Prison's Dialogue Blog

روزنامه اطلاعات خبر از اعدام بیست و دو زندانی سیاسی در شیراز می دهد04-09-1361 1

به یاد رفیق پیكارگر شهید: علی اکبر محمد حسين پور

رفیق علی اکبر در سال 1334 در آببخش از توابع درواهی و در نزدیكی برازجان بدنیا آمد، او لیسانس حقوق داشت و برای مدتی به تدریس در دبیرستان این منطقه مشعول بود. رفیق علی...

یادمان فرانکفورت 2017 0

سرکوب و جامعه، فلیسیتاس ترویه، مترجم بهرام قدیمی

سرکوب و جامعه فلیسیتاس ترویه[1]ـ سخنرانی در مراسم یادمان کشتار زندانیان سیاسی – فرانکفورت ـ ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷ Felicitas Treue: “Repression und Gesellschaft”,  19. Nov. 2017-Frankfurt ترجمه بهرام قدیمی شب خوبی برایتان آرزو می...

ت مثل تواب و خاطرات يک شکنجه‌گر 1

ـ«تير خلاص در نفس‌هاي آخر»: آن‌چه توابين با ما کردند!، مینو همیلی

به شیشه مانیتور خیره می‌شوم. محاکمه‌ی سرانِ حزب توده و اعترافات تلویزیونی آن‌ها از میان خروارها خاک بیرون کشیده شده و از جلوی چشمانم رد می‌شود. از کیانوری تا عمویی و طبری و مابقی...

پوستر هفتمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران 0

2017 ‎سخنرانی سليمان کوچان دبير کنفدراسيون کارگران ترکيه در آلمان در هفتمین ‏گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران – آلمان – هانوفر- تابستان

سخنرانی سليمان کوچان دبير کنفدراسيون کارگران ترکيه در آلمان در مورد پاراگراف 129A , 129B ‎هفتمین ‏گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران – آلمان – هانوفر- تابستان 2017

ارنستو چه گوارا 1

اجرای ترانه “آموختيم دوستت بدارم” فرمانده چه گوارا- توسط پاتريسيو پاديا – هفتمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران، هانوفر

 

نسیم خاکسار 1

محمود محمودي كه من مي‌شناسم: چريكي در تمناي دانستن و دوستي، نسیم خاکسار

مطلب زیر توسط نسیم خاکسار به مناسبت ویژه نامه محمود محمودی (بابک) نوشته شده  که در شماره 5 تا 7 گفتگوهای زندان انتشار یافته است. این مطلب با ویرایش جدید بر روی صفحه  اکبر سردوزامی انتشار یافته است....

طرح از گفتگوهای زندان 1

پشت شیشه، بهروز داودى

پای از شب نرفته بود هنوز مهربانی را چه گرم  در قهوه خانه  نوشیدیم  و زمان را چه ساده  ،  چه بی اعتنا                         به خاک  سپردیم پای از شب نرفته بود هنوز كه  آواز  و  ساز خاموش   به خلوت  ما چشم دوخته بودند پای از شب  گذشته بود اکنون دستهایت که سرد بودند به گمانت دیگر  نمی خواستند از    روى...