Kategorie: نویسندگان

مادران خاوران

آقای اسماعیلیون، به بال‌های جنبش دادخواهی شلیک نکنید!، همایون ایوانی

نوشته زیر با نگاهی به پیشینه رویکردهای مختلف به جنبش دادخواهی، به رویکردِ کنونی حامد اسماعیلیون و همکارانش در پیگیری پرونده‌ی پرواز ۷۵۲ می‌پردازد. تلاش شبکه شناخته شده‌ای از افراد و لابیگران به همراه اسماعیلیون، بیشتر به یک تئاتر جمعی شباهت یافته که یکی می‌گوید و بازیگر دیگری تائید می‌کند. آن‌ها و پشتیبانان رسانه‌ای‌شان، …فضایی فکری، اجتماعی و سیاسی را می‌سازند که در آن فضای وهم‌آلود، جنگ افروزی، دعوت دولت‌ها به دخالت در امور جنبش دادخواهی و فراتر ازآن کل جنبش انقلابی ایران، امری بدیهی و مورد در خواست „مردم“ ایران جلوه داده می‌شود. علاوه بر این، وقایع چند ماه اخیر نشان داده که مسئله پیگیری خانواده قربانیان پرواز ۷۵۲، ابزاری برای دخالت و تغییر محتوای پیشروی سیاسی جنبش دادخواهی و در عین حال خیزش جاری در کشورمان تبدیل شده است. در آخرین بخش این نوشته، به ادعاهای گزاف، نادقیق و نادرست حامد اسماعیلیون در مورد ارجاع درباره ارجاع پرونده‌ی پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین به ديوان بين‌المللى دادگسترى نگاهی دقیق‌تر خواهیم داشت

هشت تیر 1358 زمین چمن دانشگاه تهران

ساختارها، تظاهرات و کنش‌های آلترناتیو را سازمان دهیم!، همایون ایوانی

موج‌سوارانِ بدنام رسانه‌ای دوست دارند که خود را به عنوان „ائتلاف“ طبقات و اقشار مردم جلوه دهند. در واقع اینان جمعی از ولگردهای رسانه‌ای، تازه به دوران رسیده‌های پروژه بگیر، آکادمیسین‌های بی‌جنبه و اغلب تهی مغز، قماربازان کازینوهای لاس وگاس، تکنوکرات‌ها و سرمایه‌دارانی هستند که ویژگی اصلی آنان، در حضور مجازی، بی‌ریشه و مصنوعی‌شان در خارج از کشور خلاصه می‌شود. آنان به جای اتکاء به جنبش مردمی، به ژاژخایی و کاسه‌لیسی دولت‌ها و قدرت‌های جهانی، حتی رقبای منطقه‌ای جمهوری اسلامی مشغولند.

طرح از منوچهر

جنبش دادخواهی بال می‌گُستَرَد!، همایون ایوانی

یادداشت‌های شتابزده – در تدارک نهمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران – 2023 جنبش دادخواهی بال می‌گُستَرَد!ـ...

پانته آ بهرامی

به یاد پانته آ: گفتگوی همایون ایوانی با پانته آ بهرامی و مهرداد بابالویی

مقدمه ای بر یک مصاحبه به مناسبت نخستین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران، در شهر کلن در...

قتل یا نسل کشی، فرخ قهرمانی

در بخش اول کیفرخواست، اشاره به حمله مجاهدین به جمهوری اسلامی ایران در مرداد 1367 از پایگاه‌های خود در خاک عراق دارد که دادستان، کشتار مجاهدین در زندان را در این ارتباط به عنوان جنایت جنگی می‌بیند. این‌که تیم دادستانی تا چه اندازه در اثبات ارتباط کشتار مجاهدین با جنگ برون مرزی موفق باشد، چیزی است که آینده نشان خواهد داد؛ اما دادستانی آلترناتیو دیگری هم در این رابطه دارد و آن جنگ داخلی است که می‌تواند جانشین جنگ برون مرزی شود.ـ

اما آن‌چه که مورد نظر این نوشتار است مسئله‌ای است که باعث انتقاد جان بدربردگان چپ و کمونیست از آن کشتارها؛ و نیزدل نگرانی بخشی از خانواده‌های دادخواه و حتی برخی از حقوق‌دانان و متخصصین امر دادخواهی شده است و آن، تصمیم تیم دادستانی در ارائه و تنزل کیفرخواست در مورد کشتار زندانیان سیاسی کمونیست و چپ می‌شود؛ که این مرحله از کشتار را از نسل کشی تا حد قتل، تقلیل داده است. تا آنجا که به اطلاعات نگارنده برمی‌گردد تیم دادستانی در پاسخ به این پرسش از طرف برخی ازمتخصصین اظهار داشته‌اند که ترس ازامکان عدم اثبات نسل‌کشی و کوشش وکلای مدافع در جهت اثبات کشتارها به دلایل سیاسی، آنان را وادار به چنین تصمیمی کرده است. قبل ازاین‌که بخواهیم اتخاذ چنین تصمیمی و این‌که تا چه حد این استدلال می‌تواند صحت داشته باشد را مورد بررسی قرار دهیم، بایستی یک سوال اساسی را مطرح کنیم و آن این‌که آیا تیم دادستانی مجبوربه انتخاب فقط یک مورد کیفرخواست بوده است یا اساساً چنین اجباری در ارائه کیفرخواست در قوانین سوئد وجود ندارد. تا جایی که به اطلاعات نگارنده برمی‌گردد، تیم دادستانی مجبور به انتخاب این یا آن نبوده است و به  روال عادی در بسیاری از کیفرخواست‌ها می‌توانسته کیفرخواست برای کمونیست‌ها را با نسل‌کشی، آلترناتیو قتل به دادگاه ارائه کند. در چنین صورتی عدم اثبات نسل‌کشی هم نمی‌توانسته صدمه جدی و یا اساساً صدمه‌ای به پرونده وارد آورد و در حقیقت در صورت عدم اثبات نسل کشی تازه به جایی می‌رسیدیم که امروز در آن قرار داریم. به نظر می‌رسد بهتر باشد برای بررسی موشکافانه‌تر رابطه کشتار کمونیست‌ها در تابستان 67 با نسل‌کشی، ابتدا نگاهی داشته باشیم به قانون نسل کشی درسوئد.ـ

 قانون اس اف اس شماره 1964:169 درمورد نسل کشی که در تاریخ 2009 تغییراتی در آن داده شد و در نهایت در سال 2014 در دل قانون جدید قرار گرفته و باطل شد به قرار زیر است (توضیح این که باطل شدن یک قانون دردل قانونی جدیدتر مشمولیت قانون قدیم را از میان بر نمی‌دارد)

ماده یک:ـ

شخص یا کسی که به منظور از بین بردن یا نابودی کامل یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی و یا مذهبی اقدام کند به عنوان نسل کشی محکوم می‌شود.ـ

همین‌طور:ـ

ـ1 – یکی از اعضاء گروه مردمی را بکشد

ـ2 –  باعث درد جدی یا جراحت یکی از افراد گروه مردمی و یا باعث رنج شدید او شود

ـ 3 – شرایط زندگی را بر اعضای گروه مردمی به طوری تحمیل کند که احتمالاً منجر به ازبین بردن یا نابودی کامل یا بخشی از گروه مردمی شود

ـ4 – تدابیر طراحی شده‌ای برای جلوگیری از تولد کودکان در داخل گروه مردمی اتخاذ؛ و یا

ـ5 – یک کودک زیر هجده سال را به زوراز یک گروه مردمی جدا کرده و به گروهی دیگر بفرستد

مجازات تعیین شده حبس برای مدت معین، حداقل چهار و حداکثر هجده سال یا حبس ابد می‌باشد.ـ

digicap

سرمایه‌ دیجیتالی: آینده‌ی نیروی کار – بخش نخست: نگاهی به پیشینه بحث، همایون ایوانی

دانسته است که سرمایه و تولید کالایی را نباید الزاماً به صورت وسیله‌ای فیزیکی مثل پوشاک، یخچال و یا گاز که «قابل لمس» هستند، تصور کرد. این دو موضوع که درواقع تولید ارزش و ارزش اضافی را شکل خاصی از کالا که الزاماً به شکل ملموسی و فیزیکی قابل لمس نیست پیوند می‌زند. در «عصر اطلاعات»، بخش زیادی از صدور سرمایه و تولید کالا به صورتی انجام می‌شود که کالاهایی غیرفیزیکی و غیرقابل لمس، تولید و به فروش می‌رسند. درواقع، دانش و اطلاعات به سرمایه تبدیل شدند. حداقل از دهه ۸۰ میلادی و درواقع بسیار پیش از آن، برای اقتصاددانان مارکسیست آشکار شده بود که دانش، اطلاعات و تکنولوژی اطلاعاتی، شکلی از سرمایه و صدور سرمایه هستند. به تعبیری، «ابزار» نوین، از نيمه دوم دهه هفتاد ميلادی تکنولوژی نوين اطلاعاتی و مخابراتی شده بود. با پیدایش و گسترش کامپیوترهای شخصی، دسترسی و پردازش سریع‌تر داده‌ها و اطلاعات به صورت برجسته‌تری به عامل پیروزی بر رقبای مالی، تجاری و صنعتی تبدیل می‌شد. افزایش بهره‌وری به نحوی که صاحبان اطلاعات که سرعت پردازش بالاتری نسبت به رقبا دارند، موجبی برای تولید کالاهایی کم‌هزینه‌تر می‌شد و می‌شود که ارزش متوسط اجتماعی بالاتری را متحقق می‌سازند.

گفتگو

درباره‌ دموکراسی مستقیم، انقلاب انفورماتیک و…، عباس هاشمی در گفتگو با منوچهر آذری

در گذشته جنبش‌های کارگری ‌‌و کمونیستی عموما در حرکات مردمی، پیشگام و صاحب ایده‌های نو بودند، اما امروزه ما برغم اعتراف به تغییرات مهم در روش مدیریت سرمایه‌داری جهانی، و با اینکه شاهد پرولتریزه شدن اقشار و لایه های گوناگون اجتماعی و شکل گیری نوع جدیدی از برده داری، حول محور انقلاب انفورماتیک اولترا مدرن هستیم، انگار هنوز نفهمیده‌ایم چه اتفاقی دارد می‌افتد و درس‌های لازم را نگرفته‌ایم و تجربه‌های اخیر جنبش‌های پیشگام جهانی را هم نه تنها درک، جذب و از آن خود نکرده‌ایم. بلکه به نظر می‌رسد همچنان در گذشته‌ها مانده‌ایم. در این شرایط بیم آن می‌رود که عنقریب امکان هر نوع مداخله‌گری و ایجاد دگرگونی و تغییر بنیادی از همه‌ سلب شود و به بردگی کامل این سیستم مدرن در آییم.ـ