان می خواهیم تا درس از نمونه زنده تشکل سراسری معلمان و سازماندهی سراسری در 27 استان و بیش از 140 شهر برای برگزاری با برنامه و سراسری اول ماه مه بر روی خواسته های مشخص ، زمان و مکان معین در حالی که آمادگی مبارزاتی کارگران بسیار بالا است دست اتحاد به هم داده و از چند دستگی و تنش پرهیز کنند، که طبقه 14 میلیونی کارگران نه به چند ستاد، بلکه به یک ستاد مشترک فرماندهی سراسری در حد اتحادیه های سراسری مانند معلمان و حزب سیاسی سراسری احتیاج دارد. فقط در چنین صورتی است که      می تواند دشمن طبقاتی را عقب رانده، دست آوردهای مبارزاتیش را تثبیت کرده و برای ریشه کنی، بهره کشی و خیز بلند اماده شود. هر گونه تفرقه و حرکات گریز از مرکز ضربات جبران نا پذیری را به جنبش کارگری خواهد زد و طبقه کارگر را در بحران هویت و تشتت و پراکندگی نگه خواهد داشت، و عملا” از شکل گیری آلترناتیو نجات بخش کارگری جلو گیری خواهد نمود. لازم به یاد آوری است روی سازماندهی و تبلیغات بر محور اتحادیه سراسری تمامی نحله های کارگری با هر گرایشی بر محور مطالبات بهبود شرایط  و فروش بهتر نیروی کار باید مانند تمامی دنیا متحد و یک پارچه شود. از معتقدین به حاکمیت شورایی طبقه کارگر تا صنف گرایان محض از کارگر کارگری ها تا محافل و کلوپ های کارگری نباید هیچ اختلافی در سازماندهی در اتحادیه های سراسری داشته باشند هر گونه دوری از اتحاد در این راستا به معنای بی اعتقادی کامل به سازماندهی اقتصادی طبقه کارگر بعنوان یکی از اشکال مبارزه طبقاتی می باشد که زمینه را با خطر شکست جنبش کارگری و کل طبقه کارگر در مقابل دشمن طبقاتی اماده می کند .

دوستان و رفقا :

اگر در این 36 سال طبقه کارگر علی رغم مبارزات دائمی و گسترده خود نتیجه ای نگرفته و در گرسنگی و فقر و بی آیندگی دست و پا زده است هیچ دلیلی غیر از عدم وجود آگاهی و تشکل طبقاتی نبوده است. پس با تمام قوا پیش بسوی وحدت عملی پایدار پیشروان و تشکل های موجود، برای ایجاد شوراهای موسس تشکل های جدید در صنوف و محل کار و زندگی کارگران، به پیش جهت دست یابی به تشکل سراسری بعنوان تنها ابزار سازماندهی یک پارچه و با برنامه مبارزاتی صنفی کارگران .

پیش بسوی اتحاد عمل موقت برای سازماندهی با برنامه و سازمان یافته برای اول ماه مه در جهت فراخوان مشترک نیروها با محور خواسته های مشخص در هر مکانی و زمان معین

 

پیش بسوی اتحاد عملی با معلمان ، پرستاران و باز نشستگان در برگزاری مراسم مشترک اول ماه مه و روز معلم بر روی خواسته های مشترک

 

                                        زنده باد اول ماه مه روز نبرد جهانی کارگران،                                                                                           علیه نظام سرمایه داری

زنده باد اتحاد برای ایجاد اتحادیه ها و حزب سراسری

 

شاهرخ زمانی

زندان گوهر دشت

31/1/1394

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.